نظام وقف اسلامي و نظامهاي مشابه در جهان غرب
مترجم : علی زاهدی
Endowment - Foundation – Trust
بررسي تطبيقي(1)
وقف از نهادهاي مهم اجتماعي است که هم در اسلام بر آن تأکيد فراوان شده و هم در اديان غير از اسلام و جوامع غير مسلمان مورد توجه قرار گرفته است. در غرب معاصر نيز وقف از جايگاه برجستهاي برخوردار است به طوري که شمار سازمانها و بنيادهاي وقفي و خيريه، تنها در آمريکا از مرز ميليون گذشته است. اکنون بايد ديد آيا ميان نظام وقف در غرب و نظام وقف در اسلام تفاوتي هست؟ و آيا وقف اسلامي ميتواند از وقف غربي استفاده کند؟ پاسخ به اين دو پرسش و پرسشهاي ديگر، در پژوهش حاضر بررسي ميشود. مؤلف که خود صاحب تحصيلات آکادميک در اين رشته و داراي تجربة عملي در مديريت اقتصادي است، نخست تاريخچهاي مختصر از پيدايش وقف در اسلام و غرب را بيان ميکند. سپس مقايسهاي مفصل ميان اهداف و زمينههاي مصرف وقف در اسلام و غرب انجام ميدهد. در فصل دوم ابعاد سازماني و مالي وقف در اسلام و نظامهاي غربي مشابه را بررسي ميکند و در نهايت با ذکر واقعيت کنوني وقف در جهان اسلام و غرب، به آسيبشناسي آن پرداخته، با بيان نقاط ضعف نهاد وقف در جهان اسلام، راهکارهايي را براي فعالشدن و رفع نقايص آن پيشنهاد ميدهد.
کليدواژهها: وقف در اسلام، وقف در غرب، Trust، Endowment ، Foundation، زمينههاي وقف.
مقدمه
احسان/نيکوکاري که مبتني بر کمک به ديگران است، از برترين فضائل و صفات نيکوي انساني است که دين نيز بدان دستور داده است إنَّ اللهَ يأمرُ بالعدلِ و الإحسانِ(2). همچنين مصلحان در هر جا و هر زمان منادي آن بودهاند و خيّران نيز در طول تاريخ در انجام آن کوشا بودند.
در اين ميان، اسلام در ساماندهي به نيکوکاري پيشتاز بود. اين ساماندهي سبب شد پديدة نيکوکاري به صورت ساختاري کامل و منحصر به فرد درآيد و حالتي بينابين فردي و سازماني، تکليف و کار داوطلبانه بيابد و به شيوهها و سازوکارهاي متنوعي مانند زکات، وقف و کمکهاي داوطلبانة ديگر تحقق يابد.
تاريخ و وضعيت کنوني شاهد نقش مهم اين سازوکارها در جلوگيري از فقر و نيز رواج روحية همبستگي اجتماعي و تقويت رفاه جامعه بوده، اما اکنون نياز به آن است که اين سازوکارها در جهان اسلام، آن هم در زير ساية سنگين جهانيشدن، کارآمدتر شود. جهانيشدن تبعاتي همچون کاهش نقش دولت و گسترش نظام سرمايهداري بازار آزاد را به دنبال داشته است. نظامي که شکست خود در تحقق عدالت اجتماعي را ثابت کرده است. اين امر سبب شده سازمانهاي غير دولتي براي اجراي اقدامات حمايتي خود در جامعه فشاري سنگين را متحمل شوند.
اقدامات حمايتي اين سازمانها بر پاية نوعي از سازوکارهاي نيکوکاري است که حالتي مستمر دارند. از مهمترين اين سازوکارها نظام وقف است. وقف بر پاية کمک داوطلبانة مالي است که به شکل سرمايهگذاري ثابت صورت ميگيرد. اين کار، منافع و درآمدهايي را توليد ميکند و اين درآمدها در اعمال خير صرف ميشود.
موضوع بحث
ـ از مسلمات آن است که وقف يک نهاد اسلامي برجسته بوده، نقشي مهم و بزرگ را در حمايت از تمدن اسلامي در طول تاريخ داشته است.
ـ و وضعيت کنوني وقف در کشورهاي اسلامي چندان کارآمد نيست و از نقاط ضعف متعددي رنج ميبرد.
ـ و نياز به کارآمد کردن نقش وقف در دوران کنوني بيش از پيش احساس ميشود؛ چرا که فقر و عقبماندگي در جهان اسلام رو به افزايش است.
ـ و اينکه اقدامات خيرخواهانه در کشورهاي غربي به شکلي عجيب رو به افزايش است؛ به گونهاي که اينک ميليونها مؤسسة خيريه با فعاليتهاي متنوع ايجاد شدهاند و اموال خيرية آنها سر به ميليارد ميزند.
ـ و از آنجا که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: «حکمت گمشدة مؤمن است. از اين رو هر جا آن را يافت، او به ]فراگيري[ آن سزاوارتر است؛
از اين رو يکي از محورهاي دومين همايش وقف که ان شاء الله دانشگاه «ام القري» برگزار ميکند، بررسي تجربيات غرب در زمينة اقدامات خير و چگونگي استفاده از آنها براي فعالکردن و کارآمدکردن وقف اسلامي در جهان معاصر است. بدينسان، من نيز تصميم گرفتم دربارة اين موضوع پژوهشي را تدوين کنم با عنوان «نظام وقف اسلامي و نظامهاي مشابه در جهان غرب ـ بررسي تطبيقي».
اهداف پژوهش حاضر
اهداف پژوهش حاضر در پاسخ به پرسشهاي ذيل است:
ـ نظامهاي غربي مشابه با نظام وقف اسلامي چيست؟
ـ ابعاد سازماني و مالي اين نظامهاي غربي چيست؟
ـ آيا در نظامهاي غربي مشابه مواردي هست که در نظام وقف اسلامي نيست و ميتوان از آنها استفاده کرد؟
ـ چرا وقف اسلامي دچار خمودي است و نظامهاي غربيِ مشابه روز به روز تقويت ميشوند؟
ساختار
پژوهش حاضر در سه مبحث ذيل اهداف خود را پي ميگيرد:
نخست. تعريف وقف و نظامهاي غربي مشابه؛
دوم. ابعاد سازماني و مالي وقف و نظامهاي غربي مشابه؛
سوم. وضعيت کنوني وقف اسلامي و نظامهاي غربي مشابه
مبحث اول
تعريف وقف اسلامي و نظامهاي غربي مشابه
1- بيان اصطلاحات و مفاهيم:
الف. وقف اسلامي: وقف در لغت به معناي نگهداشتن است؛ و در اصطلاح فقهي «محبوس کردن اصل/عين ]مال[ و رهاکردن ثمرة آن»(3) است. به عبارت ديگر، وقف بر پاية انفاق مالِ قابل بقا و استمرار، و استفادة متناوب از منافع و عوائد آن در امور خي است.
ب. اصطلاحات غربي مشابه وقف اسلامي:
1- اصطلاح Endowment که معناي لغوي آن وقف، هبه، بخشش است(4) و اصطلاحاً يعني: کمک خيرخواهانة فرد يا نهاد در قالب پول يا دارايي يا هرگونه منبع درآمد دائمي به بنيادي خيريه يا دانشکده يا بيمارستان و يا هر نهاد ديگر(5).
در تعريفي ديگر چنين آمده است: «سرمايهگذاري دائمي و مصرف کردن سود ناشي از آن براي اقدامات خير»(6).
2- اصطلاح Trust که معناي لغوي آن وقف، اعتماد، صندوق سرمايهگذاري، مال امانت، اتحاد دو شرکتِ داراي فعاليت يکسان براي در دست گرفتن بازار(7)است.
اما مفهوم اين واژه در ارتباط با وقف عبارت است از: انتقال مال منقول يا غير منقول که مالک آن، تسلط قانوني بر آن را به انساني امين منتقل ميکند و آن فرد امين متصدي مديريت و سوددهي آن مال ميگردد تا به دست استفادهکنندگان از آن مال ـ که مالک مشخص کرده است ـ برسد(8).
در تعريف ديگر نيز چنين آمده است: ترتيبات قانوني که به موجب آن اموال يا داراييها از مالک به شخصي ديگر (امين) منتقل ميشود تا وي در جهت منافع يک يا چند نفر به ادارة آن بپردازد(9).
تراست به اعتبار استفادهکنندگان از آن به اقسام زير تقسيم ميشود(10):
تراست خاص که به خاطر منفعت شخص يا شماري معين از افراد مرتبط با مالک حقيقي (مانند ورثة او) تشکيل ميشود. بدين ترتيب مانند وقف اهلي (وقف بر خانواده) ميشود.
تراست خيريه Charity Trust: يا تراست عام که هدف آن تحقق منفعتي عام مانند: گسترش آموزش يا مبارزه با فقر براي جامعه يا شمار زيادي از اشخاص است.
از اين رو در تعريف «تراست خيريه» آمده است: ترتيبات قانوني که به موجب آن اموال يا داراييها از مالکش ـ در قالب قرارداد ـ به شخصي ديگر (امين) منتقل ميشود تا در جهت منافع گروهي معين يا عموم مردم بهکار گرفته شود(11) (طبق اين تعريف، چيزي شبيه وقف عام ميشود).
3- اصطلاح Foundation که در لغت به معناي مؤسسه/بنياد/نهاد است و در استعمال عام آن رژيمي سازماني است که اقداماتي تجاري يا دولتي يا آموزشي يا خيريه انجام ميدهد(12)، اما معناي خاص آن عنوان مؤسسة خيريهاي است که تعريف مختصر آن ذيلاً ذکر ميشود:
نهادي سازماني مبتني بر وقف براي حمايت از مؤسسات خيريه(13).
و در تعريفي ديگر: صندوقي دائم براي جمعآوري پرداختهاي داوطلبانه جهت اقدامات خير، و فعاليتهاي ديني، آموزشي، پژوهشي و...، يا بنيادي که به دانشکدهها، مدارس، بيمارستانها و سازمانهاي خيريه کمکهاي مالي ميکند(14).
با توجه به توضيحات فوق، امور ذيل معلوم ميشود:
ـ تمام اين توضيحات پيرامون اقدام خير و نيکوکاري ـ به شکل عام ـ دور ميزند.
ـ اصطلاح Endowment ومعناي لغوي آن (وقف) مفهومي همسان با مفهوم وقف اسلامي دارد.
ـ اما ديگر اصطلاح Trust اگر چه بر رابطة حقوقي ميان صاحب مال و شخص امين تکيه دارد، اما معاني ديگري نيز دارد که از مفهوم «نيکوکاري» دور است. از جمله گونهاي انحصار بهشمار ميرود و نيز به صندوقهاي سرمايهگذاري اطلاق ميشود. آن معنايي که با اقدام خير مرتبط است، همان «تراست خيريه Charity Trust» است که معنايي نزديک به وقف دارد، با اين تفاوت که در وقف، ناظرْ مالکِ مال وقفشده نميشود(15).
بيشترين استعمال «تراست» در غرب مربوط به فرآيند مديريت داراييها به واسطة فردي امين به سود ورثه است. از اين رو شبيه وقف ذُرّيّ (وقف بر دودمان) در فقه اسلامي است.
ـ اما اصطلاح Foundation بيانگر شکل سازمانيافتة مؤسسات خيريه به طور عام است؛ خواه شکل وقف گرفته باشند يا به صورت جمعيت خيريه باشند، يا ... با در نظر گرفتن اين نکته معمولاً مؤسسه (در امور خيريه) به سازماني گفته ميشود که کمکهايي را به ديگر جمعيتها و سازمانها ارائه ميکند.
ـ با توجه به بار معنايي نزديک اين اصطلاحات، همگي با هم بهکار ميروند تا معاني مختلفشان همپوشاني داشته باشند. اين معاني عبارت است از وقف: مال اهدايي؛ تراست: وجود فردي امين که موقوفه را اداره ميکند؛ مؤسسه: نهاد سازماني وقف. از اين رو تعابير ذيل را در اين موضوع ميبينيم:
* Endowment Foundation يعني بنياد اوقاف؛ مثل: سازمان اوقاف آمريکا
American Endowment Foundation .
* Trust Foundation يعني بنياد تراست؛ مانند مؤسسة تراست جهاني
WorldTrust Foundation و مؤسسة Children’s Trust Foundation .
* Endowment Trust تراست وقفي.
به هر حال، سه اصطلاح فوق شباهتهايي با وقف اسلامي دارند؛ از آن حيث که همگي بر پاية يک مال دائم فعال مبتني هستند که درآمدش صرف اعمال خيريه ميشود، اما در برخي ابعاد هم تفاوتهايي با وقف اسلامي دارند که تفصيل آن در بند ذيل خواهد بود.
2- مقايسهاي ميان شکلگيري وقف اسلامي و شکلگيري نظامهاي غربي مشابه:
نيکوکاري به شکل عام از قديم به صورت فردي يا در قالب جمعيتهاي غيرسازماني وجود داشته است. کمک به تهيدستان و نيازمندان غريبه يا خويشان و همسايگان تنگدست، يا اقدام خير براي ساختن و تعمير مساجد از اين جمله است. ذيلاً شکلگيري نظامهاي وقفي اسلام و غرب را بيان ميکنيم:
الف. وقف اسلامي:
وقف در اسلام از صدر اسلام در دو عرصة متن و عمل شکل گرفت. مشروعيت اين عمل متکي بر سخن خداوند متعال است که ميفرمايد: «لَن تنالوا البرَّ حتّي تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ»(16)؛ هرگز به نيکي نخواهيد رسيد مگر آنکه از آنچه دوست ميداريد انفاق کنيد؛ و سخن رسول اکرم (صلي الله عليه و آله): «إذا مات ابنُ آدمَ انقطعَ عملُه إلّا من ثلاثٍ: صدقةٍ جاريةٍ أو علمٍ يُنتفع به أو ولدٍ صالحٍ يدعو له»(17)؛ چون آدميزاد بميرد، عملش منقطع ميشود مگر از سه ]نظر[: صدقهاي مورد استفاده يا دانشي سودمند يا فرزندي صالح که برايش دعا/عمل خير کند.
در سطح عملي و اجرايي هم رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) نخستين کسي بود که هفت حائط (کنايه از باغ) را وقف کرد. اين هفت باغ از شخصي يهودي به نام مُخَيرِق به پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيد؛ چرا که وي وصيت کرده بود: اگر کشته شدم، آنها از آنِ محمد باشد و آنگونه که رضاي حق تعالي است مصرف کند. مخيرق در جنگ احد کشته شد و آن باغهاي هفتگانه به پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيد؛ ايشان هم آنها را صدقه داد؛ يعني: وقف کرد(18).
صحابه نيز از جمله طلحه و عمر و عثمان و بسياري ديگر اهل وقف بودند تا آنجا که گفته ميشود: هيچ کس از اصحاب توانگر رسول خدا نبود مگر آنکه وقفي انجام داد.
و نهاد وقف در طول تاريخ اسلام ادامه يافت.
ـ انگيزة اصلي از وقف کردن همان تقرب به خداوند متعال و کسب ثواب است و مشخص است که خداوند تنها عملي را قبول ميکند که خالصانه بوده، به خاطر منفعتي مادي يا کسب اعتبار يا به دست آوردن مقام يا شهرت در ميان مردم و يا زياد کردن پيروان و مريدان نبوده باشد.
ب. نظامهاي اوقاف غربي مشابه:
1- تراست (Trust): ظهور تراست از سدههاي ميانه در انگلستان آغاز شد. سبب اصليش هم آن بود که حکمرانان بر انتقال املاک فئودالها به وارثانش مالياتهاي هنگفتي ميبستند. به خاطر جبران اين مالياتها از سدة دوازدهم ميلادي چنان شد که مالکان نزديکترين دوستانشان را که قابل اعتماد بود انتخاب ميکردند و به او حقوق مالک قانوني را در خصوص اموالشان ميدادند، در مقابل آنکه او تعهد بدهد مطابق با شروط عقدي که «عقد منافع» نام نهاده شد، منافع اين اموال را به وارثان مالک بدهد.
در دوران هانري هشتم که خود نيز جزء مالکان بود، در سال 1536 م قانون منافع تصوب شد. اين قانون راه فرار مالکان از مالياتها را بست. در نتيجه ناگزير به عقد تراست پناه بردند. مطابق اين عقد، فرد امين، مالک قانوني مال ميشد؛ و براي تأکيد بر حسن نيت، تراست خيري به وجود آمد که غير ورثه بهويژه تنگدستان و نيازمندان را هم در بهرهبري از مال تراست شريک ميکرد(19).
2- ديگر سازمانهاي خيريه مانند Foundation and Endowment (20)، بنا به علل ديني از قديم وجود داشتهاند، اما نه به شکل کنوني. شکل کنوني اين سازمانها البته به صورتي سادهتر، به سال 1601م و کشور انگلستان برميگردد، اما ظهور اصلي آنها مربوط به سال 1880 م و ايالات متحدة آمريکاست که پيشگام اين موضوع در جهان غرب است؛ چرا که آغاز کار سازمانهاي خيرية مبتني بر وقف با مؤسسة خيرية بنيامين فرانکلين در سال 1791م آغاز شد و ادامة آن را در مؤسسات ذيل ميبينيم: جيمز اسميت سال 1846م، جود بيبودي سال 1867م، سپس مؤسسات کارنگي سال 1896م، راکفلر سال 1902، ليکوک سال 1930، فورد سال 1936م، جانسون سال 1936م، مؤسسة وقف ليلي 1937م، مارک آرتور سال 1970م، ولبرايت سال 1946م. اين روند يعني تأسيس سازمانهاي خيريه همچنان ادامه يافت که اينک عدد آنها به ميليونها سازمان ميرسد. در رأس اين سازمانها، مؤسسة بيل گيتس است که در سال 2000م تشکيل شد و بزرگترين مؤسسة خيريه در جهان بهشمار ميرود؛ چرا که جمع اموال موقوفة آن در امور خيريه، تا سال 2006م به حدود 29 ميليارد دلار ميرسد.
علل ظهور اين رويکرد به اقدامات خير امور ذيل است:
الف. پيامد انقلاب صنعتي، انباشت عظيمي از ثروت در دستان تعدادي نسبتاً محدود از بازرگانان بود. اين ثروتها از دسترنج کارگران گردآمده بود. از اين رو کم کم اعتراضهاي مردمي را برانگيخت. همين امر منجر به آن شد که کم کم سر و کلة مؤسسات خيريه آشکار شود.
سپس بعد از جنگ جهاني اول و برپايي انقلاب کمونيستي در روسيه که با تحريک کارگران، براي تاجران و اصحاب صنايع و سياست دردسرساز شد، آنان را وادار کرد دهها ميليون از سرمايهشان را در امور خيريه هزينه کنند و براي خدمترساني به طبقات فقير و بهحاشيهراندة جامعه، مؤسسات و بنيادهاي خيريه تأسيس کنند.
ب. مالياتهاي سنگيني که بر مؤسسات تجاري وضع ميشد و در مقابل بخشودگي مالياتي مؤسسات خيريه، بازرگانان را تشويق کرد هر چه بيشتر مؤسسات خيريه تشکيل دهند.
ج. بروز نقش بين المللي آمريکا پس از جنگ جهاني دوم و آغاز جنگ سرد بين دو قطب سرمايهداري و کمونيسم و تلاش آمريکا و شوروي براي گسترش و بزرگکردن دايرة نفوذشان به گسترش تلاشها و اقدامات خير و کمکرساني در سطح جهاني شد.
با همة اينها، نميتوان اين نکته را انکار کرد که بسياري از عامة مردم غرب که کارهاي خيريه انجام ميدهند، انگيزهشان مفاهيم انساني و بشردوستانه است. اين چيزي است که آشکارا در دعوتهاي مؤسسات خيريه ميبينيم که از طريق اينترنت مردم را براي انجام اقدامات خير دعوت ميکنند.
اين آغاز و انگيزههاي شکلگيري وقف اسلامي و مؤسسات خيرية غربيه بود. از اين توضيحات مشخص شد که وقف اسلامي زودتر شکل گرفته است.
اکنون اين پرسش رخ مينمايد: با توجه به تفاوت انگيزهها و شکلگيري وقف اسلامي با مؤسسات خيرية غربي، آيا اهداف و زمينههاي مصرف اوقاف نيز ميان اين دو متفاوت است يا نه؟ سطور بعد در پاسخ به اين پرسش نوشته شده است.
سوم. مقايسه ميان اهداف و زمينههاي مصرف موقوفات در وقف اسلامي و نظامهاي غربي مشابه
هدف اصلي از وقف در اسلام از تعريف آن مشخص ميشود: «بستن دست مالک مطلق التصرف در مال قابل انتفاعش به طوري که وي يا ديگران در عين باقي ماندن اصل مال، نتوانند در آن تصرف کنند و سود آن براي تقرب به درگاه خداوند متعال در راه خير صرف شود»(21).
« برّ» در مفهوم اسلامي، «اسمي است شامل همة طاعات و اعمال خير که سبب تقرب به خداوند متعال ميشود»(22).
اما هدف اصلي از نظامهاي وقف غربي، اجمالاً از صفت «خيريه» Charity که بدان متصفند معلوم ميشود. يعني آنکه هدف انجام کار خيراست. تعريف مختصر «عمل خير» نيز چنين است: «اقدام براي کاهش رنج، بهبود وضعيت فقرا، حمايت از محيط زيست و ارائة خدمات اصلي اجتماعي»(23).
اين اقدامات خيريه متعدد است و ميتوان در جدول ذيل با نمونههايي از آنها آشنا شد. جدول ذيل گروههاي اصلي اهداف وقف و زمينههاي مصرف آن را در مقايسه ميان نظام وقف اسلامي و نظامهاي مشابه غربي نشان ميدهد:
جدول تطبيقي اهداف و زمينههاي مصرف وقف اسلامي و نظامهاي مشابه
*****
1- موارد فوق و نمونههاي بيشتري از اهداف و زمينههاي مصرف وقف در اسلام را ميتوان در مراجع ذيل يافت:
ـ محمد عماره، «دور الوقف في النمو الاجتماعي و تلبية حاجات الأمة»، أبحاث ندوة «نحو دور تنموي للوقف»، 1993م، وزارت اوقاف کويت، ص 155-171 که شامل فهرستي مفصل از مواردي است که وقف اسلامي در طول تاريخ بدان توجه داشته است.
ـ عبد الملک السيد، حلقة إدارة و تثمير ممتلکات الأوقاف، 1994م، المعهد الإسلامي لبحوث و التدريب، ص 228-305.
2- براي نمونههاي وقف در نظامهاي غربي مشابه به منابع ذيل مراجعه شود:
ـ سايت WWW. Charitynavigator.com با جستجو از عبارت all charity alphabetical؛
ـ سايت WWW. Google.com جستجوي American Institute Charity؛
ـ سايت WWW. Wikipedia.org جستجوي American Charity .
با توجه به فهرست فوق، موارد زير مشخص ميشود:
الف. وجود زمينههاي مشترک در مصرف وقف، ميان وقف اسلامي و غربي در بيشتر موارد؛
ب. برخي از موارد مصرف در مؤسسات خيرية غربي از مفهوم «اعمال خير» به دور است؛ اموري مانند اقدامات تبشيري و تبليغي اديان، و مؤسسات متعددي که از همجنسبازان حمايت ميکنند(24). نيز نهادهاي حامي سقط جنين و طرفدار روابط آزاد جنسي؛
ج. وجود مؤسسات فراوان در خدمت به منافع اسرائيل و يهوديان، در ايالات متحدة آمريکا و همة کشورهاي اروپايي؛
د. فعاليت بسياري از مؤسسات در عرصة گسترش انديشة سکولاريسم؛ مانند: کلوپهاي روتاري؛
هـ . فراواني مؤسسات فعال در خارج از ايالات متحدة آمريکا که هدفشان نه اعمال خير، که ارائة چهرهاي خوب از آمريکا و ايجاد همدلي در ديگر کشورها با سياستهاي خارجي آمريکاست. اينان همچنين براي هژموني فرهنگ آمريکايي ميکوشند(25)؛ همچنانکه برخي از آنها هم با سازمان C.I.A همکاري ميکنند و اين سازمان آنان را براي حمايت مالي از جنبشهاي مخالف حکومتها و ايجاد فتنه در ديگر کشورها بهکار ميگيرد(26).
بدين ترتيب ميتوان گفت: در موارد مصرف وقف در نظامهاي غربي، چيزي که بتوان آن را در وقف اسلامي بهکار گرفت وجود ندارد؛ چرا که اهداف و موارد مصرف اموال وقفي در نظام وقف اسلامي به قرار ذيل است:
1- هدف و مقصد والا: انگيزة وقف در اسلام انگيزهاي است ديني؛ چرا که اين عمل قربة إلي الله انجام ميشود، نه به خاطر کسب سود و درآمدي دنيوي از قبيل: حسن شهرت يا زيباکردن چهرة سياست خارجي يا ايجاد همدلي با سياستهاي يک کشور؛
2- رويکرد خير: شکلگيري نظام وقف در اسلام به خاطر خير همة موجودات است؛ از اين رو شرعاً جايز نيست چيزي براي گناه و معاصي وقف شود؛ مانند آنچه در غرب براي همجنسبازان يا آزادي جنسي وقف شده است؛
3- جهانشمول بودن آن: زمينة مصرف وقف فقط به زکات آن هم در عرصة داخلي محدود نيست؛
4- شمول انساندوستانه: از اين رو وقف غير مسلمان جايز است. همچنين جايز است که غير مسلمان از وقف مسلمان بهره ببرد؛ همچنانکه وقف براي ديگر موجودات (حيوانات و محيط زيست) نيز جايز است(27)؛
5- انعطاف در برابر موارد مصرف جديد؛ مانند: حمايت از حقوق بشر، حمايت از مصرفکننده و حمايت از پروژههاي کوچک.
در پايان اين بحث نتايج ذيل بهدست ميآيد:
ـ نظام وقف در اسلام زودتر از نظامهاي وقف غربي شکل گرفته است.
ـ وقف در نظامهاي غربيِ مشابه Endowment – Trust - Foundation مبتني بر اقدامات داوطلبانه، صدقة مالي و تصرف نکردن در آن به علاوة سرمايهگذاري آن اموال و مصرف درآمد آن براي اهداف خير است.
ـ وقف اسلامي از منظر هدف و موارد مصرف بر نظامهاي غربي برتري دارد.
در اينجا اين پرسش مطرح ميشود: آيا ميتوان در ابعاد سازماني و مالي از نظامهاي غربي استفاده کرد و وضعيت مديريت و مالي وقف اسلامي را بهبود بخشيد؟ اين موضوعي است که در مبحث آينده بدان خواهيم پرداخت.
مبحث دوم
ابعاد سازماني و مالي وقف و نظامهاي غربي مشابه
1- ابعاد سازماني:
وقف پروژهاي است اقتصادي که سرمايهاي ثابت (مال وقفي) دارد. اين سرمايه را در کار سودآور بهکار ميبرند و سود آن را در موارد ذکر شدة وقف هزينه ميکنند. از اين رو بايد ساختاري سازماني داشته باشد و از يک مديريت عالي و يک مديريت اجرايي ـ داراي تخصص اقتصادي ـ بهره ببرد؛ و چون وقف پروژهاي عام است که با منافع شمار فراواني از مردم پيوند دارد، از اين رو حکومت نيز بايد در ادارة آن نقش داشته باشد. اين چيزي است که در اين بند، با مقايسة ابعاد سازماني مديريت وقف اسلامي معاصر و مديريت وقف در نظامهاي غربي بدان ميپردازيم.
الف. شکل سازماني وقف:
1- در نظام اسلامي: وقف نهادي مستقل و داراي شخصيت حقوقي است. مديريت وقف بر عهدة ناظري است که واقف مشخص ميکند و ديگران هم بر حسب حجم وقف و نوع آن به وي در مديريت کمک ميکنند. فقها واجبات و حقوق ناظر را بيان کردهاند.
غالباً وقف در چارچوب يک مؤسسة خيريه شکل ميگيرد که موارد موقوفه بدان منسوب ميشود. مانند اينکه مالي را يا ساختماني ميگويند: وقف مسجد الحرام، وقف بيمارستان، وقف مدرسه يا وقف جمعيت خيريه. در زمان کنوني شکل سازماني نهاد «وقف» در وزارت اوقاف نمايان است.
2- در غرب: وقف در غرب از طريق يک مؤسسه يا سازمان که براي عملي خير يا عام المنفعه تأسيس شده است صورت ميگيرد؛ از اين رو چارچوبي سازماني دارد. اين گونه مؤسسات به يکي از اَشکال زير هستند:
ـ بنياد وقفي خاص، که شخص يا خانواده مالي را در آن ميگذارند؛ مانند: مؤسسة فورد و بيل گيتس و ليندا.
ـ بنياد خيرية عام که براي اموري جز وقف تأسيس شده است، اما مال وقفي يا کمکهاي داوطلبانه را هم از مردم ميگيرد و به مديريت آنها ميپردازد؛ البته مال وقفي و ديگر اموال از يکديگر تفکيکشده هستند و حسابرسي جدا دارند.

نويسنده: بيژن شهرامي