نظام وقف اسلامي و نظام‌هاي مشابه در جهان غرب

نظام وقف اسلامي و نظام‌هاي مشابه در جهان غرب
نظام وقف اسلامي و نظام‌هاي مشابه در جهان غرب

 

نویسنده: محمد عبدالحلیم عمر
مترجم : علی زاهدی



 

Endowment - Foundation – Trust

بررسي تطبيقي(1)

وقف از نهادهاي مهم اجتماعي است که هم در اسلام بر آن تأکيد فراوان شده و هم در اديان غير از اسلام و جوامع غير مسلمان مورد توجه قرار گرفته است. در غرب معاصر نيز وقف از جايگاه برجسته‌اي برخوردار است به طوري که شمار سازمان‌ها و بنيادهاي وقفي و خيريه، تنها در آمريکا از مرز ميليون گذشته است. اکنون بايد ديد آيا ميان نظام وقف در غرب و نظام وقف در اسلام تفاوتي هست؟ و آيا وقف اسلامي مي‌تواند از وقف غربي استفاده کند؟ پاسخ به اين دو پرسش و پرسش‌هاي ديگر، در پژوهش حاضر بررسي مي‌شود. مؤلف که خود صاحب تحصيلات آکادميک در اين رشته و داراي تجربة عملي در مديريت اقتصادي است، نخست تاريخچه‌اي مختصر از پيدايش وقف در اسلام و غرب را بيان مي‌کند. سپس مقايسه‌اي مفصل ميان اهداف و زمينه‌هاي مصرف وقف در اسلام و غرب انجام مي‌دهد. در فصل دوم ابعاد سازماني و مالي وقف در اسلام و نظام‌هاي غربي مشابه را بررسي مي‌کند و در نهايت با ذکر واقعيت کنوني وقف در جهان اسلام و غرب، به آسيب‌شناسي آن پرداخته، با بيان نقاط ضعف نهاد وقف در جهان اسلام، راهکارهايي را براي فعال‌شدن و رفع نقايص آن پيشنهاد مي‌دهد.
کليدواژه‌ها: وقف در اسلام، وقف در غرب، Trust، Endowment ، Foundation، زمينه‌هاي وقف.

مقدمه

احسان/نيکوکاري که مبتني بر کمک به ديگران است، از برترين فضائل و صفات نيکوي انساني است که دين نيز بدان دستور داده است إنَّ اللهَ يأمرُ بالعدلِ و الإحسانِ(2). همچنين مصلحان در هر جا و هر زمان منادي آن بوده‌اند و خيّران نيز در طول تاريخ در انجام آن کوشا بودند.
در اين ميان، اسلام در ساماندهي به نيکوکاري پيشتاز بود. اين ساماندهي سبب شد پديدة نيکوکاري به صورت ساختاري کامل و منحصر به فرد درآيد و حالتي بينابين فردي و سازماني، تکليف و کار داوطلبانه بيابد و به شيوه‌ها و سازوکارهاي متنوعي مانند زکات، وقف و کمک‌هاي داوطلبانة ديگر تحقق يابد.
تاريخ و وضعيت کنوني شاهد نقش مهم اين سازوکارها در جلوگيري از فقر و نيز رواج روحية همبستگي اجتماعي و تقويت رفاه جامعه بوده، اما اکنون نياز به آن است که اين سازوکارها در جهان اسلام، آن هم در زير ساية سنگين جهاني‌شدن، کارآمدتر شود. جهاني‌شدن تبعاتي همچون کاهش نقش دولت و گسترش نظام سرمايه‌داري بازار آزاد را به دنبال داشته است. نظامي که شکست خود در تحقق عدالت اجتماعي را ثابت کرده است. اين امر سبب شده سازمان‌هاي غير دولتي براي اجراي اقدامات حمايتي خود در جامعه فشاري سنگين را متحمل شوند.
اقدامات حمايتي اين سازمان‌ها بر پاية نوعي از سازوکارهاي نيکوکاري است که حالتي مستمر دارند. از مهم‌ترين اين سازوکارها نظام وقف است. وقف بر پاية کمک داوطلبانة مالي است که به شکل سرمايه‌گذاري ثابت صورت مي‌گيرد. اين کار، منافع و درآمدهايي را توليد مي‌کند و اين درآمدها در اعمال خير صرف مي‌شود.

موضوع بحث

ـ از مسلمات آن است که وقف يک نهاد اسلامي برجسته بوده، نقشي مهم و بزرگ را در حمايت از تمدن اسلامي در طول تاريخ داشته است.
ـ و وضعيت کنوني وقف در کشورهاي اسلامي چندان کارآمد نيست و از نقاط ضعف متعددي رنج مي‌برد.
ـ و نياز به کارآمد کردن نقش وقف در دوران کنوني بيش از پيش احساس مي‌شود؛ چرا که فقر و عقب‌ماندگي در جهان اسلام رو به افزايش است.
ـ و اينکه اقدامات خيرخواهانه در کشورهاي غربي به شکلي عجيب رو به افزايش است؛ به گونه‌اي که اينک ميليون‌ها مؤسسة خيريه با فعاليت‌هاي متنوع ايجاد شده‌اند و اموال خيرية آنها سر به ميليارد مي‌زند.
ـ و از آنجا که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: «حکمت گمشدة مؤمن است. از اين رو هر جا آن را يافت، او به ]فراگيري[ آن سزاوارتر است؛
از اين رو يکي از محورهاي دومين همايش وقف که ان شاء الله دانشگاه «ام القري» برگزار مي‌کند، بررسي تجربيات غرب در زمينة اقدامات خير و چگونگي استفاده از آنها براي فعال‌کردن و کارآمدکردن وقف اسلامي در جهان معاصر است. بدين‌سان، من نيز تصميم گرفتم دربارة اين موضوع پژوهشي را تدوين کنم با عنوان «نظام وقف اسلامي و نظام‌هاي مشابه در جهان غرب ـ بررسي تطبيقي».

اهداف پژوهش حاضر

اهداف پژوهش حاضر در پاسخ به پرسش‌هاي ذيل است:
ـ نظام‌هاي غربي مشابه با نظام وقف اسلامي چيست؟
ـ ابعاد سازماني و مالي اين نظام‌هاي غربي چيست؟
ـ آيا در نظام‌هاي غربي مشابه مواردي هست که در نظام وقف اسلامي نيست و مي‌توان از آنها استفاده کرد؟
ـ چرا وقف اسلامي دچار خمودي است و نظام‌هاي غربيِ مشابه روز به روز تقويت مي‌شوند؟

ساختار

پژوهش حاضر در سه مبحث ذيل اهداف خود را پي مي‌گيرد:
نخست. تعريف وقف و نظام‌هاي غربي مشابه؛
دوم. ابعاد سازماني و مالي وقف و نظام‌هاي غربي مشابه؛
سوم. وضعيت کنوني وقف اسلامي و نظام‌هاي غربي مشابه

مبحث اول

تعريف وقف اسلامي و نظام‌هاي غربي مشابه
1- بيان اصطلاحات و مفاهيم:
الف. وقف اسلامي: وقف در لغت به معناي نگه‌داشتن است؛ و در اصطلاح فقهي «محبوس کردن اصل/عين ]مال[ و رهاکردن ثمرة آن»(3) است. به عبارت ديگر، وقف بر پاية انفاق مالِ قابل بقا و استمرار، و استفادة متناوب از منافع و عوائد آن در امور خي است.
ب. اصطلاحات غربي مشابه وقف اسلامي:
1- اصطلاح Endowment که معناي لغوي آن وقف، هبه، بخشش است(4) و اصطلاحاً يعني: کمک خيرخواهانة فرد يا نهاد در قالب پول يا دارايي يا هرگونه منبع درآمد دائمي به بنيادي خيريه يا دانشکده يا بيمارستان و يا هر نهاد ديگر(5).
در تعريفي ديگر چنين آمده است: «سرمايه‌‌گذاري دائمي و مصرف کردن سود ناشي از آن براي اقدامات خير»(6).
2- اصطلاح Trust که معناي لغوي آن وقف، اعتماد، صندوق سرمايه‌گذاري، مال امانت، اتحاد دو شرکتِ داراي فعاليت يکسان براي در دست گرفتن بازار(7)است.
اما مفهوم اين واژه در ارتباط با وقف عبارت است از: انتقال مال منقول يا غير منقول که مالک آن، تسلط قانوني بر آن را به انساني امين منتقل مي‌کند و آن فرد امين متصدي مديريت و سوددهي آن مال مي‌گردد تا به دست استفاده‌کنندگان از آن مال ـ که مالک مشخص کرده است ـ برسد(8).
در تعريف ديگر نيز چنين آمده است: ترتيبات قانوني که به موجب آن اموال يا دارايي‌ها از مالک به شخصي ديگر (امين) منتقل مي‌شود تا وي در جهت منافع يک يا چند نفر به ادارة آن بپردازد(9).
تراست به اعتبار استفاده‌کنندگان از آن به اقسام زير تقسيم مي‌شود(10):
تراست خاص که به خاطر منفعت شخص يا شماري معين از افراد مرتبط با مالک حقيقي (مانند ورثة او) تشکيل مي‌شود. بدين ترتيب مانند وقف اهلي (وقف بر خانواده) مي‌شود.
تراست خيريه Charity Trust: يا تراست عام که هدف آن تحقق منفعتي عام مانند: گسترش آموزش يا مبارزه با فقر براي جامعه يا شمار زيادي از اشخاص است.
از اين رو در تعريف «تراست خيريه» آمده است: ترتيبات قانوني که به موجب آن اموال يا دارايي‌ها از مالکش ـ در قالب قرارداد ـ به شخصي ديگر (امين) منتقل مي‌شود تا در جهت منافع گروهي معين يا عموم مردم به‌کار گرفته شود(11) (طبق اين تعريف، چيزي شبيه وقف عام مي‌شود).
3- اصطلاح Foundation که در لغت به معناي مؤسسه/بنياد/نهاد است و در استعمال عام آن رژيمي سازماني است که اقداماتي تجاري يا دولتي يا آموزشي يا خيريه انجام مي‌دهد(12)، اما معناي خاص آن عنوان مؤسسة خيريه‌اي است که تعريف مختصر آن ذيلاً ذکر مي‌شود:
نهادي سازماني مبتني بر وقف براي حمايت از مؤسسات خيريه(13).
و در تعريفي ديگر: صندوقي دائم براي جمع‌آوري پرداخت‌هاي داوطلبانه جهت اقدامات خير، و فعاليت‌هاي ديني، آموزشي، پژوهشي و...، يا بنيادي که به دانشکده‌ها، مدارس، بيمارستان‌ها و سازمان‌هاي خيريه کمک‌هاي مالي مي‌کند(14). ‌
با توجه به توضيحات فوق، امور ذيل معلوم مي‌شود:
ـ تمام اين توضيحات پيرامون اقدام خير و نيکوکاري ـ به شکل عام ـ دور مي‌زند.
ـ اصطلاح Endowment ومعناي لغوي آن (وقف) مفهومي همسان با مفهوم وقف اسلامي دارد.
ـ اما ديگر اصطلاح Trust اگر چه بر رابطة حقوقي ميان صاحب مال و شخص امين تکيه دارد، اما معاني ديگري نيز دارد که از مفهوم «نيکوکاري» دور است. از جمله گونه‌اي انحصار به‌شمار مي‌رود و نيز به صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري اطلاق مي‌شود. آن معنايي که با اقدام خير مرتبط است، همان «تراست خيريه Charity Trust» است که معنايي نزديک به وقف دارد، با اين تفاوت که در وقف، ناظرْ مالکِ مال وقف‌شده نمي‌شود(15).
بيشترين استعمال «تراست» در غرب مربوط به فرآيند مديريت دارايي‌ها به واسطة فردي امين به سود ورثه است. از اين رو شبيه وقف ذُرّيّ (وقف بر دودمان) در فقه اسلامي است.
ـ اما اصطلاح Foundation بيانگر شکل سازمان‌يافتة مؤسسات خيريه به طور عام است؛ خواه شکل وقف گرفته باشند يا به صورت جمعيت خيريه باشند، يا ... با در نظر گرفتن اين نکته معمولاً مؤسسه (در امور خيريه) به سازماني گفته مي‌شود که کمک‌هايي را به ديگر جمعيت‌ها و سازمان‌ها ارائه مي‌کند.
ـ با توجه به بار معنايي نزديک اين اصطلاحات، همگي با هم به‌کار مي‌روند تا معاني مختلفشان هم‌پوشاني داشته باشند. اين معاني عبارت است از وقف: مال اهدايي؛ تراست: وجود فردي امين که موقوفه را اداره مي‌کند؛ مؤسسه: نهاد سازماني وقف. از اين رو تعابير ذيل را در اين موضوع مي‌بينيم:
* Endowment Foundation يعني بنياد اوقاف؛ مثل: سازمان اوقاف آمريکا
American Endowment Foundation .
* Trust Foundation يعني بنياد تراست؛ مانند مؤسسة تراست جهاني
WorldTrust Foundation و مؤسسة Children’s Trust Foundation .
* Endowment Trust تراست وقفي.
به هر حال، سه اصطلاح فوق شباهت‌هايي با وقف اسلامي دارند؛ از آن حيث که همگي بر پاية يک مال دائم فعال مبتني هستند که درآمدش صرف اعمال خيريه مي‌شود، اما در برخي ابعاد هم تفاوت‌هايي با وقف اسلامي دارند که تفصيل آن در بند ذيل خواهد بود.
2- مقايسه‌اي ميان شکل‌گيري وقف اسلامي و شکل‌گيري نظام‌هاي غربي مشابه:
نيکوکاري به شکل عام از قديم به صورت فردي يا در قالب جمعيت‌هاي غيرسازماني ‌وجود داشته است. کمک به تهيدستان و نيازمندان غريبه يا خويشان و همسايگان تنگدست، يا اقدام خير براي ساختن و تعمير مساجد از اين جمله است. ذيلاً شکل‌گيري نظام‌هاي وقفي اسلام و غرب را بيان مي‌کنيم:

الف. وقف اسلامي:

وقف در اسلام از صدر اسلام در دو عرصة متن و عمل شکل گرفت. مشروعيت اين عمل متکي بر سخن خداوند متعال است که مي‌فرمايد: «لَن تنالوا البرَّ حتّي تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ»(16)؛ هرگز به نيکي نخواهيد رسيد مگر آنکه از آنچه دوست مي‌داريد انفاق کنيد؛ و سخن رسول اکرم (صلي الله عليه و آله): «إذا مات ابنُ آدمَ انقطعَ عملُه إلّا من ثلاثٍ: صدقةٍ جاريةٍ أو علمٍ يُنتفع به أو ولدٍ صالحٍ يدعو له»(17)؛ چون آدميزاد بميرد، عملش منقطع مي‌شود مگر از سه ]نظر[: صدقه‌اي مورد استفاده يا دانشي سودمند يا فرزندي صالح که برايش دعا/عمل خير کند.
در سطح عملي و اجرايي هم رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) نخستين کسي بود که هفت حائط (کنايه از باغ) را وقف کرد. اين هفت باغ از شخصي يهودي به نام مُخَيرِق به پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيد؛ چرا که وي وصيت کرده بود: اگر کشته شدم، آنها از آنِ محمد باشد و آن‌گونه که رضاي حق تعالي است مصرف کند. مخيرق در جنگ احد کشته شد و آن باغ‌هاي هفت‌گانه به پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيد؛ ايشان هم آنها را صدقه داد؛ يعني: وقف کرد(18).
صحابه نيز از جمله طلحه و عمر و عثمان و بسياري ديگر اهل وقف بودند تا آنجا که گفته مي‌شود: هيچ کس از اصحاب توانگر رسول خدا نبود مگر آنکه وقفي انجام داد.
و نهاد وقف در طول تاريخ اسلام ادامه يافت.
ـ انگيزة اصلي از وقف کردن همان تقرب به خداوند متعال و کسب ثواب است و مشخص است که خداوند تنها عملي را قبول مي‌کند که خالصانه بوده، به خاطر منفعتي مادي يا کسب اعتبار يا به دست آوردن مقام يا شهرت در ميان مردم و يا زياد کردن پيروان و مريدان نبوده باشد.

ب. نظام‌هاي اوقاف غربي مشابه:

1- تراست (Trust): ظهور تراست از سده‌هاي ميانه در انگلستان آغاز شد. سبب اصليش هم آن بود که حکمرانان بر انتقال املاک فئودال‌ها به وارثانش ماليات‌هاي هنگفتي مي‌بستند. به خاطر جبران اين ماليات‌ها از سدة دوازدهم ميلادي چنان شد که مالکان نزديک‌ترين دوستانشان را که قابل اعتماد بود انتخاب مي‌کردند و به او حقوق مالک قانوني را در خصوص اموالشان مي‌دادند، در مقابل آنکه او تعهد بدهد مطابق با شروط عقدي که «عقد منافع» نام نهاده شد، منافع اين اموال را به وارثان مالک بدهد.
در دوران هانري هشتم که خود نيز جزء مالکان بود، در سال 1536 م قانون منافع تصوب شد. اين قانون راه فرار مالکان از ماليات‌‌ها را بست. در نتيجه ناگزير به عقد تراست پناه بردند. مطابق اين عقد، فرد امين، مالک قانوني مال مي‌شد؛ و براي تأکيد بر حسن نيت، تراست خيري به وجود آمد که غير ورثه به‌ويژه تنگدستان و نيازمندان را هم در بهره‌بري از مال تراست شريک مي‌کرد(19).
2- ديگر سازمان‌هاي خيريه مانند Foundation and Endowment (20)، بنا به علل ديني از قديم وجود داشته‌اند، اما نه به شکل کنوني. شکل کنوني اين سازمان‌ها البته به صورتي ساده‌تر، به سال 1601م و کشور انگلستان برمي‌گردد، اما ظهور اصلي آنها مربوط به سال 1880 م و ايالات متحدة آمريکاست که پيشگام اين موضوع در جهان غرب است؛ چرا که آغاز کار سازمان‌هاي خيرية مبتني بر وقف با مؤسسة خيرية بنيامين فرانکلين در سال 1791م آغاز شد و ادامة آن را در مؤسسات ذيل مي‌بينيم: جيمز اسميت سال 1846م، جود بيبودي سال 1867م، سپس مؤسسات کارنگي سال 1896م، راکفلر سال 1902، ليکوک سال 1930، فورد سال 1936م، جانسون سال 1936م، مؤسسة وقف ليلي 1937م، مارک آرتور سال 1970م، ولبرايت سال 1946م. اين روند يعني تأسيس سازمان‌هاي خيريه همچنان ادامه يافت که اينک عدد آنها به ميليون‌ها سازمان مي‌رسد. در رأس اين سازمان‌ها، مؤسسة بيل گيتس است که در سال 2000م تشکيل شد و بزرگ‌ترين مؤسسة خيريه در جهان به‌شمار مي‌رود؛ چرا که جمع اموال موقوفة آن در امور خيريه، تا سال 2006م به حدود 29 ميليارد دلار مي‌رسد.
علل ظهور اين رويکرد به اقدامات خير امور ذيل است:
الف. پيامد انقلاب صنعتي، انباشت عظيمي از ثروت در دستان تعدادي نسبتاً محدود از بازرگانان بود. اين ثروت‌ها از دسترنج کارگران گردآمده بود. از اين رو کم کم اعتراض‌هاي مردمي را برانگيخت. همين امر منجر به آن شد که کم کم سر و کلة مؤسسات خيريه آشکار شود.
سپس بعد از جنگ جهاني اول و برپايي انقلاب کمونيستي در روسيه که با تحريک کارگران، براي تاجران و اصحاب صنايع و سياست دردسرساز شد، آنان را وادار کرد ده‌ها ميليون از سرمايه‌شان را در امور خيريه هزينه کنند و براي خدمت‌رساني به طبقات فقير و به‌حاشيه‌راندة جامعه، مؤسسات و بنيادهاي خيريه‌ تأسيس کنند.
ب. ماليات‌هاي سنگيني که بر مؤسسات تجاري وضع مي‌شد و در مقابل بخشودگي مالياتي مؤسسات خيريه، بازرگانان را تشويق کرد هر چه بيشتر مؤسسات خيريه تشکيل دهند.
ج. بروز نقش بين المللي آمريکا پس از جنگ جهاني دوم و آغاز جنگ سرد بين دو قطب سرمايه‌داري و کمونيسم و تلاش آمريکا و شوروي براي گسترش و بزرگ‌کردن دايرة نفوذشان به گسترش تلاش‌ها و اقدامات خير و کمک‌رساني در سطح جهاني شد.
با همة اينها، نمي‌توان اين نکته را انکار کرد که بسياري از عامة مردم غرب که کارهاي خيريه انجام مي‌دهند، انگيزه‌شان مفاهيم انساني و بشردوستانه است. اين چيزي است که آشکارا در دعوت‌هاي مؤسسات خيريه مي‌بينيم که از طريق اينترنت مردم را براي انجام اقدامات خير دعوت مي‌کنند.
اين آغاز و انگيزه‌هاي شکل‌گيري وقف اسلامي و مؤسسات خيرية غربيه بود. از اين توضيحات مشخص شد که وقف اسلامي زودتر شکل گرفته است.
اکنون اين پرسش رخ مي‌نمايد: با توجه به تفاوت انگيزه‌ها و شکل‌گيري وقف اسلامي با مؤسسات خيرية غربي، آيا اهداف و زمينه‌هاي مصرف اوقاف نيز ميان اين دو متفاوت است يا نه؟ سطور بعد در پاسخ به اين پرسش نوشته شده است.
سوم. مقايسه ميان اهداف و زمينه‌هاي مصرف موقوفات در وقف اسلامي و نظام‌هاي غربي مشابه
هدف اصلي از وقف در اسلام از تعريف آن مشخص مي‌شود: «بستن دست مالک مطلق التصرف در مال قابل انتفاعش به طوري که وي يا ديگران در عين باقي ماندن اصل مال، نتوانند در آن تصرف کنند و سود آن براي تقرب به درگاه خداوند متعال در راه خير صرف شود»(21).
« برّ» در مفهوم اسلامي، «اسمي است شامل همة طاعات و اعمال خير که سبب تقرب به خداوند متعال مي‌شود»(22).
اما هدف اصلي از نظام‌هاي وقف غربي، اجمالاً از صفت «خيريه» Charity که بدان متصفند معلوم مي‌شود. يعني آنکه هدف انجام کار خيراست. تعريف مختصر «عمل خير» نيز چنين است: «اقدام براي کاهش رنج، بهبود وضعيت فقرا، حمايت از محيط زيست و ارائة خدمات اصلي اجتماعي»(23).
اين اقدامات خيريه متعدد است و مي‌توان در جدول ذيل با نمونه‌هايي از آنها آشنا شد. جدول ذيل گروه‌هاي اصلي اهداف وقف و زمينه‌هاي مصرف آن را در مقايسه ميان نظام وقف اسلامي و نظام‌هاي مشابه غربي نشان مي‌دهد:
جدول تطبيقي اهداف و زمينه‌هاي مصرف وقف اسلامي و نظام‌هاي مشابه
*****
1- موارد فوق و نمونه‌هاي بيشتري از اهداف و زمينه‌هاي مصرف وقف در اسلام را مي‌توان در مراجع ذيل يافت:
ـ محمد عماره، «دور الوقف في النمو الاجتماعي و تلبية حاجات الأمة»، أبحاث ندوة «نحو دور تنموي للوقف»، 1993م، وزارت اوقاف کويت، ص 155-171 که شامل فهرستي مفصل از مواردي است که وقف اسلامي در طول تاريخ بدان توجه داشته است.
ـ عبد الملک السيد، حلقة إدارة و تثمير ممتلکات الأوقاف، 1994م، المعهد الإسلامي لبحوث و التدريب، ص 228-305.
2- براي نمونه‌هاي وقف در نظام‌هاي غربي مشابه به منابع ذيل مراجعه شود:
ـ سايت WWW. Charitynavigator.com با جستجو از عبارت all charity alphabetical؛
ـ سايت WWW. Google.com جستجوي American Institute Charity؛
ـ سايت WWW. Wikipedia.org جستجوي American Charity .
با توجه به فهرست فوق، موارد زير مشخص مي‌شود:
الف. وجود زمينه‌هاي مشترک در مصرف وقف، ميان وقف اسلامي و غربي در بيشتر موارد؛
ب. برخي از موارد مصرف در مؤسسات خيرية غربي از مفهوم «اعمال خير» به دور است؛ اموري مانند اقدامات تبشيري و تبليغي اديان، و مؤسسات متعددي که از هم‌جنس‌بازان حمايت مي‌کنند(24). نيز نهادهاي حامي سقط جنين و طرفدار روابط آزاد جنسي؛
ج. وجود مؤسسات فراوان در خدمت به منافع اسرائيل و يهوديان، در ايالات متحدة آمريکا و همة کشورهاي اروپايي؛
د. فعاليت بسياري از مؤسسات در عرصة گسترش انديشة سکولاريسم؛ مانند: کلوپ‌هاي روتاري؛
هـ . فراواني مؤسسات فعال در خارج از ايالات متحدة آمريکا که هدفشان نه اعمال خير، که ارائة چهره‌اي خوب از آمريکا و ايجاد همدلي در ديگر کشورها با سياست‌هاي خارجي آمريکاست. اينان همچنين براي هژموني فرهنگ آمريکايي مي‌کوشند(25)؛ همچنان‌که برخي از آنها هم با سازمان C.I.A همکاري مي‌کنند و اين سازمان آنان را براي حمايت مالي از جنبش‌هاي مخالف حکومت‌ها و ايجاد فتنه در ديگر کشورها به‌‌کار مي‌گيرد(26).
بدين ترتيب مي‌توان گفت: در موارد مصرف وقف در نظام‌هاي غربي، چيزي که بتوان آن را در وقف اسلامي به‌کار گرفت وجود ندارد؛ چرا که اهداف و موارد مصرف اموال وقفي در نظام وقف اسلامي به قرار ذيل است:
1- هدف و مقصد والا: انگيزة وقف در اسلام انگيزه‌اي است ديني؛ چرا که اين عمل قربة إلي الله انجام مي‌شود، نه به خاطر کسب سود و درآمدي دنيوي از قبيل: حسن شهرت يا زيباکردن چهرة سياست خارجي يا ايجاد همدلي با سياست‌هاي يک کشور؛
2- رويکرد خير: شکل‌گيري نظام وقف در اسلام به خاطر خير همة موجودات است؛ از اين رو شرعاً جايز نيست چيزي براي گناه و معاصي وقف شود؛ مانند آنچه در غرب براي هم‌جنس‌بازان يا آزادي جنسي وقف شده است؛
3- جهان‌شمول بودن آن: زمينة مصرف وقف فقط به زکات آن هم در عرصة داخلي محدود نيست؛
4- شمول انسان‌دوستانه: از اين رو وقف غير مسلمان جايز است. همچنين جايز است که غير مسلمان از وقف مسلمان بهره ببرد؛ همچنان‌که وقف براي ديگر موجودات (حيوانات و محيط زيست) نيز جايز است(27)؛
5- انعطاف در برابر موارد مصرف جديد؛ مانند: حمايت از حقوق بشر، حمايت از مصرف‌کننده و حمايت از پروژه‌هاي کوچک.
در پايان اين بحث نتايج ذيل به‌دست مي‌آيد:
ـ نظام وقف در اسلام زودتر از نظام‌هاي وقف غربي شکل گرفته است.
ـ وقف در نظام‌هاي غربيِ مشابه Endowment – Trust - Foundation مبتني بر اقدامات داوطلبانه، صدقة مالي و تصرف نکردن در آن به علاوة سرمايه‌گذاري آن اموال و مصرف درآمد آن براي اهداف خير است.
ـ وقف اسلامي از منظر هدف و موارد مصرف بر نظام‌هاي غربي برتري دارد.
در اينجا اين پرسش مطرح مي‌شود: آيا مي‌توان در ابعاد سازماني و مالي از نظام‌هاي غربي استفاده کرد و وضعيت مديريت و مالي وقف اسلامي را بهبود بخشيد؟ اين موضوعي است که در مبحث آينده بدان خواهيم پرداخت.

مبحث دوم

ابعاد سازماني و مالي وقف و نظام‌هاي غربي مشابه
1- ابعاد سازماني:
وقف پروژه‌اي است اقتصادي که سرمايه‌اي ثابت (مال وقفي) دارد. اين سرمايه را در کار سودآور به‌کار مي‌برند و سود آن را در موارد ذکر شدة وقف هزينه مي‌کنند. از اين رو بايد ساختاري سازماني داشته باشد و از يک مديريت عالي و يک مديريت اجرايي ـ داراي تخصص اقتصادي ـ بهره ببرد؛ و چون وقف پروژه‌اي عام است که با منافع شمار فراواني از مردم پيوند دارد، از اين رو حکومت نيز بايد در ادارة آن نقش داشته باشد. اين چيزي است که در اين بند، با مقايسة ابعاد سازماني مديريت وقف اسلامي معاصر و مديريت وقف در نظام‌هاي غربي بدان مي‌پردازيم.
الف. شکل سازماني وقف:
1- در نظام اسلامي: وقف نهادي مستقل و داراي شخصيت حقوقي است. مديريت وقف بر عهدة ناظري است که واقف مشخص مي‌کند و ديگران هم بر حسب حجم وقف و نوع آن به وي در مديريت کمک مي‌کنند. فقها واجبات و حقوق ناظر را بيان کرده‌اند.
غالباً وقف در چارچوب يک مؤسسة خيريه شکل مي‌گيرد که موارد موقوفه بدان منسوب مي‌شود. مانند اينکه مالي را يا ساختماني مي‌گويند: وقف مسجد الحرام، وقف بيمارستان، وقف مدرسه يا وقف جمعيت خيريه. در زمان کنوني شکل سازماني نهاد «وقف» در وزارت اوقاف نمايان است.
2- در غرب: وقف در غرب از طريق يک مؤسسه يا سازمان که براي عملي خير يا عام المنفعه تأسيس شده است صورت مي‌گيرد؛ از اين رو چارچوبي سازماني دارد. اين گونه مؤسسات به يکي از اَشکال زير هستند:
ـ بنياد وقفي خاص، که شخص يا خانواده‌ مالي را در آن مي‌گذارند؛ مانند: مؤسسة فورد و بيل گيتس و ليندا.
ـ بنياد خيرية عام که براي اموري جز وقف تأسيس شده است، اما مال وقفي يا کمک‌هاي داوطلبانه را هم از مردم مي‌گيرد و به مديريت آنها مي‌پردازد؛ البته مال وقفي و ديگر اموال از يکديگر تفکيک‌شده هستند و حسابرسي جدا دارند.

ادامه نوشته

وقف نزد امت هاي پيشين

وقف نزد امت هاي پيشين

وقف نزد امت هاي پيشين 
نويسنده:مهدي هشيار


 
امت هاي گذشته هم داراي موقوفاتي بوده اند و اين نشان مي دهد از زماني که پرستش و عبادت وجود داشته است، مردم املاکي را وقف مي کردند و در پرستش گاه قرار مي دادند.
مسئله وقف به پرستش گاه ها محدود نشده است، چون يکي از حکام خوبي ها (نوبه )در روزگار رامسس چهارم، زميني را اختصاص داده بود تا هر سال از محصول آن گوساله اي بخرند و براي روح او قرباني کنند.
يک نوع ارتباط رفت و برگشتي اموال بين بنده و خداي خودش و لذت بردن از صدقه دادن و وقف کردن اموال، باعث شده در تمام زمان ها افرادي باشند که حرکت هاي مثبت در گستره فرهنگ وقف داشته باشند.
وقف نزد يونانيان باستان نيز وجود داشته و آن ها در برخي شهرهايشان زميني را براي برپايي مراسم ديني و مذهبي وقف مي کرده اند.
رومي ها نيز به نظام نگهداري اصل مال (وقف ) براي فرزندان (الجس الذري) از طريق وصيت پاي بند بودند. اين نظام مربوط به يک طبقه (نسل ) بود، اما اين طبقات (نسل ها ) بيشتر شدند تا اين که کار اين نوع وقف به فلج شدن وضع اقتصادي و اجتماعي انجاميد و زماني که امپراتور کنستانتين (امپراطور شرقي) که پايتختش بيزانس يا آستانه بود، قوانين او در سراسر امپراطوري که مصر و شام را نيز شامل مي شد، اجرا مي گرديد. البته اين وقف موفق نبود و در دوران حکومت ناپلئون اول، نظام ارشديت دوبره معمول شد و بعدها با قوانيني از بين رفت.
علت شکست خوردن يک حرکت به خاطر اين است که وقتي حرکتي پشتوانه الهي نداشته باشد، گر چه ظاهراً الهي باشد، ادامه دار نيست و دير يا زود با شکست مواجه مي شود.
همين طور رومي ها در دوران جمهوريت و پس از پيدايش آيين مسيحيت، تشکيلات مترقي تري يافتند. بدين ترتيب که دولت روم، فردي را مأمور کرد تا پيوسته بر اجراي شرايط تعيين شده از سوي وقف کنندگان نظارت داشته باشد، اما پس از مسيحيت، سازمان و اداره کامل تري يافته است.
وقف سه مرحله دارد :مرحله اول، موضوع يابي وقف که جايگاه چه وقفي مورد احتياج جامعه امروزي است و مردم نياز عمومي شان چيست ؟ مرحله دوم، چگونگي وقف و تمام کردن مراحل وقف که يک وقف نيمه تمام هميشه در جامعه دست و پا گيراست، مرحله سوم نظارت بر اجراي وقف و حفظ و نگهداري موقوفه ها، در دوره جاهليت نيز عرب ها پرستش گاه هايي داشتند و که جاي مخصوصي وجود نداشت که هدايا و نذورات پرستش گاه و معبد و غلات موقوفه را در آن اماکن و جاهاي مخصوص انبار مي کردند. هميشه خداوند براي اجراي دستورات خودش متوليان را در زمان هاي مختلف قرار مي داد تا در جهت هدايت و ارشاد جامعه تلاش کنند.
وقف، حبس مال است، ولي ازاين محبوس چگونه استفاده کردن و نگهداري و پايداري آن، وظيفه مردان خداست. خداوند مي فرمايد :کساني که تقواي قلوب و طينت پاک و سرشت نيک دارند، به تعمير مساجد و خانه خدا مي پردازند.
پس اگر مي خواهيم فرهنگ وقف و استفاده صحيح از موقوفات در بين مردم زياد شود، بايد تقواي قلوب را در بين مردم و جوانان گسترش دهيم و اين ممکن نيست، مگر با حمايت آموزگاران، پدر و مادر و روحانيت محترم که اين سه ضلع بايد تلاش کنند سنت فراموش شده احيا و نگهداري شود.
منبع: نشریه انتظار نوجوان، شماره 66

عجیب ترین وقف‌های مردم ایران!

اما عجیب ترین وقف، شاید وقفی باشد که در کتابچه موقوفات یزد نوشته عبدالوهاب طرار و ایرج افشار به ثبت رسیده است: «در روستای «عزآباد» یزد مورد وقفی جالبی بدین مضمون از واقفی نامعلوم موجود است: «اراضی چهار دست، منافع آن باید صرف نوره‏ (ماده موبر) حمام شود.»
مخترع روبات نمازخوان، اختراعش را وقف انرژی هسته ای کرد. اما این، تنها وقف عجیب و جالب در تاریخ اوقاف ایران نیست. «باقیات الصالحات». آن ها که اموال و دارایی هایشان را وقف می کنند با همین نیت شروع کرده اند. این که وقف شان ذخیره ای معنوی باشد برای سفر آخرت.

انگیزه های وقف هم متفاوت است. از خوابی شخصی تا دیدن تصویری که زندگی واقف را متحول کرده باشد. با این حال به همان نسبت که واقفان متعددند، نیت های وقف نیز متنوع و فراوان است. درست مثل «جمشید شهرکی» که همین چند روز پیش اختراعش با نام «روبات نمازخوان» را وقف گسترش انرژی هسته ای کرد. 
 
به گزارش مجله مهر، مطابق آمارهای سازمان اوقاف کشور، واقفین ایرانی  با 750 نوع نیت، متنوع ترین وقف ها را در دنیا به خود اختصاص داده اند. وقف هایی که به 8 بخش کلی تقسیم شده وهرکدام زیرمجموعه های فراوان و متنوعی دارند. شاید مرور جالب ترین و عجیب ترین وقف ها که در ایران ثبت شده است هم به اندازه خود ای وقف ها جالب باشد.

وقف برای برندگان جایزه نوبل

اواخر آذرماه سال 1385، سرپرست وقت سازمان اوقاف و امور خیریه، خبر از یک وقف عجیب و جالب داد که مطابق آن، یک شهروند تهرانی اموالش را براي كمك به برندگان جايزه نوبل وقف كرد اين فرد نيكوكار همچنين بخشي از اموالش را براي حمايت از مباحث علمي خاص از جمله شيمي و فيزيك وقف كرده است.

وقف زمین برای جانوران

ایرج افشار و عبدالوهاب طرار در کتابچه موقوفات یزد از یک وقف جالب در یزد یادکرده اند:«در روستای ”عز آباد" یزد وقف نامه جالبی وجود دارد که نشان از لطافت مردم آن خطه دارد. در این وقف نامه  که واقف آن نامعلوم است چنین وقفی ذکر شده است :اراضی نیم قفیز(معادل حدود 75 متر)، منافع آن باید صرف طعمه‏ی سگ کور شود.

حدود 300 سال قبل هم  یکی از موقوفات شهر اصفهان که در یک وقفنامه این شهر ثبت شده، زمینی کشاورزی وجوددارد که وقف غذای پرندگان شده است و طي آن، بايستي هر سال در آن زمين گندم و جو كاشته شود. پس از برداشت محصول و پرداخت حق الزحمه كشاورزان، مابقي گندم و جو براي زمستان انبار شود ودر فصل زمستان اين گندمها در بيابانهاي اطراف اصفهان كه محل زندگي و رفت و آمد پرندگان است، پاشيده شود، تا پرندگان گرسنه نمانند

در منطقه «بشرویه»در استان خراسان جنوبی هم زمینی وقفی وجود دارد که نام آن را «بند گربه ای» گذاشته اند. زمینی که صاحب اولیه اش، آن را برای ممانعت از اذیت کردن گربه ها وقف کرده است . به این ترتیب که صاحب خانه در بشرویه حق نداشت گربه را به دلیل ربودن گوشت مورد اذیت قرار دهد . همچنین حق نداشت افراد خانواده را به دلیل سهل انگاری در نگهداری گوشت مورد مواخذه قرار دهد بلکه با مراجعه به شخصی که زمین گربه ای در دست او بود، وجه گوشت ربوده شده توسط گربه را دریافت می کرد.

درختی که وقف گسترش اسلام شد

امسال، واقفی به نام«جهانبخش بهرامیان» در منطقه ماهیدان استان فارس ۱۴ اصله درخت گردو به ارزش ۱۴۰ میلیون را  با نیت نشر علوم دینی و معارف اسلامی وقف کرد تا با درآمد حاصل از فروش گردوهای این باغ، به نشر و گسترش علوم اسلامی کمک کند.

وقف غذای سگ ها برای نرفتن به حرم

یکی از موقوفات جالب و عجیب در سالهای دور در مشهدمقدس موقوفه هایی برای سگ ها بود..این موقوفات، در واقع محل هایی برای نگهداری سگ ها بوده است. سگ هایی که همراه با کاروان های زائران مشهد مقدس بوده اند و برای حفظ حرمت حرم مطهر امام رضا(ع) اجازه ورود به حرم را پیدا نمی کردند. صاحبان این سگ ها به موقوفه هایی که به همین منظور احداث شده بود می رفتند و سگ ها را به آن جا می سپردند تا ضمن نگهداری، خوراک سگ ها نیز تامین شود. جالب این که از درآمد این اماکن وقفی گوشت و غذا براى سگ ها تهیه کرده و براى آنها مى‏برده‏اند.

وقف های خوراکی

یکی از جالب ترین وقف ها در استان فارس وجود دارد. مطابق اسناد، در یکی از شهرهای استان فارس باغ‌های اصطهبانات (پسته و بادام) وقفی شده که مغز بادام و مغز گردو به بچه‌هایی که مسجد می‌آیند، می‌دهند و با این وقف مسجد را پر از جوان می‌کنند.

اما شاید عجیب ترین وقف خوراکی ها مربوط به مراسم خاصی باشد که هرسال در آستان قدس رضوی برگزار می شود. مراسمی که به «ناهار اغنیا» معروف شده است. مطابق این وقف که فتحعلی خان ( صاحب دیوان ) از رجال دوره قاجار واقف آن بوده است،هر سال مصادف با سوم شعبان ، میلاد حضرت امام حسین(ع) در تالار تشریفات حرم مطهر حضرت رضا (ع) ضیافتی با سفره رنگین بر پا می شود که طبق وقف نامه غذاهای سر سفره باید هفت نوع باشد که شامل سوپ ، دو رقم برنج ، کوکو شیرین، سالاد الویه، گوشت و یک رقم خورش ، نوشیدنی متعارف (نوشابه، دوغ و آب) می شود.در وقف نامه  آمده است که تولیت آستان قدس رضوی شخصا در مجلس  باید حضور یابد و به صرف شیرینی و شربت و ناهار هفت رنگ ، از میهمانان پذیرایی کند. هر سال از سوی تولیت آستان قدس رضوی این ضیافت باشکوه بر اساس خواسته واقف با حضور مسوولان عالی رتبه استانی ، جمع کثیری از مدیران و صاحبان صنایع ، بازرگانان و علما برگزار می شود.

نکته جالب این وقف نیز مراسم آغازین آن است که طبق وصیت نامه مرحوم فتحعلی خان ( صاحب دیوان) پیش از شروع مراسم ، متن این وقف برای حضار قرائت می شود:«مرحوم صاحب دیوان نیتش این بوده که مسوولان و حکام را سالی یک بار به این بهانه دور هم جمع کند تا بلکه این گروه گرهی از گره های مردم را به بهانه این گردهمایی بگشایند، تا اغنیاء سر یک سفره قرار گیرند و تحت تاثیر وقف قرار گیرند و لااقل بخشی از املاک و دارایی خود را وقف امور خیر برای ارج نهادن به مقام والای انبیاء و علیا و محرومان نمایند.»

وقف های آستان قدس رضوی(ع)

در میان موقوفات متعدد که در آستان قدس رضوی ثبت شده است نیز موارد جالبی وجود دارد که نشان از ارادت ویژه واقفان به زائران حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) نیز دارد. ازجمله این موقوفات، روستایی است که صاحبش آن را وقف واکس  زدن کفشهای زائران حرم حضرت رضا (ع) شده  است .همچنین در مشهد موقوفه هایی براى تامین کفش زائرانی که کفش های آن ها گم می شود هم وجود دارد.

وقف های اخلاقی

حمایت از مظلومانف ستم دیدگان و افرادی که به نوعی مورد بی مهری قرار گرفته اند هم از جمله نیت های جالب وقف کنندگان است. به عنوان مثال موقوفه ای وجود دارد که واقف آن نیت کرده درامد ناچیز آن موقوفه به کسانی اختصاص یابد که ناله مظلوم را به مقامات رسمی برسانند و این موقوفه درآمدش خرج این شود. در مورد جالب دیگریدر شهر «نائین» وقفى ثبت شده که ویژه روضه خوان‏ های بی طرفدار است. کسانی  که قصد رفتن به منبر  و روضه خوانی دارند، ولی کسى آنان را دعوت نمى‏کند. مطابق نیت واقف، درآمد این موقوفات به این افراد اهدا می شود.

در سال 1346 در تهران نیز وقفی ثبت شده که واقفان آن به نام های "سکینه شبیر” و ” ربابه شبیر”  عوائد موقوفه را صرف کمک و مساعدت به کودکانی که فاقد وسائل تفریح و سرگرمی هستند جهت حفظ نشاط و سرگرمی آنها و جلوگیری از مفاسد اخلاقی صرف می کنند.

وقف سیمکارت رند برای امامزاده

اداره اوقاف شهرستان داراب، فروردین ماه امسال یک وقف عجیب را ثبت کرده است. طبق این وقف، شخصی به نام  «خلیل مرعشی» یک فقره سیم کارت با شماره رند را وقف آستان مقدس سید علاالدین حسین(ع) پیر مراد داراب کرد. شماره این سیم کارت ۰۹۱۷۷۳۲۱۰۰۰ است و حالا وقف امامزاده این شهر شده است.

وقف برای حمام

اما عجیب ترین وقف، شاید وقفی باشد که در کتابچه موقوفات یزد نوشته عبدالوهاب طرار و ایرج افشار به ثبت رسیده است: «در روستای «عزآباد» یزد مورد وقفی جالبی بدین مضمون از واقفی نامعلوم موجود است: «اراضی چهار دست، منافع آن باید صرف نوره‏ (ماده موبر) حمام شود.»

وقف های جالب خارجی

اما وقف های عجیب و جالب، فقط به ایرانیان اختصاص ندارد. در نقاط دیگر دنیا هم می شود از این موقوفه های جالب دید. به عنوان مثال آن طور که در کتاب «جامعه توحیدی اسلام و عدالت اجتماعی» نوشته «مصطفی سباعی» و ترجمه: « سید علی محمد حیدری» آمده، در لبنان موقوفه ای وجود دارد که از درآمد آن، باید هرروز 2 نفر به بیمارستان های مختلف شهر بروند و بر بالین بیماران حاضر شوند. این دو نفر باید در حالی که بیمار، صدای آن ها را بشنود به آهستگی صحبت کنند و جملاتی را ردوبدل کنند تا روحیه بیمار را بهتر کند. جمله هایی با این مضمون: «چشمهاشو نگاه کن. قیافه ش رو ببین! حالش خیلی بهتر شده.»

درهمین کتاب، از وقفی جالب در عراق نیز یاد شده است. وقفی که صلاح الدین ایوبی در قرن ششم هجری قمری برای کمک به زنان شیرده ثبت کرده است. او در قلعه‏ی دمشق مراکزی را برای امداد به زنان شیرده وقف کرده بود، طوری که در آن جا دو ناودان تعبیه کرده بودند، که در هفته دو روز، از یکی شیر و از دیگری آمیزه‏ای از آب و شکر می‏ریخت، تا زنان شیردهی که با کمبود شیر روبه‏رو بودند، از آنها استفاده کنند و برای نوزادان خود ببرند. 

قبور ائمه بقیع(ع) ثبت جهانی شود

باید با مشارکت کشورهای اسلامی قبور ائمه اطهار(ع) در بقیع و آثار اسلامی ثبت جهانی شود تا مورد تخریب قرار نگیرد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه قم، حجت‌الاسلام والمسلمين سيداحمد موسوی، رئيس سازمان حج و زيارت چهارشنبه، هشتم آذرماه در ديدار با آيات عظام سبحانی، نوری همدانی و موسوی اردبيلی خواستار ثبت جهانی قبور ائمه اطهار(ع) و آثار اسلامی در عربستان جهت جلوگیری از تخریب آن‌ها شد.

وی ابراز کرد: امسال با وجود اینکه راه دیپلماسی ایران و عربستان کاملاً بسته است، اما خداوند خواست به ما بفهماند که همه کارها دست من است. بعد از انقلاب اسلامی حج امسال بهترین حج بود، ما نیز سعی کردیم زوار دغدغه درمان و اسکان و بهداشت نداشته باشند و بیشتر به مناسک و عبادات بپردازند.

حجت‌الاسلام‌ موسوی افزود: در حمل هوایی متوسط تأخیر در پروازها شش دقیقه بود، در برگشت نیز متوسط تأخیر 5 الی 10 دقیقه بود، این در صورتی است که سال گذشته تأخیرها به 48 ساعت نیز رسیده بود.

رئیس سازمان حج و زیارت با تاکید بر اینکه حج امسال روان بود و در آرامش خوبی برگزار شد، تصریح کرد: قبل از انجام مناسک حج، برخی فشار می‌آوردند که حج امسال بدون برگزاری دعای کمیل و برائت از مشرکین برگزار شود اما این برنامه امسال باشکوه بیشتری برگزار شد.

وی با تأکید بر ضرورت جلوگیری از تخریب قبور ائمه اطهار(ع) در بقیع اظهار کرد: باید با مشارکت کشورهای اسلامی قبور ائمه اطهار(ع) در بقیع و آثار اسلامی ثبت جهانی شود تا از تخریب آن‌ها جلوگیری شود.

رئیس سازمان حج و زیارت با بیان اینکه در حج امسال آن چه به مردم قول داده شده بود انجام شد و شاهد برگزاری مناسب مراسم برائت از مشرکین هم بودیم، تأکید کرد: با وجودی که حج را نباید وارد مسائل سیاسی بکنیم برخی پایگاه‌های اینترنتی، امسال حج بدون برائت و بدون دعای کمیل را در کشور تبلیغ می‌کردند.

وی افزود: برخی به مردم استرس وارد کرده بودند که حوادث سال 66 دوباره تکرار می‌شود، اما برای اولین بار به لطف خداوند متعال بهترین حج بعد از انقلاب ثبت شد و این را از تک تک زوار و بعثه علما می‌توان سؤال کرد.

موسوی خاطرنشان کرد: هدف ما حجی روان و آسان بود تا مردم دغدغه اسکان رفت و آمد و بهداشت و درمان نداشته باشند در این راستا نیز در 12 استان همایش گذاشتیم و کار مردم و مشکلات را دریافتیم و آسیب‌شناسی کردیم.

تجاوزات رژيم صهيونيستي به مساجد فلسطين اشغالي از سال 1948م

چکیده: پژوهش حاضر (1) .روند هتک حرمت و تخريب مساجد فلسطين به دست رژيم صهيونيستي را از سال 1948 م به بعد بيان مي‏کند. سپس از دست‏اندازي مقامات اسرائيلي بر بسياري از مساجد و ساختمان‏هاي وقفي ديگر سخن مي‏گويد.


مترجم: علي زاهد پور



  چکيده
پژوهش حاضر (1) .روند هتک حرمت و تخريب مساجد فلسطين به دست رژيم صهيونيستي را از سال 1948 م به بعد بيان مي‏کند. سپس از دست‏اندازي مقامات اسرائيلي بر بسياري از مساجد و ساختمان‏هاي وقفي ديگر سخن مي‏گويد. اين دست‏اندازي با هدف تغيير کاربري و يا تخريب آنها، از سوي نهادهاي صهيونيستي و شهرک‏هاي يهودي‏نشين صورت گرفته و مي‏گيرد. بخش بعدي پژوهش نمونه‏هايي مستند از موارد تجاوزات رژيم صهيونيستي به مساجد موجود در شهرها و مناطق فلسطيني را ارائه مي‏کند. اين مساجد و اماکن مذهبي به ترتيب جغرافيايي از شمال و ساحل درياي مديترانه تا وسط فلسطين اشغالي و نهايتاً منطقة نقب در جنوب اين کشور فهرست شده است.

اين مقاله دربارة برخي مساجد به تفصيل سخن مي‏گويد؛ چرا که نماد روشني از چالش تلخ کنوني ميان عرب‏هاي داخل فلسطين اشغالي و رژيم صهيونيستي است. چالشي در راستاي دفاع از هويت عربي ـ اسلامي فلسطين که آزادسازي املاک اوقاف اسلامي پيروزي مهمي در اين عرصه به شمار مي‏رود.

مقدمه
در راستاي تلاش‏هاي صهيونيستي که از سال 1948م با هدف از بين بردن هويت اسلامي و عربي مناطق اشغالي فلسطين صورت گرفته است، مساجد فلسطين اشغالي که نماد حضور عرب‏هاي مسلمان و اصالت آنان در سرزمينشان است، به شکل‏هاي مختلف هتک حرمت شده‏اند، حال آنکه اين بناها نه فقط به خاطر مکان عبادت بودنشان داراي اهميتند که به سبب وقفي و تاريخي بودنشان نيز بايد از گزند تغييرات مصون بمانند.

1- اطلاعات اجمالي از تخريب‏ها

 


در خلال جنگ 1948م، مساجد فلسطين هدف هجوم و تخريب صهيونيست‏ها قرار گرفت و بر اثر بمباران توپخانه و عمليات انفجاري، به ده‏ها باب از آنها در شهرها و روستاهاي فلسطين خسارات سنگين وارد شد. امري که نشان‏دهندة کينة صهيونيست‏ها از نمادهاي اسلامي اين سرزمين است (2)

..

روند تخريب عبادتگاه‏هاي اسلامي که از حملات 1948 در امان مانده بودند، در سال‏هاي بعد ادامه يافت. در نتيجه از 313 مسجد واقع در منطقة تحت تصرف رژيم صهيونيستي، تنها حدود 200 باب سالم ماند (3) .
مقامات صهيونيستي با محو خرابه‏هاي باقي‏مانده از روستاهاي عربيِ ويران، اين روستاها را به طور کامل از ميان برداشتند، به طوري که تا ماه تشرين ثاني/نوامبر 1953م، 161 روستاي عربي، به طور کامل از صفحة روزگار محو شد (4) .

با فرارسيدن نيمة نخست دهة شصت، صهيونيست‏ها آخرين مرحله از پاکسازي مناطق اشغالي را با شعار »پاک‏کردن مناظر طبيعي اسرائيل« آغاز کردند و آنچه از نشانه‏هاي آن روستاها و شهرها و به قول آنها »صحنه‏هاي ناهنجار« باقي‏مانده بود، کاملاً از بين بردند (5) .

روزنامه‏هاي صهيونيستي در تابستان 1965 از سلسله اقداماتي براي محو روستاهاي عربي پرده برداشتند که با هدف از بين بردن هر گونه نشانة عربيت سرزمين‏هاي اشغالي صورت مي‏گيرد. اين اقدامات تحت پوشش پروژه‏هاي زيباسازي براي جلب جهانگردان بود. در اين خصوص روزنامة هاآرتص در 13/8/1965 نوشت: »دائرة أراضي إسرائيل« تصميم گرفته است بقاياي همة روستاهاي عربي متروک در سراسر کشور را از بين ببرد.
ادامه نوشته

بهاییت و اوقاف

بهاییت و اوقاف
بهاییت و اوقاف

نويسنده: علی اکبر علیمردانی

بارزترین سیاست رژیم پهلوی اسلام زدایی از ایران بود. نخست وزیری سیزده ساله «هویدا» خادم امر الله، یکی از تجلیات این سیاست است. در دوران او بود که فرقه بهاییت به سرعت پیش رفت و به وضعیتی غیر قابل باور رسید؛ موقعیتی که درک آن برای رهبران این فرقه نیز غیرقابل تصور بود و با خوشحالی غیرقابل وصفی به تشریح آن می پرداختند:
بهایین در کشورهای اسلامی پیروز هستند و می توانند امتیاز هرچیزی را که می خواهند بگیرند. تمام سرمایه های بانکی و ادارات و رواج پول در اجتماع ایران مربوط به بهاییان و کلمیان می باشد. تمام آسمان خراشهای تهران، شیراز و اصفهان مال بهاییان است. چرخ اقتصاد این مملکت به دست بهاییان و کلیمیان می چرخد. (1)
بهاییان پس از کسب موقعیت مالی و سیاسی ویژه، قصد تبلیغ و گسترش فرقه خویش را داشتند. رهبران و کارگزاران این فرقه، راه تسلط بی چون و چرا بر ایران را مبارزه با اسلام در جامعه ایران می دانستند و با حرکت در این مسیر حتی از بیان آن نیز ابایی نداشتند و در محفل خصوصی خود بیان داشته بودند: «عده ای از مأمورین مخفی ایران که در دربار شاهنشاهی می باشند می خواهند هویدا را محکوم کنند، ولی او از بهترین خادمین امر الله است و امسال مبلغ پانزده هزار تومان به محفل ما کمک نموده است. آقایان بهاییان نگذارید کمر مسلمانان راست شود.» (2) از این رو بهاییان با ابزار قدرت در اختیار خود می کوشیدند هرچه بیشتر عوامل خود را در مراکز مختلف دولتی و رسمی نفوذ دهند و از طریق آنان به اجرای برنامه های ضد اسلامی خود نایل آیند. یکی از اهداف مهم آنان، تسلط بر مراکز و نهادهای اسلامی بود. کابینه امیرعباس هویدا، چند وزیر بهایی داشت ولی یکی از مهم ترین آنها «محمد حسین احمدی» معاون نخست وزیر در سازمان اوقاف بود.

1- سوابق خانوادگی و تحصیلی

محمد حسین احمدی به فرزند علی به سال 1298 ش در بشرویه طبس، از توابع استان خراسان 03) به دنیا آمد. در اسناد ساواک، پدرش از مبلغین فرقه بهاییت در بشرویه معرفی شده است. وی دوره ابتدایی را در «دبستان ترغیب» محل تولدش و مقطع متوسطه را در «دبیرستان ایرانشهر» و «دارالفنون» به پایان رساند و از «دانشکده حقوق و علوم سیاسی» دانشگاه تهران لیسانس حقوق گرفت.

2- مشاغل

محمد حسین احمدی در استخدام وزارت دارایی بود. مشاغل وی عبارت بود از:

کارمند حکمی وزارت دارایی

کارمند اداره کل بهره برداری و خالصه و املاک
نماینده قضایی اداره کل امور حقوقی و رسیدگی به تصفیه املاک
ریاست اداره رسیدگی به امور دعاوی منقول در اداره کل حقوقی
معاون اداره کل دفتر وزارتی با حفظ سمت، عضو کمیسیون تقشیم اراضی یوسف آباد
بازرس کمیسیون ارز- نماینده دوم وزارت دارایی در کمیسیون ارز
پیشکار دارایی کرمان
پیشکار دارایی گیلان
پیشکار دارایی اصفهان
عضو هیئت نظارت بر هزینه شهرداری اصفهان
مدیر کل وصول تهران
معاون وزیر مشاور در اداره ی رسیدگی به شکایات و عرایض
معاونت نخست وزیر و رئیس اوقاف
برخی دیگر از مشاغل احمدی در طول خدمتش به رژیم پهلوی به قرار زیر است:
عضو هیئت امنای صندوق رفاه دئانشجویان وزارت علوم و آموزش عالی
عضو هیئت امنای مؤسسه عالی ساختمان
عضو کمیسیون نامگذاری دانش آموختگان دانشگاه تهران
مسئول هماهنگی و ناظر بر حسن اجرای برنامه های اردو های عمرانی ملی دانشجویان و دانش آموزان
رئیس کمیته نظارت برفعالیتهای اجتماعی دانشجویان شاغل در سازمانهای دولتی
سرپرست بررسی مسائل سیاسی و اجتماعی
عضو هیئت امنای مؤسسات آموزشی فرح پهلوی
پیشکار فاطمه پهلوی (خواهر شاه)(4)
تمام مشاغل فوق جنبه فرهنگی داشته و عمده ارتباطات وی با جوانان و نوجوانان مملکت بود. او نیز این محلها را بهترین جا برای اشاعه مقاصد فرقه ای خود می دانست.

3- اختلاف و زدو بندهای مالی

محمد حسین احمدی با سوء استفاده از موقعیت شغلی و حمایت جریانهای صاحب نفوذ از او به زد و بند و رشوه ستانی از شخصیتهای حقیقی و حقوقی می پرداخت و سرمایه های کلانی از این راه اندوخت که ازجمله آن دریافت رشوه از شرکت توربین اصفهان بود.
ترقی نامبرده از زمان وزارت بهنیا شروع شده و به طور کلی مورد حمایت باند طرفدار بهنیا در وزرت دارایی می باشد و به طوری که کارمندان وزارت دارایی اظهار می نمایند احمدی در انتصابات و تعیین اعضای کمیسیونهای مالیاتی و رؤسای مناطق دارایی سوء استفاده های کلانی نموده و اکثر کسانی که دارای سوابق بد و رشوه خواری بوده اند به ریاست کمیسیونهای مالیاتی و حل اختلاف منصوب کرده و از هر مأموری که به شغل حساس گمارده مبالغی بین ده الی پانزده هزار تومان رشوه گرفته است و در حال حاضر اکثر آمارهایی که از طرف اداره کل وصول وزارت دارایی داده می شود غلط و غیرواقع می باشد و مثلا اداره کل وصول بیلانی منتشر می سازد که در فلان ماه میزان وصول نسبت به ماه مشابه سال گذشته فلان مبلغ زیادتر بود. و این موضوع باعث اغفال دولت در درآمدهای مالی می شود...
صرف نظر از بهنیا، وزیر سابق دارایی، که با احمدی رابطه فوق العاده نزدیکی داشته و مکرر به منزل نامبرده تردد داشته و شایعاتی نیز در باره رابطه نامشروع بهنیا به همسر (5) احمدی انتشار یافته بود؛ ذوالفقاری، معاون اسبق نخست وزیر و کشاورزیان، کاندیدای نمایندگی مجلس شورای ملی در انتخابات گذشته هم رابطه نزدیک با احمدی دارند و کشاورزیان در وزارت دارایی به نام کارچاق کن احمدی معرفی و شناخته شده است. (6)

4- عضویت در احزاب درباری و تشکیلات فراماسونری

محمدحسین احمدی ابتدا در کانون مترفی عضو بود و در احزاب ایران نوین و رستاخیز نیز عضویت داشت و ضمن عضویت در لژ رازی در تشکیلات فراماسونری، ریاست لاینز یوسف آباد را نیز بر عهده داشت. (7)

5- ریاست محمد حسین احمدی بر سازمان اوقاف

مهم ترین مسئولیت نامبرده در رژیم گذشته، سرپرستی سازمان اوقاف بود. براساس اسناد ساواک، وی که فردی بهایی بود، تصدی اش بر سازمان اوقاف برای تبلیغ مذهب رسمی کشور، جای تأمل دارد. تعدادی از اقوامش نیز در سازمان اوقاف شاغل بودند.
سپردن مراکز و نهادهای اسلامی به بهاییها و اقدامات انجام شده در آن سازمان، حکایت از اهداف دراز مدت پیروان فرقه ضافه بهاییت دارد. آنان با اقدامات گوناگون خویش، قصد تخریب اسلام و قرآن را داشتند و از دوره رضاخان دنبال اعلام رسمی فرقه بهاییت به عنوان یکی از ادیان رسمی کشور بودند. رضاخان نیز با حضور در محافل بهاییها خود را بهایی معرفی می رکد و ارادت او به اسدالله صنیعی، حکایت از روابط حسنه اش با بهاییها دارد. وی اسدالله ضیعی را به عنوان آجودان مخصوص ولیعهد انتخاب کرد. صنیعی در تمام دوران ولایتعهدی محمدرضا، آجودان مخصوص او بود و شاید نزدیک ترین فرد به محمدرضا محسوب می شد. مسلما رضا خان به بهایی بودن صنیعی توجه داشت (8) و این مسئله در دربار پهلوی، بویژه که بعدا تیمسار ایادی یار غار و پزشک مخصوص او گردید نمود بیشتر یافت و به قول فردوست به محفل خصوصی و اتاق خواب محمدرضا نیز رفت و آمد داشت و اسدالله صنیعی هم بعدا وزیر دفاع شد. (9)
اسناد موجود حکایت از همراهی و هم فکری درباره پهلوی بویژه رضاخان و محمدرضا پهلوی با بهاییان دارد و در طول دوران حکومتشان بر ایران، از این فرقه حمایت می کردند. با نخست وزیری هویدا، پیروان این فرقه به تمام امور کشور تسلط یافتند و هویدا با شناخت از هم مسلکش – محمد حسین – احمدی او را بر سازمان اوقاف اسلامی گماشت تا مبلغ قران و احکام اسلام باشد!
سیاست بهاییان، این عوامل جاسسوسی و اطلاعاتی صهیونیستها (10) تحریف تدریجی قرآن بود. ساواک به نقل از نشریات خارجی درباره ی انتشار قرآنهای تحریف شده می نویسد: «مطلب این است که اسرائیلیها نسخه تازه ای از قران کریم را با چاپ بسیار نفیس و زیبا در آلمان غربی روی کاغذ بسیار مرغوب چاپ کرده و به قیمت بسیار نازلی در معرض فروش گذاشته اند. این نسخه های قرآن به وسیله نمایندگان آنها در کشورهای آفریقایی پخش می گردد و نیز به طوری که معلوم می شود پخش آن را در کشورهای آسیایی آغاز کرده اند. در ادامه درباره محتوای تحریف شده آن می نویسد: در چاپ جدید آیاتی را که از یهود انتقاد می کند حذف کرده اند و در موارد مختلفی کلماتی جای داده شده است که معنی را مقلوب می سازد، با اینکه می دانیم حتی حذف نقطه ها و اضافه کردن نقطه ها می تواند معنی کلمات را تغییر دهد و مجله الدعوه نمونه هایی از این نوع تغییرات را نقل کرده است. (11)
مسئولان و طراحان سازمان اوقاف در رژیم شاه نیز با چاپ و انتشار قرآنهای تحریف شده معنی آیات و کلمات را قلب می کردند و بر اساس روایات و احادیث مشکوک، جعلی به ترجمه و تفسیر آن می پرداختند و چنین اقدامی را به نام مبارزه با اسلام دروغین و تفاسیر غلط انجام می دادند: «آقای بطحایی معاون وزارت آموزش و پرورش در گزارش تقدیمی به سازمان اوقاف به عرض رسانیده اغلب تفاسیر قرآن مجید که درسنوات اخیر نوشته شده نقل از روایات یهود و نصاری و توأم با خرافات و بدون تحقیق و عاری از حقیقت است که نه تنها قرائت آنها جوانان را معتقد به مبادی دین نمی کند بلکه دارای اثرات منفی است و اضافه کرده در بین تفاسیری که مطالعه کرده، به تفسیری در سطح بسیار عالی برخورد کرده که اصل آن به زبان اردو و اثر سید احمد خان هندی (12) است که مرحوم فخر داعی گیلانی قسمتی از آن را به فارسی ترجمه کرده است که اکنون بسیار کم یاب و تقریبا نایاب است و استدعا دارد در صورتی که اراده عالی تعلق گیرد امر به ترجمه این اثر مفید صادر فرمایند. (13)
این سند به نقل از مسئول رسمی رژیم، مدعی چاپ و انتشار قرآنهای تحریف شده است. اما نکته جالب اینکه سفارش به استفاده از تفسیر اثر «سید احمد خان هندی» به بهانه ی صیانت از اسلام و جلوگیر از تزلزل افکار مسلمانان در قبال پیشرفت اندیشه های غربی و علوم تجربی، برای تطبیق علوم جدید با اسلام است و برای تحقق این منظور، مرکزی را با کمک انگلیسیها به نام «کالج محمدی انگلیس» برپا کردند. او ریاست هیئت امنای این کالج انگلیسی را به عهده داشت. با انتشار نظریات و آرای او که منکر بسیاری از مبانی و اعتقادات اصولی دین اسلام شده بود، برخی علما به تکفیر او همت گماشتند. (14)
در دوران نخست وزیری هویدا، ایادی تا توانست وزیر بهایی وارد کابینه کرد و بهاییان با سوءاستفاده از موقعیت هویدا و ایادی در مناصب و مشاغل مهمی قرار گرفتند و در تمام سازمانها و وزارت خانه ها نفوذ نمودند. (15) سازمان اوقاف تحت ریاست بهاییان، قرآنی را با عنوان قرآن شهبانو به وسیله مفسران درباری ترجمه و منتشر کردند که در آن از احادیث جعلی استفاده شده بود که اعتراضاتی به آن صورت گرفت و مجبور به تغییراتی در آن شدند.
ترجمه، تفسیر، چاپ و انتشار قرآن تحت نظر بهاییان بدون اهداف پنهان نبود. سند به جامانده از سازمان اوقاف درباره تغییرات صورت گرفته و اعتراضات علما حاکی است:
... دو فقره نامه از علما و محققین داخل و خارج از کشور رسیده و در آن به پاره ای از مطالب تفسیر قرآن اعتراض شده بود. پس از بررسی و مراجعه به مآخذ مربوطه با نظر کمیسیون پاسخ آنها تهیه و صادر گردیده است.
در جای دیگر از این سند درباره استفاده از سایر منابع ادیان آمده است:
در این جلسات بقیه سوره مبارکه انعام و سوره مبارکه اعراف که 240 آیه می باشد با مقدمه و ترجمه متن و حواشی بررسی گردید. در مقدمه سوره اعراف مطالب نقل شده از کتب سایر ادیان درباره آفرینش که مناسبتی نداشت و ممکن بود موجب نگرانی و انتقاد پیروان آن آیین و کیش قرار گیرد و به علاوه روایتی که مربوط به آیین ایرانیان باستان دو دور از حقیقت و واقعیت بود حذف [شد] و در مطالب دیگر نیز اصلاحاتی به عمل آمد، در ترجمه متن و شأن نزول آیات تغییرات زیادی داده شد و روایات نامناسب و واهی حذف و به جای آن مطالب مهم اخلاقی و اجتماعی از ائمه اطهار علیهم السلام نقل گردید. (16)
در متن سند بیان شده که در ترجمه و تفسیر از کتب سایر ادیان وروایاتی از آیین ایرانیان باستان استفاده شده بود و چون احتمالا علما و مردم به آن اعتراض خواهند کرد، آن را حذف کرده اند، به عبارت دیگر، اگر اعتراضی در کار نبود قطعا آن را به چاپ می رساندند.

پي نوشت :

1- فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج2، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص 385.
2- همان، ص 385.
3- به تازگی این منطقه به استان یزد پیوسته است.
4- سند شماره یک.
5- صدیقه، مهراقدس، شریف العلماء معروف به شریفی یکی از فعالان سیاست بی بند و باری و لاابالی گری، تحت عنوان آزادی زنان در دوره ی پهلوی بود و به همین دلیل در سازمانها و نهادهای مختلفی به فعالیت پرداخت و در راستای سیاستهای رژیم راجع به کشف حجاب فعالیت می کرد.
6- سند شماره 2.
7- سند شماره 3.
8- رستمی، فرهاد، پهلویها (خاندان پهلوی به روایت اسناد)، ج 1، رضاشاه، ص 34.
9- فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج1، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، صص 200- 240.
10- سند شماره 4.
11- اسناد ساواک، اسناد موضوعی اسرائیل، کلاسه 415812، ج3، سند شماره 5.
12- اختر، وحید، «میرسید احمد خان و اندیشه دینی»، ترجمه رسول جعفریان، تاریخ و فرهنگ معاصر، ج1.
13- سند شماره 6.
14- «میرسید احمدخان و...»، همان.
15- مجموعه مقالات همایش اسناد و تاریخ معاصر، آذر 1381، کتاب اول، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 142.
16- پرونده موضوعی سازمان اوقاف در ساواک.

راهکار وقف در حل مشکلات جامعه

راهکار وقف در حل مشکلات جامعهنويسنده: بيژن شهرامي

حکومت، انگيزه اي اجتماعي

ضرورت هايي که به تشکيل حکومت در جوامع مختلف انساني انجاميده است، بسيارند؛ همان گونه که ابعاد مترتب بر حيات آدمي که در بر دارنده ي نيازهاي فردي و جمعي او نيز هست، فراوانند. تا آنجا که مي توان گفت تشکيل دولت، پاسخي منطقي از سوي جامعه بشري به دسته ي عمده اي از نيازها و انتظاراتي است که از زندگي و تعامل چند سويه مبتني بر آن دارد.
به واقع حکومت يا دولت، ساخت قدرت با بازوي اجرايي يا اداري يک جامعه سازمان يافته ي سياسي کشور به عنوان يک کل است. اصلي ترين و چکيده ي وظيفه ي مديريت جامعه به عنوان يک سيستم عبارت است از طراحي کلان سيستم مطلوب و تعيين اهداف مرتبط نظام واره ي آرماني براي تحول سيستم بر اساس نظام رهيافت عالي مورد پذيرش، تشخيص مسايل و درک چگونگي وقوع آنها (بالقوه يا بالفعل) و تدبير وبه کار بستن اقداماتي جهت رفع و حل آنها در چارچوب يک سياست معين رو به اهداف و آرمان هاي ياد شده که به صورت نهادها و سازمان هاي اداري، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي فعليت مي يابد. (1) مشروعيت اين حاکميت نيز مسلم است؛ چه، خليفه بودن آدمي در زمين به اين معنا است که آنچه براي خداوند ثابت است، از جمله حق حاکميت و اداره ي جامعه، به انسان انتقال يافته است. از اين رو، بيان حکومت در قرآن، بر اصل خلافت استوار است و از آن بر مي آيد که خداوند حکمراني و به دست گرفتن زمام جامعه و تصرف بر طبيعت را به انسان اعطا کرده است و بدين سان، مشروعيت الهي حکومت مردمي استنتاج مي شود. (2)
با اين اوصاف مي توان نتيجه گرفت که تشکيل حکومت به عنوان امري ضروري و اجتناب ناپذير، خود ناظر بر ضروريات بسياري است که تار و پود جامعه فاخر فرهنگ و تمدن انساني آغشته بدان ها ست.
ضرورت بهبود اوضاع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه
يکي از وجوه فلسفه ي تشکيل حکومت، ضرورت بهبود اوضاع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه است؛ امري که تحقق آن علي رغم اهميت سهمي که هر فرد در تشکيل آن بر عهده دارد، در گرو همگرايي و اراده جمعي افراد -که در قالب حکومت رخ مي نمايد - است.
امير مؤمنان علي بن ابي طالب (ع) درنامه ي حکمت آگين و ماندگاري که خطاب به نماينده ي اعزامي خود به مصر نگاشتند، ضمن بر شمردن وظايفي که حاکم اسلامي و حکو مت الهي بر عهده دارند، ضرورت بهبود اوضاع و احوال جامعه را متذکر شده، مي فرمايند: من تو را به شهر هايي مي فرستم که دستخوش دگر گوني ها گرديده، گاه داد و گاهي ستم ديده، و مردم در کارهاي تو چنان مي نگرند که تو در کار هاي واليان پيش از خود مي نگري، و درباره ي تو آن مي گويند که در باره ي آنها مي گويي. (3)
حضرتش آنگاه مالک را به مشورت با دانشوران و خردمندان،.. نيکي به بازرگانان و صنعتگران، فقر زدايي، مردم داري، تأمين عدالت اجتماعي و مواردي از اين دست که در بهبود اوضاع و احوال جامعه ي اسلامي نقش حايز اهميتي دارند، امر فرموده، ظرايف و دقايق بسياري را در ارتباط با آن خا طر نشان مي فر مايند.
ژرف نگري در اين مرقوم شريف و عنايت به سيره ي نظري و عملي امام علي بن ابي طالب (ع)، ما را چونان هميشه به سوي قرآن کريم و آيات نوراني آن راهنمايي مي نمايد؛ آنجا که خدا ي تعالي امر به عدل و احسان و رعايت همگاني آن فرموده است: ان الله يأمر بالعدل و الاحسان... (4)
نا گفته پيداست که رهبران و کار گزاران حکومت هم مخاطب اين آيه ي شريفه اند و بهبود اوضاع و احوال جامعه نيز از مصاديق بارز احسان، که عنايت به آن توصيه شده است.
در مجموع بايد گفت انسان پويا، جامعه ي ايستا را بر نمي تابد چه، اين سکون، معارض آن پويايي است و صد البته لازمه ي پويايي جامعه، حفظ و گسترش پويايي حيات آدمي است، و لازمه ي اين نيز تحريض دولت (به معناي عام آن مشتمل بر حکومت و مردم است) به اصلاح و بهبود اوضاع و احوال جامعه در ابعاد گوناگون و متنوعي خواهد بود که بر آن مترتب است.

راهکارهاي دولت ها

امروزههمه ي دولت ها به نوعي خود را موظف و ملزم به اصلاح و بهبود اوضاع و احوال جامعه در تمامي ابعاد آن مي دانند با اين تفاوت که برخي بر خلاف گروه ديگر، خود را از به کارگيري توان و استعداد بالقوه ي بخش هاي غير دولتي بي نياز نديده و بدان روي آورده اند. چه، اطمينان دارند که گروه مقابل نيز ديري نخواهد پاييد که ديدگاه خود را در اين باره اصلاح خواهد کرد. نکته اي که در اين ميان مجال طرح مي يابد، اين است که اصولا راهکارهاي به کار گرفته شده حايز يا فاقد چه ويژگي هايي هستند. به تعبير بهتر، راهکار يا راهکارهاي برتر کدام اند و چه خصايصي بر آنها مترتب است.

ويژگي راهکارها

راهکارهايي در زمينه ي بهبود اوضاع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه مؤثر واقع مي شوند که شرايط ذيل را دارا باشند:

بهره مندي از بودجه و اعتبارات لازم

تأمين بودجه واعتبار طرح هايي که در جهت اصلاح و بهبود اوضاع و احوال جامعه اجرا مي شوند، هايز اهميت بسيار است؛ چرا که عدم توفيق در اين راه غالبا شکست و ناکامي يا طولاني شدن زمان ثمر دهي طرح ها رابه دنبال دارد. در اين ميان، مشکلات کشورهاي جنوب (درحال توسعه) در مقايسه با کشور هاي شمال (توسعه يافته) بسيار وسيع و ريشه دارتر است؛ چه، اقتصاد بيمار و تک محصولي، کسري بودجه ي چشم افسا و بي تدبيري و سردرگمي غم انگيزي که آنها با آن مواجه هستند، باعث شده بسياري از طرح هاي اصلاحي يا اصلا به مرحله ي اجرا در نيايند يا در صورت اجرا، دير هنگام به مرحله ي بهره برداري برسند.
متأسفانه وام هاي اعطايي صندوق جهاني پول، بانک هاي جهاني، دولت هاي صنعتي و... هم به و دلايل بسيار - از جمله ضعف ساختار مديريت حاکم، تعداد مراکز تصميم گيري اقتصادي و مانند آن و نيز بهره ي سنگين مترتب بر آنها - نتوانسته و نمي تواند گره گشايي مشکلات عديده ي ايشان در اين زمينه باشد.

جلب مشارکت هاي مردمي

راهکارهاي به کار گرفته شده بايد از توان و ظرفيت هاي لازم جهت جلب مشارکت هاي ملي بر خوردار باشند چرا که پاره اي از طرح ها علي رغم برخورداري از بودجه و اعتبارات لازم، به دليل ناديده گرفتن و يا کم توجهي به خواست و نظر مردم و بي نياز پنداشتن خود از مشارکت و حمايت عملي ايشان، راه به وادي شکست برده و با ناکامي مواجه شده اند. اهم مواردي که جلب مشارکتهاي مردمي را ضروري ساخته، عبارتند از:
الف. ايجاد تغير در ساختار جامعه، نيازمند ايجاد تحول در رفتار و پندار افراد است.
ب. سرمايه هاي مادي و معنوي مردم، جبران کننده ي کسور بودجه اي است.
ج. وابستگي مقوله جامعيت طرح ها به استفاده از نظريات و آراي مردم، معنا دار و چشمگير است.

برخورداري از جايگاه ديني

شانس توفيق آن دسته از راهکارهاي اصلاحي که از تأييد دين و شأن آييني بهره مند هستند، به مراتب بيشتر است و اين به لحاظ پايگاه رفيع و نيرومندي است که دين و مذهب از ديرباز در ميان آحاد مردم داشته و دارد. به تعبير ديگر، اگر آييني به راهکاري بذل توجه کرد و آن را پسنديده و ارزشمند شمرد، مردم حتي به عنوان اداي تکليف و تکريم يک وظيفه ي شرعي هم که شده، بدان روي خواهد آورد و اين تحقيق همان مشارکت و حمايتي است که در فراز قبل بدان اشاره شد. از ديگر سو، دين به لحاظ آ سماني و منبعث از وحي بودن، به ارايه ي احکامي همت گماشته و نظر به راهکارهايي دوخته است که خير و صلاح جامعه ي انساني را باهم در نظر دارند. پس اگر راهکاري مورد تأييد دين قرار گرفت و شرايط زمان و مکان را از ياد نبرد، توفيق را رفيق خود بيند.

پايايي و پويايي

راهکار هايي که در طول ادوار و ازمنه ي متمادي منشأ اثر بوده و بهبود اوضاع اجتماعي، اقتصادي
و فرهنگي جامعه را پي گرفته اند، به لحاظ بهره مندي از تجارب ارزنده، انطباقي که با شرايط و خصايص مردم و بستر جغرافيايي خويش يافته اند و اعتماد و اطميناني که به سوي آنها جلب شده است، امروزه نيز به خوبي مي توانند مؤثر واقع شوند ومنشأ خدمات و برکات چشم افسايي در حوزه هاي مختلف جامعه ي بشري باشند؛ البته به شرط کارآمدي، روزآمدي و برخورداري از نويافته هاي نرم افزاري و سخت افزاري و توسعه ي دامنه ي فعاليت متناسب با نيازي که احساس مي شود.
در اين ميان اگر چه پوياي اهميت افزونتري مي يابد، اما پاياني و قدمت نيز به مثابه ي ريشه اي رخ مي نمايد که قوام و قوت رخت سبز فرآيند خدمت به جامعه ي بشري، نشأت گرفته از آن است و اين تلازم و هم آوايي زيبا و دل انگيز سنت و نوگرايي در قالب راهکاري توانمند و مؤثر است.

گستردگي

يکي ديگر از ويژگي هاي حايز اهميت وقابل اعتنا يي که اگر راهکارهاي مورد نظر اين نوشتار از آن برخوردار باشند، بهتر مي توانند به بهبود اوضاع اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي جامعه بپردازند، موردي با عنوان گستردگي است؛ بدين معنا که راهکار اصلاحي، امکان حضور و تأثيرگذاري را در جاي جاي کشور داشته باشد؛ نه اينکه دامنه و گستره ي فعاليت آن به يک يا چند استان خاص محدود باشد.
اگر يک راهکار مشارکت جو در جاي جاي يک سرزمين، سابقه ي حضور محدود و سنتي اما موفق و مردم پسند و توأم با سابقه اي درخشان و نيک داشته باشد، امروزه در مقايسه با يک راهکار مبتدي بهتر مي تواند با احيا و گسترش کمي و کيفي حوزه هاي سنتي حضور خود، حرکت اصلاحي خويش را پي گيرد.
حضور در جاي جاي يک سرزمين، اين فرصت را به يک راهکار مي دهد که به اصلاح و بهبود اوضاع در سطح ملي و فرا گير بينديشد نه در سطحي بسته ومحدود که اين نيز خود حايز اهميت بسيار است.

فرا گروهي عمل کردن

لازمه ي توفيق طرح هايي که به منظور ايجاد تحول مثبت در سطح جامعه به مرحله ي اجرا در مي آيند، اين است که بر حوزه ي عمل آنها آرامش و ثبات حاکم باشد. بدين منظور بايد راه بر هر نوع تنش زايي وبحران آفريني که زايل کننده ي اين دو است، بسته بماند. البته پيش ااز آنکه چنين انتظاري را از عوامل پيراموني داشته باشيم، ضروري است که خود طرح و راهکار اصلاحي، از تنش آفريني و ايجاد موج مبرا باشد.
از آنجا که در سطح جامعه شاهد تنوع هاي قومي، مذ هبي، زباني و مانند آن هستيم، اگر راهکارها و طرح ها در مقام نفي و انکار گروهي بر آيند يا اقليتي را به کلي از نظر دور بدارند، به عرصه ي خطرناک تنش زايي گام نهاده اند که تبعات سوء آن قابل احصا و بر آورد نيست.
طرح ها و راهکارهاي تحول آفرين اگر چه ممکن است در بعضي از موارد به گروهي خاص عنايت ويژه داشته باشند. اما به هيچ روي از ساير گروه ها و اقليت هاي قومي و مذهبي غافل نيستند چه، لازمه ي بهبود اوضاع واحوال جامعه در تمامي ابعاد، مشارکت صميمانه ي تمامي گروه هاي تشکيل دهنده ي جامعه است.

بهره مندي از مديريت شايسته

يکي ديگر از ويژگي هاي اساسي و پر اهميتي که توفيق راهکارهاي تأثير گذار بر اوضاع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه تا حد زيادي منوط به آن است، بهره مندي آن از مديريتي شايسته است.
در جهان معاصر، اهميت اين مقوله بسيار زياد است تا آنجا که يکي از عوامل برتر دست يافتن به توسعه ي همه جانبه و پايدار را حاکميت پيشرو و کارآمد بر مي شمارند و علم عالي مديريت را به سبب آنکه باعث تربيت مديران شايسته، فن سالار و کاردان مي شود و زمينه ي به کارگيري ساز و کارهاي نوين و تبديل ساختارهاي کم بازده سنتي را به سامانه هاي نوين پربازده فراهم مي آورد، حايز اهميت بسيار تلقي کرده و به تکريم عملي آن همت گماشته اند؛ تا آنجا که از آن به عنوان هنر مديريت ياد کرده و در بهره مندي گسترده تر تمامي شؤون جامعه از آن کوشيده اند. بدون شک اگر راهکارهاي بهبود خواه، از حاکميت و نظارت عالي مديران فاضل و شايسته اي که علاوه بر بهره مندي از هنر و علم مديريت، به روحيه ي والاي دين مداري آراسته و منتخب رهبر عالي جامعه نيز هستند، برخوردار باشند مفيد و مؤثر تر ظاهر خواهند شد.

رويکرد مجدانه به مسايل اساسي

همان گونه که پرداختن به کار هاي جزيي و کم اهميت اگر به قيمت بي اعتناعي يا کم توجهي به مسايل اساسي و پراهميت تمام شود، فلاکت، دريوزگي و نهايتا هلاکت آدمي و جامعه ي انساني را رقم خواهد زد، بي اعتنايي راهکارها وطرح هاي بهبود خواه به مسايل کليدي و اساسي نيز شکست و ناکامي آنها را موجب مي شود؛ چرا که غفلت از آنها به تدريج افت بازدهي و کارآيي وسلب اعتماد عمومي را موجب مي شود که اين خود اضمحلال طرح، سرخوردگي مجريان و متوليان امر و نوميدي ناظران و مخاطبين را به بارمي آورد.
به واقع، مثال راهکارهايي که در جهت بهبود اوضاع و احوال اجتماع دچار خطا شده و امور، برنامه ها و پروژه هاي کم اهميت را به جاي مسايل و برنامه هاي مهم و استراتژيک در دستور کار خويش قرار داده اند، اين بيت پر معناست که:
خانه از پاي بست ويران است
خواجه در بند نقش ايوان است

جامع نگري

از ديگرخصايصي که طرح ها وراهکارهاي ناظر بربهبود اوضاع واحوال اجتماع بايد از آن برخوردار باشند، صفت حايز اهميت جامع نگري است؛ بدين معنا که دامنه ي فعاليت آنها به جاي محدود شدن به يک يا چند برنامه و هدف خاص، به حوزه هاي مختلف مورد نياز و رجوع جامعه ي انساني تسري يابد.
نبود جامع نگري، علاوه بر اينکه از تعداد مخاطبين مي کاهد، تأثير طرح بر روي آنها را نيز کمرنگ مي سازد. براي ايمن ماندن از اين آفت بزرگ، ضروري است که مديريت ناظر و مجري طرح، از فر آيند آسيب شناسي و نيازسنجي علمي - کاربردي غفلت نورزند و در جهت به کارگيري يافته هاي
پژوهشي در اين باره گام بردارند.
ناگفته پيداست که ماهيت يک کل، چيزي فرا تر از ماهيت منفک اجزاي آن است و طبيعتا پرداختن بدان نيز به مراتب تأثيرگذارتر خواهد بود.

ادامه نوشته

انواع موقوفات در سين کيانگ جنوبي (چين)

انواع موقوفات در سين کيانگ جنوبي (چين)

نويسنده:محمد جواد اميدوارنيا
در دوران پيش از انقلاب سوسياليستي (1949)

مقدمه

(1949) تا پيش از تسلط حزب کمونيست بر سراسر چين که تا اوايل دهه 50 به طول انجاميد، همه نهادهاي اسلامي از جمله مساجد، مزارات و مدارس ديني در مناطق مسلمان‏نشين داراي موقوفاتي بودند. از آن پس به‏دنبال «اصلاحات ارضي»، «سوسياليستي کردن کشاورزي» و اعمال سياستهايي که هدف آن محدود ساختن پيروان اديان (به‏ويژه مسلمانان بر اثر سوابق نهضتهاي سياسي ـ اجتماعي آنها) بود، زمينهاي موقوفه در سراسر کشور مصادره شد و در اختيار واحدهاي کشاورزي مانند «تيمهاي توليد» و «کمونهاي خلق» قرار گرفت.
يکي از سرزمينها، بخش جنوبي منطقه خودمختار سين‏کيانگ بود که شهرهايي چون کاشغر، ختن، يارغند، آق‏سو و کوچه در آن قرار دارد و انديشه‏هاي اسلامي به‏ويژه تصوف و عرفان و تشيع را از ايران و آسياي مرکزي پذيرا شده است.
در سراسر دوران رهبري مائوتسه تونگ، از زمينهاي موقوفه نامي به ميان نمي‏آمد و در صورت ضرورت نيز از آنها با اصطلاحاتي در رديف «مالکيتهاي فئودالي» ياد مي‏شد. از دهه 80 به بعد، با آغاز سياستهاي جديد، در کتابها و مقالاتي که راجع به مسلمانان در چين انتشار مي‏يابد، گاه مطالبي درباره موقوفات نيز بيان مي‏گردد که از جهات مختلف قابل توجه است. يکي از اين کتابها را مؤسسه انتشارات خلق سين‏کيانگ، در 1991 (به زبان چيني) به چاپ رسانده است که چون نشاندهنده ميزان قابل توجهي از نفوذ فرهنگ شيعي دوازده امامي و زبان فارسي در جنوب سين‏کيانگ، مخصوصا در ختن و يارغند مي‏باشد، رئوس آن ترجمه گرديد که ذيلاً از نظر مي‏گذرد (1) اين کتاب «منتخب مقالات پژوهشي» نام دارد و آقاي گوبائو (2) آن را نوشته است.
لازم است يادآوري کنيم که آنچه در متن بين دو گيومه آورده شده، با تلفظ آن در متن اصلي چيني انطباق دارد.

انواع موقوفات در سين‏ کيانگ جنوبي

بررسي اسناد باقيمانده از اوايل دهه 50 نشان مي‏دهد که در آن موقع 24 نوع ملک موقوفه در جنوب سين‏کيانگ وجود داشته است. اسناد مذکور اسامي آنها را چنين بر مي‏شمارد:
1ـ موقوفات «مساجد»: در مناطقي که قوم «اويغور» (مسلمانها) اسکان دارند، در همه شهرها و روستاها، مساجد کوچک و بزرگ بسياري وجود دارد که محل انجام دادن شعائر ديني است. معمولاً در روستاها، هر 10 تا 20 خانوار و گاهي هر 20 تا 30 خانوار يک مسجد دارند. در روستاها غالب مساجد کوچک، هر کدام بين 3 تا 5 «مو» (3) و گاهي 10 تا 20 «مو» ملک موقوفه دارند. موقوفات مساجد متوسط 40 تا 50 و مساجد بزرگ 400 «مو» است. در شهرها که تمرکز جمعيت بيشتري دارند، تعداد مساجد کمتر است. به طور مثال، در ناحيه «شوفو» (4) با 45000 نفر جمعيت، 126 باب مسجد، يعني براي هر 355 نفر يک مسجد وجود دارد. ناحيه «ون‏سو» (5) با حدود 15000 نفر جمعيت داراي 69 باب مسجد، به‏طور متوسط براي هر 217 نفر يک مسجد است. مساجد بزرگ داراي زمينهاي موقوفه بسيارند. به طور مثال، زمينهاي موقوفه مسجد بزرگ «چياپان» (6) در شهر «شوفو» بالغ بر 5000 «مو» و «مسجد عيدگاه» بيش از 3000 «مو» مي‏باشد.
2ـ در اسلام، فرقه‏اي به‏نام «ايشاني» وجود دارد؛ اين فرقه در سين‏کيانگ داراي پيروان بسيار است. آنها مسجد را «خانقاه» و املاک موقوفه آن را «موقوفه نقشبنديه» مي‏نامند.
3ـ موقوفه «مزارات»: مزارات مدفن بزرگان دين و سياست است. در سين‏کيانگ جنوبي، هر ناحيه داراي مزارات کوچک و بزرگ است که در حدّ خود املاک موقوفه دارند. مجموع املاک موقوفه مزارات بسيار زياد است. به‏طور مثال، مزار «آفاق خواجه» (در کاشغر) 16000 «مو»، مزار «اصلان‏خان» (در آرتوش) 4500 «مو» و مزار «امام موسي‏کاظم» در دهکده «کوشا» در ختن، 3000 «مو» ملک موقوفه دارند.
4ـ موقوفات مدارس ديني: مدارس ديني در سراسر سين‏کيانگ جنوبي زمينهاي موقوفه بسيار دارند. در 1949 (هنگام سلطه حزب کمونيست بر چين)، اين نواحي داراي 312باب مدرسه علوم ديني بودند:
12. در سين کيانگ، معمولاً مزارات به صورت مجتمعي شامل مسجد، مدرسه علوم ديني، مدفن بزرگان ديني و قبرستان عمومي است که نمونه بارز آن «مزار آفاق خواجه» در کاشغر مي‏باشد. چون در مراسم اعياد بزرگ اسلامي، از جمله عيد قربان، مردم در مساجد بزرگ و اين گونه مزارات اجتماع مي‏کنند، ممکن است نام «عيد» به همين دليل بر موقوفات مذکور نهاده شده باشد.
3ـ موقوفه «مزارات»: مزارات مدفن بزرگان دين و سياست است. در سين‏کيانگ جنوبي، هر ناحيه داراي مزارات کوچک و بزرگ است که در حدّ خود املاک موقوفه دارند. مجموع املاک موقوفه مزارات بسيار زياد است. به‏طور مثال، مزار «آفاق خواجه» (در کاشغر) 16000 «مو»، مزار «اصلان‏خان» (در آرتوش) 4500 «مو» و مزار «امام موسي‏کاظم» در دهکده «کوشا» در ختن، 3000 «مو» ملک موقوفه دارند.
4ـ موقوفات مدارس ديني: مدارس ديني در سراسر سين‏کيانگ جنوبي زمينهاي موقوفه بسيار دارند. در 1949 (هنگام سلطه حزب کمونيست بر چين)، اين نواحي داراي 312باب مدرسه علوم ديني بودند:
املاک کوچکترين مدرسه بين 10 تا 30 «مو» و بزرگترين آنها، 3 تا 5 هزار «مو» بوده و به طور کلي، املاک موقوفه مدارس ديني، بخش عمده‏اي از موقوفات را تشکيل مي‏داده است.
5 ـ موقوفات پلها: املاکي بوده که درآمد آن براي احداث و تعمير پلها به‏کار مي‏رفته است.
6 ـ موقوفات قنوات: زمينهايي بوده که درآمد آن مصروف حفر و لاروبي قنوات عمومي مي‏شده است.
7ـ موقوفات «لنگان»: به منظور احداث سرپناه در بيابانها براي عابـران مستضعف در نظر گرفته مي‏شده است.
8 ـ موقوفات «تاغ»: براي احداث و مرمت راهها در مناطق کوهستاني بوده است.
9ـ موقوفات «راه»: براي تعمير و نگاهداري راههاي عمومي هزينه مي‏شده است.
10ـ موقوفات «عيد»: براي احداث مزارات صرف مي‏شده است.
11ـ موقوفات «رسول‏اللّه‏»: درآمد اين زمينها در راه اجراي مراسم يادبود حضرت محمد (ص) به کار مي‏رود. طبق روشهاي گذشته، بخش عمده‏اي از درآمد حاصل از فروش محصولات اين املاک به اماکن اسلامي، مثلاً «مکه» انتقال مي‏يابد و به صورت «نذر» بين «آخوندها» (7) و بي‏نوايان توزيع مي‏گردد. هرگاه در سالي، هيچ‏کس عازم سفر مکه نباشد (8)، «نذر» در محل به مستحقان داده مي‏شود.
12ـ موقوفات «چراغ»: براي تأمين مصارف چراغهاي مساجد و «مزارات» در نظر گرفته مي‏شده است.
13ـ موقوفات «قرآن»: براي خريد قرآن و توزيع آن در جهت اهداف تبليغي هزينه مي‏شده است.
14ـ موقوفات «کاسه»: براي خريد و تعمير ديگهاي بزرگـي بوده که در مراسـم مذهبي در آن غـذا تهيـه مي‏شود.
15ـ وقف «نان‏پخت»: درآمد حاصله از اين املاک بايد صرف تهيـه غذا و توزيـع بين مستمنـدان گردد، اما معمولاً بخت با آنها براي دسترسي به اين غذاها، يار نيست.
16ـ وقف «اولاد»: دليل ابداع چنين موقوفاتي آن است که
الف) برخي از املاک کوچکتر از آن است که بين عده زيادي از وراث تقسيم گردد.
ب) بعضي از مردم نگران آن‏اند که اموالشان پس از مرگ به درستي تقسيم نشود و حق به حقدار نرسد.
ج) عده‏اي نيز در تقسيم اموال خود، به اعضاي فقير خانواده توجه خاص دارند.
مقررات راجع به اين املاک به اين شرح است:
الف) هيچ‏کس حق فروش آن را ندارد.
ب) غالبا در اختيار وراث ذکور قرار مي‏گيرد و اناث از آن محروم‏اند.
ج) هنگام درگذشت وراث، باز هم از تقسيم مجدد مصون مي‏ماند.
البته بر اثر مرور زمان، در بعضي از روستاها، اين‏
گونه املاک به فروش رسيده، و زنان نيز از آن ارث برده‏اند. تعداد و وسعت املاک موقوفه «اولاد» زياد نيست. به طور مثال، از خانواده «علي‏اکبر» در ناحيه «آق‏سو»، 500 هکتار چيني (مو) به جاي مانده است. گاهي اداره اين املاک به عهده يک «آخوند» گذارده مي‏شود و سالانه، سهمي هم بابت سرپرستي به او پرداخت مي‏گردد. ميزان موقوفات «اولاد» در شهر کاشغر زيادتر از مناطق ديگر است.
17ـ موقوفات «مطلق»: املاکي است که معمولاً زمينداران و يا بازرگانان دولتمند، جدا از اموال موروثي، وقف مي‏کنند تا درآمد آن پس از کسر هزينه‏هاي اداره زمين، در مراسم سالگرد درگذشت آنها، صرف تلاوت قرآن بر سر خاکشـان گردد. اين گونه موقوفـات زيـاد نيست.
18ـ وقف «اشکالات»: گاهي «آخوندي» که مسؤول اداره ملک موقوفه‏اي است آن را تا دوسوم قيمت بازار، به ديگري مي‏فروشد. در اين صورت خريدار بايد هر ساله مبلغ معيني به نهاد مذهبي که زمين متعلق به آن بوده است بپردازد. در اوائل دهه 1950 زمينهاي اوقافي در يارغند 50788 «مو» وسعت داشته که 47926 آن (4 /94 درصد) از اين مقوله بوده و از اين مقدار نيز 6 /82 درصد آن در اختيار آخوند مسؤول قرار نداشته بلکه در تصرف کشاورزان بوده است.
19ـ وقف «اشکالات مالک»: اين‏گونه موقوفات نيز املاکي است که همگي به مزارات و مدارس ديني مساجد تعلق داشته، اما به دست آخوند مسـؤول موقـوفه به فروش رسيده است. در اينجا فروش شامل همه حقوق نيست، بلکـه فقط شامـل استفـاده از عرصـه آن (درختهـا و ساختمانـها) مي‏باشـد و شخـص خريـدار بايـد بابـت آن سالانـه مبلغ معينـي به نهاد مذهبـي مربـوط بپردازد. (9)
20ـ موقوفات اجاره دائم: املاکي است که حق استفاده از آن به طور دائم به اشخاص فروخته مي‏شود و آنها آزادانه حق انتقال آن به غير را دارند. قيمت اين املاک ارزان‏تر از قيمت املاک خصوصي است.
21ـ موقوفات احيا شده: املاکي است که در اصل متعلق به مساجد و مدارس ديني بوده، اما کساني آنها را احيا کرده‏اند. در اين صورت شخص احياکننده هر سال مبلغي به نهاد مذهبي مربوط مي‏پردازد. او مي‏تواند حق خود را به ديگري اجاره دهد يا بفروشد، اما زمين در اختيار هرکس باشد، بايد سالانه 2 درصد درآمد عرصه آن را به نهاد مذهبي مربوط بپردازد. به طور مثال، موقوفه «امام موسي کاظم» در روستاي «کوشا» در ختن، 3000 «مو» وسعت دارد که 2000 واحد آن در زمره چنين املاکي است و مردم محل آن را موقوفه «بنا» (آباداني) مي‏نامند.
22ـ وقف «ده‏يک»: گاهي پيروان دين، 101 درآمد بخشي از املاک خود را وقف مسجد، مزار و يا مدرسه ديني مي‏کنند. در اين صورت فقط حق استفاده از آن درآمد، و نه مالکيت زمين، وقف گرديده است.
23ـ وقف «اولاد» و پل: املاکي است که مالکيت خصوصي آن در اختيار وراث باقي مي‏ماند، اما قسمتي از درآمد آن براي تعمير راهها، مخصوصا احداث پل، مورد استفاده قرار مي‏گيرد.
24ـ موقوفات «آخوند»: املاکي است که براي تأمين هزينه‏هاي يکي از روحانيون وقف شده و پس از درگذشت آن «آخوند» مجددا به مالکيت صاحب اصلي زمين يا وراث او باز مي‏گردد.
اخباري از چين و گفتگوهايي با مسلمانان آن کشور نشان مي‏دهد که از اوايل دهه 1990، دولت چين با بازگرداندن بعضي از املاک موقوفه به مسلمانان موافقت نموده، اما به نظر مي‏رسد که اين تصميم محدود به اين شرايط باشد:
1ـ زمين به نهادها و تشکيلات مذهبي باز مي‏گردد، نه به اشخاص.
2ـ بايد از زمين در راههاي عام‏المنفعه که در جهت سياست «چهار نوسازي» (10) و دروازه‏هاي باز اقتصادي باشد؛ مثلاً براي احداث دانشگاهها، بيمارستانها، مراکز علمي و فني و تجاري و غيره استفاده گردد.
3ـ حصول نتيجه عملي و ملموس، شرط اصلي ادامه کار بر زمين است، در غير اين صورت ملک بازگرفته و به نهاد اسلامي ديگري واگذار مي‏شود.

پی نوشتها:

1- يارغند114 باب.
2- ينگي حصار60 باب.
3- شوفو45 باب.
4- «باچو»(10) 41 باب.
5- آرتوش41 باب.
6- «يوئه‏پو»(11)11 باب.
7- کلمه «آخوند» در زبان چيني به معني «رهبر روحاني» و همچنين معلم دوره عالي مدارس ديني است.
8- سفر مکه براي چيني‏ها با توجه به دوري راه، مشقت سفرهاي زميني و دريايي در قديم و هزينه‏هاي آن، وظيفه‏اي بس مشکل بوده است.
9- نويسنده مقاله، اجاره را نيز نوعي فروش تلقي کرده است. .
10- سياست «چهار نوسازي» (Four Modernizations) در دوران پس از درگذشت مائوتسه تونگ تاکنون مورد تأکيد قرار دارد و هدف آن نوسازي کشاورزي، صنعت، علوم، فنون و دفاع در چين است.

منبع:ميراث جاويدان

نخستين موقوفه در اسلام

نخستين موقوفه در اسلام
نخستين موقوفه در اسلام

نويسنده: هادي عالمزاده
تاريخ نخستين موقوفه در اسلام با نام مُخَيْريق و غزوه احد (سال سوم هجري، 32 ماه پس از هجرت) پيوند دارد. محمد بن سعد (متوفاي 230ق) زير عنوان «صدقات پيامبر خدا (ص)» آورده است که نخستين صدقه در اسلام، وقفي بود که پيامبر خدا (ص) پس از کشته شدن مخيريق در احد، از خود برجا نهاد.(1) مُخَيريق (از قبيله ثَعلبة بن فِطْيون) توانگرترين مرد بني قَيْنُقاع و از احبار يهود و آگاهان به احکام تورات بود. وي با آنکه از روي صفات و نشانه‏هاي پيامبر خدا (ص) به پيامبري آن حضرت پي‏برده بود؛ از دين خويش که بدان خو گرفته بود، دست بر نمي‏داشت. با اين حال ـ و با آنکه همچنان بر دين يهود بود ـ روز شنبه که جنگ احد آغاز شد پيش يهوديان آمد و بدانان گفت: به خدا سوگند، شما خود مي‏دانيد که بر شما فرض است که محمد را ياري دهيد. يهوديان بدو پاسخ دادند که امروز شنبه است. مخيريق گفت: ديگر شنبه‏اي در کار نيست، و آن گاه سلاح برگرفت و در احد به پيامبر خدا (ص) پيوست. وي پيش از آنکه آهنگ احد کند به محمّد بن مَسْلَمه، سَلَمة بن سَلامه و خويشان خود وصيّت کرد: اگر من امروز کشته شدم، دارايي من در اختيار محمّد خواهد بود تا بنابر رهنمود خدا ـ عزّوجلّ ـ در هر راه که خواهد صرف کند. هنگامي که جنگ به پايان رسيد و مسلمانان شهدا را به خاک مي‏سپاردند، مخيريق را در حالي که چند زخم خورده بود کشته يافتند. وي را بي‏آنکه نماز بر او گزارند در گوشه گورستان مسلمانان دفن کردند. نه در آن روز و نه پس از آن شنيده نشد که پيامبر (ص) براي او آمرزش خواهد، جز آنکه فرمود: مخيريق بهترين يهودي بود(2).
منابع تاريخ اسلام، چون مغازي واقدي، طبقات ابن‏سعد، تاريخ‏المدينه ابن‏شبّه، و نيز منابع روائي همچون بحارالانوار مجلسي و وسائل‏الشيعه حرّ عاملي دارايي مخيريق را که پيامبر (ص) وقف فرمود، هفت نخلستان (حوائط سبعة) به اين شرح ذکر کرده‏اند: 1ـ مِيْثَب يا مَيْثِب 2ـ صافيه 3ـ دَلال 4ـ حُسْني 5 ـ بُرقه يا بَرقه 6 ـ اَعواف 7ـ مشربة ام‏ابراهيم.(3) همين منابع، تصريح دارند که بخش عمده موقوفات پيامبر (ص) را در مدينه همين هفت نخلستان تشکيل مي‏داد (4) و با اصطلاحات و تعبيرات: «صدقه و صدقات، نفقه و نفقات، حَبْس و حُبُس، وَقْف، حَبسَ، وَقَفَ و تصدّق» از آنها سخن مي‏گويند(5).
برخي منابع، اطّلاعات بيشتري را در مورد محلّ اين موقوفات و نيز در اين‏باره که وقف بر چه کساني بوده و... به دست مي‏دهند. به گفته ابن‏شبّه «صافيه، بَرقه، دَلال و ميثب» در کنار يکديگر و در بالادست سورين (به ضبط سمهودي: صورين) پشت قصرِ مروان بن حکم واقع بوده و از وادي (نهر) مَهزور سيراب مي‏شده‏اند. نخلستان «مشربه امّ ابراهيم» که ماريه قبطي، ابراهيم ـ فرزند پيامبر ـ را در آنجا زاد و در همان‏جا زندگي مي‏کرد و به همين جهت نيز به اين نام خوانده شد، در پشت «بيتِ مدراس» يهود و جنب مِلک ابوعبيدة بن عبداللّه‏ بن زمعه اسدي قرار داشت و آن نيز از وادي مهزور آب مي‏خورد. «حُسْني» در ناحيه قُفّ، و «اعواف» در املاک بني مُحَمَّم واقع بود و اين هر دو نيز از مهزور سيراب مي‏شدند.(6)سمهودي (متوفاي 911هـ) اطلاعات دقيق‏تري درباره محلّ اين نخلستانها آورده و اشاراتي هم به وضع اين اوقاف در روزگار او (سده نهم و اوايل سده دهم هجري) دارد(7).
در اين منابع درباره اينکه اين حوائط بر چه کساني وقف بوده اختلاف ديده مي‏شود. در يکي از روايات منقول در طبقات ابن‏سعد، سخن از اين است که پيامبر (ص) پس از بازگشت از اُحد، اموال مخيريق را ميان فقرا تقسيم فرمود.(8)(يعني موقوفه بودن آنها اساسا مردود شمرده شده است) امّا غالب روايات و اخبار ـ اعم از شيعه و سني ـ موقوفه بودن اين املاک را تصديق و تأييد کرده‏اند؛ از آن جمله ابن‏يونس در جامع و مالک در ردّ نظر شُريح و نيز در مناظره با قاضي ابويوسف در حضور هارون‏الرشيد بدان تصريح کرده‏اند؛ (9) گرچه در مورد موقوفٌ‏عليه اين اوقاف اختلاف هست.
برخي از روايات اهل سنّت، حکايت از آن دارد که اين املاک، وقف عام بر مسلمانان بوده است. از آن جمله ابن‏سعد از واقدي و او از... روايت مي‏کند که از عمر بن عبدالعزيز، به هنگامي که خليفه بود شنيدم که مي‏گفت: روزي که در مدينه گروه بسياري از مردم جمع بودند از پيران مهاجران و انصار شنيدم که مي‏گفتند: حوائط (نخلستانهاي هفتگانه) پيامبر (ص)وقف بر مسلمانان است و از اموال مخيريق بوده... آن گاه عمر فرمان داد از خرماهاي آن نخلستانها بياورند. طبقي خرما آوردند... آنها را ميان ما تقسيم کرد(10).
در برابر روايت مذکور، اخبار و رواياتي در منابع اهل سنّت آمده که حکايت از وقف اين حوائط بر خاندان پيامبر (ص) دارند و نکته مهم آنکه اين گروه از روايات با اخبار مورد تأييد شيعه در اين باب کمابيش مطابقت و همسويي دارد: سمهودي در وفاءالوفاء زير عنوان «طلب فاطمة من ابي‏بکر صدقات ابيها» در توجيه مناقشه و احتجاج حضرت فاطمه (س) با ابوبکر و پاس مقام خلافت از سويي و ساحت مقدس دخت پيامبر (ص) از سوي ديگر، مي‏نويسد: آن حضرت با اصل اين سخن ابوبکر که از قول پيامبر (ص) مي‏گفت: «لانورث؛ ما ترکناه صدقة» مخالفتي نداشت؛ بلکه استنباط و نظر وي اين بود که اين اموال وقف است و حق نظارت بر آن و قبض محصول و ثمر و تصرف در آن به واسطه ارث به او مي‏رسد و لذا طالب سهم و نصيب خويش از اوقاف پيامبر (ص) در مدينه
بود و عقيده وي بر آن بود که حق توليت بر اين املاک متعلق به او (به واسطه دختري) و عبّاس (به واسطه عمومت) است(11).
ابن‏شبّه به تفصيل در اين باب سخن مي‏گويد و بنابر روايات مي‏نويسد: عمر توليت اين املاک را در زمان خلافت خويش به علي (ع) و عبّاس سپرد، بدين شرط که آن دو مطابق مفاد شروط وقف که پيامبر (ص) تعيين فرموده بود عمل کنند؛ يعني با حفظ عين موقوفه، نفقه سالانه خاندان پيامبر (ص) پرداخت شود و آنچه از درآمد باقي مي‏ماند در راه خدا صرف شود. همو مي‏نويسد اين شيوه در دوران خلافت عثمان نيز ادامه يافت و بعدها توليت آن به عهده حسن بن علي (ع)، سپس حسين بن علي (ع) و آن‏گاه در اختيار علي بن حسين (ع) و حسن بن حسن و سپس زيد بن حسن بود.
سمهودي سپس به روايت از عبدالرّزاق، از مَعْمَر از زهري مي‏افزايد که سپس توليت اين اوقاف بر عهده عبداللّه‏ بن حسن مثنّي ـ معروف به عبداللّه‏ محض ـ بود تا آنکه بني‏عباس به قدرت رسيدند و اين اوقاف را از دست بني‏الحسن (علويان) به در آوردند. او به نقل از اسماعيل قاضي آورده است که عباس ـ عمّ پيامبر ـ در روزگار خلافت عثمان از سهم خويش اعراض کرده بود(12).
ابن شبَّه (173ـ262هـ) به روايات از ابوغَسّان آورده است: اوقاف (صدقات) پيامبر (ص) امروز در دست خليفه است؛ هر که را مي‏خواهد به توليت آنها مي‏گمارد يا عزل مي‏کند و محصول و درآمد آن را به نحوي که وکلا تشخيص مي‏دهند، ميان نيازمندان مدينه تقسيم مي‏کند(13). سمهودي به نقل از رزين العبدري مي‏افزايد: برخي از اين مستغلاّت تا حدود سال 500 هجري ـ که يکي از ولات مدينه آنها را به خود اختصاص داده ـ همچنان معروف و وقف بر مساکين بوده است(14).
نکته مهم و قابل ذکر اين است که منابع اهل سنّت درباره اين اوقاف بسيار آشفته و پريشان سخن گفته‏اند و روايات مربوط به حوائط سبعه (نخلستانهاي هفتگانه متعلّق به مخيريق و موقوفه پيامبر) را با ديگر املاک و اموال و مستغلاّت به جا مانده از پيامبر (ص)، نظير: فدک، خيبر، اراضي بني‏نضير و بني‏قريظه ـ که هر کدام بر پايه نظر فقهاي شيعه حکمي خاص خود دارد ـ خلط کرده و درآميخته‏اند.
چنان که در آغاز اين بحث اشاره شد، بر آن نبوده‏ايم که در تاريخ نخستين اوقاف به تفصيل سخن گفته شود، هم از اين روي، در اين باب استقصاي تامّي در منابع شيعه نکرده‏ايم و تنها به آنچه در بحارالانوار و وسائل‏الشيعه آمده، بسنده مي‏شود:
به نوشته مجلسي ـ به نقل از قرب‏الاسناد ـ به روايت از ابن‏عيسي، از بزنطي آمده است: از امام رضا (ع) درباره نخلستانهاي هفتگانه (الحيطان السبعة) پرسيدم، فرمودند: آنها ميراث پيامبر خدا (ص) بود که وقف فرمودند و آن حضرت، درآمد آن را صرف هزينه مهمانها و نيازمنديهاي خويش مي‏کرد. پس از رحلت پيامبر (ص) عبّاس بر سر آن با فاطمه (س) به داوري برخاست. علي (ع) و ديگران گواهي دادند که اين نخلستانها وقف است و عبارت‏اند از: دلال، عواف (ظاهرا اعواف)، حُسني، صافيه، مِلک ام‏ابراهيم، منبت (ظاهرا مَيْثِب يا مِيْثَب) و برقه(15).
مجلسي در خبري ديگر، به روايت از زيد بن علي، از حسن بن علي (ع)، آورده که فرمود: اين وصيّت فاطمه دخت محمد (ص) در مورد نخلستانهاي هفتگانه: عواف (اعواف)، دلال... به علي بن ابي‏طالب (ع) است، و اگر او در گذشت از آنِ حسن بن علي (ع) و پس از او برادرش حسين (ع) و پس از او از آن الاکبر فالاکبر از فرزندان پيامبر خدا (ص) ست(16). شيخ حرّ عاملي، خبري قريب به مضمونِ خبر پيشين آورده است که اسناد روايت آن به امام محمد باقر (ع) مي‏رسد. در اين خبر، نام علي بن ابي‏طالب (ع) به عنوان کاتب متن وصيّت و نام مقداد بن اسود و زبير بن عوّام به عنوان گواه و شاهد آمده است(17).
آخرين نکته‏اي که در اين مقاله کوتاه بايد بدان اشاره شود اين است که به رغم تصريح و تأييد بسياري از منابع اصيل و معتبر اهل سنّت در اين‏باره که حوائط سبعه مخيريق را نخستين اوقاف، و حضرت رسول اکرم (ص) را نخستين واقف معرّفي کرده‏اند و بعضا به تفصيل در باب آنها سخن گفته‏اند، برخي از منابع اهل سنّت و از آن ميان ابوهلال عسکري با عبارت «اوّل ما احتبس في‏الاسلام صدقة عمر... يقال له ثمع» عمر بن خطاب را نخستين واقف، و ملک ثمغ يا ثمغا را نخستين وقف و موقوفه دانسته‏اند(18). البته عمر و بسياري ديگر از صحابه به پيروي از پيامبر (ص) به اين سنّت حسنه عمل کرده‏اند؛ امّا اينکه عمر را نخستين واقف به شمار آوريم، با وجود نبودن دليل، خالي از نوعي جانبداري تعصّب‏آلود و غير منطقي نيست؛ بويژه آنکه در کتب معروف به الاوائل و مباحث و ابواب برخي از کتابها، نظير تاريخ‏الخلفاء سيوطي (19) که به اوائل امور در تاريخ پرداخته‏اند، اموري به عنوان فضيلت به افراد نسبت داده شده که به آساني مي‏توان دريافت که اين نسبتها در پرتو قدرت سياسي، اجتماعي يا ديني اين شخصيّتها شکل گرفته و پديد آمده است.

پي نوشت :

1- ابن‏سعد، محمد کاتب واقدي، الطبقات الکبري، بيروت، دار بيروت للطباعة والنشر، 1405 هـ/ 1985م، ج1، ص501.
2- واقدي، محمدبن عمر، کتاب المغازي، تحقيق مارسدن جونس، قاهره، دارالمعارف، 1966م، ج1، صص262ـ263؛ابن‏شبّه، ابوزيد عمر، تاريخ‏المدينة‏المنوره، تحقيق فهيم محمّد شلتوت، قم، دارالفکر، 1410 هـ/ 1368 ش، ج1، ص173؛ ابن‏هشام، همان، ج2، صص159ـ160؛ ابن‏سعد، همان، ج1، ص502.
3- واقدي، همان، ج1، ص378؛ ابن‏سعد، همان، ج1، صص502، 503؛ابن‏شبّه، همان جا؛ مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسّسه الوفاء، 1403 هـ/ 1983م، ج100، ص183 (=باب الوقف، باب1، حديث10)؛ حرّ عاملي، محمدبن الحسن، وسائل‏الشيعه، تحقيق عبدالرحيم ربّاني شيرازي، بيروت، دار احياءالتراث العربي، ج13، ص311.
4- ابن‏هشام، همان، ج2، ص160؛ ابن‏سعد، همان، ج1، ص501.
5- واقدي، ابن‏سعد، همان جاها.
6- ابن‏شبّه، همان، ج1، صص173ـ174.
7- سمهودي، نورالدين علي‏بن احمد، وفاءالوفا باخبار دارالمصطفي، بيروت، داراحياءالتراث العربي، 1404 هـ/ 1984م، ج3، صص993ـ994.
8- ابن‏شبّه، همان، ج1، صص174ـ175؛ واقدي، همان، ج1، ص378؛ ابن‏سعد، همان، ج1، ص502؛ سمهودي، همان، ج1، صص990ـ991.
9- کتّاني، شيخ عبدالحي، التراتيب الادارية، بيروت، دارالکتاب العربي، ج1، صص401ـ404.
10- ابن‏سعد، همان، ج1، صص502ـ503.
11- سمهودي، همان، ج3، صص996ـ998.
12- ابن‏شّبه، همان، ج1، صص202ـ207، 209؛ سمهودي، همان جا؛ کتاني، همان، ج1، صص402،404.
13- ابن‏شبّه، همان، ج1، ص218.
14- سمهودي، همان، ج3، ص994.
15- مجلسي، همان جا.
16- مجلسي، همان، ج100، صص185ـ186.
17- حرّ عاملي، همان، ج6، ص311.
18- عسکري، ابوهلال حسن‏بن عبداللّه‏بن سهل، کتاب الاوائل، تحقيق محمدالسيّد الوکيل، المدينة المنوّرة، 1385 هـ/ 1966م، ص143.
19- سيوطي، جلال‏الدين عبدالرحمان، تاريخ‏الخلفاء، به تحقيق محمد محيي‏الدين عبدالحميد، قاهره‏المکتبة‏التجارية الکبري، 1371 هـ/ 1952م، صص125ـ128.

منبع: ميراث جاويدان

مروري بر وضعيت وقف در جهان اسلام

مروري بر وضعيت وقف در جهان اسلام
مروري بر وضعيت وقف در جهان اسلام

نويسنده: کهف منذر، محمد رصافي

مقدمه

ترجمه مدخل "Waqf" از دايرة المعارف..The Oxford Encyclopedia of The Modern Islamic Worldج 4، ص 316 - 312، نيويورک، 1995، زير نظر جان اسپوزيتو
دکتر کهف منذر در سال 1940 ميلادي در دمشق به دنيا آمد و در سال 1962 در رشته‏ي بازرگاني از دانشگاه دمشق ليسانس گرفت. در سال 1967، فوق ليسانس برنامه‏ريزي اقتصادي و اجتماعي را به پايان رساند؛ سپس به امريکا رفت و در سال 1975 درجه‏ي دکتراي اقتصاد با گرايش توسعه از دانشگاه ايالتي «يوتا» را اخذ کرد. وي همچنين مدت دو سال، رياست مؤسسه آموزش و تحقيقات اسلامي بانک توسعه‏ي اسلامي را بر عهده داشته است و هم‏اکنون با عنوان محقق اقتصاد در اين مؤسسه فعاليت مي‏کند.
وي در فقه و مطالعات اسلامي به ويژه در مسائل اقتصادي و مالي مرتبط با جهان اسلام مطالعات گسترده‏اي انجام داده است. بيش از 15 جلد کتاب و 60 مقاله با زبان عربي و انگليسي نگاشته است. موضوعات عمده‏ي آثار او عبارتند از: سيستم مالي و حکومتهاي اسلامي، قراردادهاي مالي مانند مضاربه، اقتصاد اسلامي و توسعه‏ي آن، زکات، وقف و نهادهاي خيريه. مطالعات وي علاوه بر پژوهش‏هاي متني، برخي از مطالعات موردي و ميداني درباره‏ي اوضاع جاري مسلمانان به ويژه کشورهاي عربي و مسلمانان شمال آمريکا را نيز شامل مي‏شود.
مقاله‏ي حاضر که از دايرةالمعارف نوين جهان اسلام (World Modern Islamic) زير نظر جان اسپوزيتو انتخاب شده از همين قبيل است. وي علاوه بر بيان برخي مسائل بنيادين وقف به اجمال، به صورت موردي وضعيت وقف در برخي کشورهاي عربي و شمال امريکا را گوشزد مي‏کند. اين مقاله هر چند موجز و خلاصه نگاشته شده است اما سر فصل‏هايي را مطرح مي‏کند که براي پژوهشگران عرصه‏ي وقف قابل تأمل و شايسته‏ي پي‏گيري است، به ويژه آنکه تحقيقات و مطالعات وي عمدتا با استناد به منابع فقهي و تحقيقاتي اهل سنت تدوين شده و به عقايد و آراي شيعه توجهي نشده است.
نکته‏ي مهم ديگري که در انتخاب اين مقاله نقش داشت سخن گفتن مؤلف از لزوم احيا و بازسازي وقف است. نهاد وقف در سده‏هاي مياني اسلام نقش اساسي و محوري ايفا مي‏کرده و شايسته است پژوهشگران اسلامي با توجه به فلسفه‏ي وقف و اهداف آن و تجربه‏هاي کما بيش موفق گذشتگان در اين زمينه، راه‏هاي احيا و بازسازي وقف در جهت تقويت بنيه‏هاي فرهنگي و اجتماعي اسلام و مسلمانان را بيابند.

وقف

وقف (جمع آن اوقاف)، کلمه‏اي عربي است که در لغت به معناي محدوديت (1) و ممنوعيت (2) به کار مي‏رود و در دين اسلام اصطلاحي است دال بر حفظ و نگهداري اموالي خاص جهت به کارگيري منافع آن در کارهاي انسان دوستانه و امور خيريه، به شرط آن که منافع، فقط در هدف يا اهداف تعيين شده براي آن مصرف شود. اين تعريف ما را به يک ويژگي مهم در وقف که همانا استمرار و دوام باشد رهنمون مي‏کند و به ديگر سخن، وقف در مورد املاک و اموال ماندگاري به کار مي‏رود که بتوان درآمدها و عايداتي از آن به دست آورد و در موارد مشخص مصرف نمود. (3) بنابراين زمين و ساختمان [که اموالي ماندگار هستند] بيشتر مورد وقف قرار مي‏گيرند تا اشياي ديگر؛ هر چند در مورد کتاب، ابزار کشاورزي، احشام، سهام و اوراق بهادار و پول نقد نيز وقف وجود دارد. در شمال و غرب آفريقا به جاي «وقف» از کلمه‏ي «هبز» که به معناي محصور کردن و توقيف کردن است استفاده مي‏کنند.

وقف در طول تاريخ

انديشه‏ي وقف، عمري به درازاي عمر بشريت دارد و از همان آغاز خلقت انسان، وقف نيز وجود داشته است. فقهاي مسلمان معتقدند، ساختمان کعبه، اولين بناي وقفي است که در قرآن کريم به عنوان اولين خانه‏ي مخصوص عبادت معرفي شده است.
تقريبا همه‏ي جوامع، مکان‏ها و بناهاي بسياري را به امور عبادي اختصاص داده‏اند. در طول تاريخ معابد و کليساها و بناهايي از اين قبيل، اختصاصا براي انجام مناسک ديني ساخته و پرداخته شده‏اند. افزون بر اين، فراعنه‏ي مصر املاکي جهت تأمين نيازهاي مالي راهبان اختصاص دادند و يونانيان باستان و روميان اموالي اختصاصي براي کتابخانه‏ها و امور آموزشي در نظر گرفتند. امروزه ايده‏ي وقف امري شناخته شده و پذيرفته شده در همه جاي جهان است. در شمال امريکا نيز وقف وجود دارد اما با نام مؤسسات ديني و بنيادهاي خيريه. (5) تنها در ايالات متحده، ده‏ها هزار از اين قبيل بنيادها وجود دارد.

وقف در تاريخ اسلام

در تاريخ اسلام اولين بناي وقفي، مسجد قبا (6) در مدينه است که در بدو پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به سال 622 ميلادي ساخته شد و هنوز در همان مکان باقي است اما با ساختاري جديد و توسعه يافته، شش ماه پس از ساختن مسجد قبا، مسجد النبي در مرکز مدينه بنا نهاده شد. وقف مساجد و مستغلاتي که منافع و درآمدهاي آنها اختصاصا جهت حفظ و نگهداري و تعمير مساجد به کار مي‏رود، در رديف اوقاف ديني قرار مي‏گيرند.
وقف بشر دوستانه و خيرخواهانه (7) نوع ديگري از وقف است که با هدف دستگيري از فقيران جامعه به وجود آمده است و مردم بيشتر متمايلند در اين گونه از نهادها و فعاليت‏ها در قالب‏هايي مانند کتابخانه‏ها، تحقيقات علمي، آموزش، خدمات درماني، و مواظبت از حيوانات و محيط زيست سرمايه‏گذاري کنند. از اي قبيل موقوفات مي‏توان به عنوان وام براي تقويت و ايجاد مشاغل کوچک و ساختن و حفظ پارک، جاده، پل و سد بهره‏برداري کرد.
وقف‏هاي خيريه‏اي از زمان خود پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شروع شد. مردي به نام مخيريق (8)(9) وصيت کرد که هفت باغستان او در مدينه پس از مرگش به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) برسد. مخيريق در سال 626 ميلادي از دنيا رفت و پيامبر باغستان‏هاي هفتگانه را وقف فقرا و نيازمندان نمود. اين شيوه توسط عمر، دومين خليفه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نيز پيگيري شد. هنگامي که او از پيامبر درباره‏ي نخلستاني که در منطقه‏ي خيبر به دست آورده بود سؤال کرد، پيامبر مي‏فرمايد: «اگر مايلي مي‏تواني آن را وقف نمايي و خرماهايش را صدقه بدهي». و بدين ترتيب هنگام رحلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در سال 632 ميلادي تعداد بسياري از اين قبيل اوقاف خيريه‏اي به وجود آمده بود.
نوع سومي از وقف، کمي پس از رحلت پيامبر و در زمان خلافت عمر (635 - 645) رواج يافت. هنگامي که عمر خواست سندي مکتوب براي وقف خود در خيبر (نخلستان) تنظيم کند، از بعضي اصحاب پيامبر دعوت کرد شاهد آن سند باشند. جابر، يکي ديگر از اصحاب پيامبر، بيان مي‏دارد که وقتي اين سند منتشر شد، بسياري از مالکان، مقداري از املاک خود را وقف کردند، عده‏اي از اين واقفان در وقف‏نامه‏ي خود اين شرط را افزودند که ثمرات و عوايد اين وقف ابتدا به فرزندان و نسل‏هاي بعدي آنان تعلق بگيرد و سپس مازاد آن، اگر مازادي داشته باشد، به فقرا داده شود. چنين وقفي به «وقف خانوادگي» يا «وقف فاميلي» مشهور شد.
بر خلاف بنيادهاي خيريه‏ي امريکايي که صرفا در جهت اهداف ديني يا خيرخواهانه فعاليت مي‏کنند (نوع اول و دوم از وقف)، در اسلام گونه ديگري از وقف براي حمايت از خانواده‏ي خود و نسل‏هاي بعدي که همين نوع سوم است به وجود آمد. (10)

ويژگيهاي اساسي وقف

از لحاظ شرعي، واقف (پس از وقف) هيچ‏گونه مالکيتي نسبت به موقوفات ندارد. عده‏اي از فقها بر اين باورند که مالکيت موقوفات از آن خداوند است. اما بعضي ديگر معتقدند مالکيت موقوفات در دست افراد ذي نفع (موقوف‏عليهم) است هر چند اين مالکيت کامل نيست؛ به اين معنا که اين مالکان نمي‏توانند موقوفات را خارج از شرايط و اهداف واقف مصرف و يا هزينه کنند. در اين مورد وقف با بنياد خيريه متفاوت است، زيرا مديريت يک بنياد معمولا مي‏تواند دارايي‏هاي آن بنياد را بفروشد. اين تفاوت متضمن اين نکته است که دوام و استمرار، يک ويژگي بسيار قوي در وقف است که در بنيادهاي خيريه کمتر به چشم مي‏خورد.
دوام و استمرار وقف به اين معناست که هر گاه مهر و نشان وقف بر مالي، به ويژه در مورد املاک، بخورد آن مال براي هميشه وقف خواهد ماند و خارج کردن يک موقوفه از حالت وقفي مستلزم طي کردن فرآيندي طولاني و مشکل خواهد بود.
البته در صورت موافقت مراجع و محاکم قضايي (11) تعويض اموال و املاک وقفي به موارد بهتر و يا به مواردي که ارزش مساوي داشته باشند اشکال ندارد. اموال و املاک جديد نيز همچنان وقف هستند و در راستاي همان اهداف و مقاصد اموال و دارايي‏هاي پيشين استفاده مي‏شود. بنابراين، در مقام نظر، حالت دوام و استمرار وقف مستلزم اين معناست که اموال يا املاک وقفي نبايد کاهش يا تقليل يابد و به دليل لزوم همين ويژگي (دوام) در وقف بوده که برخي از فقها وقف را فقط در مورد املاک و مستغلات (که حالت بقا و استمرار دارند) صحيح دانسته‏اند. عده‏اي از فقها نيز برخي کالاهاي بادوام را که منافع و عوايد بلند مدت دارند، به منزله‏ي املاک و مستغلات گرفته‏اند. (12) بنابراين، کتاب، وسايل و ابزار، احشام و پول را نيز مي‏توان وقف کرد.
براي حفظ موقوفات، هم واقفان و هم محاکم قضايي، احتياطهاي مضاعفي در سندسازي و نگهداري اسناد وقف به خرج داده‏اند. آنان معمولا بر ثبت اين اسناد در محاکم قضايي و به رؤيت شهود معتبر رساندن تأکيد کرده‏اند. محاکم قضايي در بسياري از شهرها و مناطق، اسناد مفصلي از دارايي‏هاي وقفي را از اوايل قرن 15 و 16 ميلادي ثبت کرده‏اند که بسياري از اين اسناد هنوز موجود است و مورد مطالعه‏ي مورخان در استانبول، قاهره، فاس، دمشق، بيت المقدس، اصفهان و ديگر شهرهاي کهن قرار مي‏گيرد.
از آنجا که وقف يک عمل اختياري و خيرخواهانه است، شرايطي که واقف تعيين مي‏کند بايد مو به مو مورد عمل قرار گيرد؛ البته تا وقتي که متناقض يا مخالف قوانين شريعت نباشد. تفصيل مطلب چنين است که درآمدهاي وقف بايد انحصارا در راستاي اهدافي که وقف براي آن به وجود آمده است مصرف شود. اهداف وقف نيز تا وقتي که اولا با قوانين شريعت سازگار باشد و ثانيا قابل حصول باشد نمي‏بايست توسط متولي يا دادگاهي که بر آن نظارت مي‏کند تغيير يابد. اگر چنانچه (در اثر تغيير شرايط جامعه) عملي کردن و محقق ساختن اهداف وقف غير ممکن شود بايد درآمدها و عوايد وقف در نزديک‏ترين و
شبيه‏ترين مورد به اهداف وقف مصرف شود و اگر باز هم امکان نداشت، منافع وقف به فقرا و نيازمندان مي‏رسد. ويژگي دوام و استمرار شامل همه‏ي قيود و شرايط واقف نيز مي‏شود، خواه اين شرايط مربوط به اهداف و مقاصد وقف باشد، خواه مربوط به توزيع درآمدها باشد و يا در ارتباط با اداره‏ي موقوفات و نظارت بر وقف و يا ديگر قسمت‏هاي وقف.

شرايط وقف کردن

ايجاد و انشاي وقف مستلزم شرايطي است که به برخي از مهمترين آنها اشاره مي‏شود:
1. موضوع وقف بايد از املاک و مستغلات و يا اموال بادوام باشد. در جوامع اسلامي وقف زمين، ساختمان، گله‏هاي شتر، گاو و گوسفند، کتاب، جواهرات، شمشير و ديگر ابزار جنگ، و ابزار کشاورزي رواج داشته است.
2. وقف بايد دائمي و غير موقت باشد. (13) فقها وقف موقت را فقط در مورد اوقاف خانوادگي و فاميلي جايز دانسته‏اند.
3. واقف بايد شرعا صلاحيت و توانايي وقف را داشته باشد. بنابراين بچه، مجنون يا کسي که مالک مالي نيست نمي‏تواند وقف کند.
4. اهداف و مقاصد وقف بايد در نهايت به امري ختم شود که هم از نظر شريعت و هم از نظر واقف جنبه‏ي خيرخواهي و صدقه داشته باشد. بنابراين اگر ثروتمندي فقط به اين دليل که توانگر است چيزي وقف کند، وقف او از نظر شرعي صحيح نيست و لازم است قصد خيرخواهي و صدقه دادن نيز داشته باشد.
5. و سرانجام، موقوف‏عليهم (ذي نفعان وقف) بايد زنده و شايسته‏ي وقف باشند (14) و وقف براي مردگان جايز نيست.

ادامه نوشته

وقف در ميان ملتهاي جهان و مذاهب اسلامي

وقف در ميان ملتهاي جهان و مذاهب اسلامي
وقف در ميان ملتهاي جهان و مذاهب اسلامي

نويسنده: رضا شيرواني شيري

مقدمه

در مقدمه اين مبحث، ذکر اين مطلب خالي از فايده نيست که وقف، حقيقت شرعيه‏اي ندارد. امام خميني «ره» در اين مورد مي‏فرمايند: «براي وقف، حقيقت شرعيه‏اي نيست؛ بلکه يک امر عقلائي است که ميان پيروان تمام اديان و شايد نزد غير پيروان اديان نيز مرسوم باشد.» (1) ملا احمد نراقي نيز مي‏گويد: «وقف از احکام قديمه‏اي است که شرايع سابق، بر آن جريان داشته و وضع کنيسه‏ها و کليساها و مساجد بر اساس آن بوده است.» (2)
شافعي در رساله الام مي‏گويد: «تا آنجا که من پي‏برده‏ام اهل جاهليت خانه و زميني را براي خدا حبس نکرده‏اند و حبس تنها به دست مسلمين صورت گرفته است.» (3)
اين گفته شافعي با آنچه از امام خميني و ملا احمد نراقي ـ قدس سرهما ـ ذکر شد سازگاري ندارد و قرائن و شواهد تاريخي نيز آن را تاييد نمي‏کند.
از ميـان ملل قديـم، اقوام آريايي؛ خاصه ايرانيان که از زمانهاي بسيار قديم به پيروي از آيين و کيش خود به کارهاي نيک و آباداني و دستگيري از درماندگان و بي‏نوايان توجه بسيار داشتند به يقين داراي موقوفات و نذورات بسياري براي نگهداري معابد آتشکده‏هاي خود بوده‏اند، پاره‏اي از اين موقوفات در نزد زرتشتيان برخي از شهرستانهاي ايران مثل يزد و کرمان باقي و داير است. از روي قرائن مي‏توان حدس زد که آتشکده معروف «آذر گشسب» در بلخ، موقوفات و نذور بسيار داشته است. (4)
هنگام فتح شوش در بقعه دانيال نبي (ع) سندي به دست آمد که به موجب آن گنجي براي پرداخت وامهاي بدون ربح اختصاص يافته بود و خليفه دستور داد که اين گنج به بيت‏المال منتقل شده و طبق دستور مندرج در سند عمل شود. (5)
نخستين مکان مقدس شناخته شده در ميان عربهاي پيش از اسلام «کعبه مشرفه» است. کعبه در روزگاران قديم به دست ابراهيم (ع) بنا شده بود تا پناهگاه مردم باشد، سپس معبد عموم عرب شد و قبايل مختلف هر سال به سوي آن رهسپار مي‏شدند. اين مکان بعدها مرکز پرستش بتها شد و اعراب بدين وسيله به خدا تقرب مي‏جستند.

وقف در ميان مردم بين النهرين

مردم بابل با انواعي از تصرفات مالي شبيه به وقف آشنا بودند؛ مثلاً پادشاه زميني را از املاک خودش در اختيار يکي از کارکنان خود مي‏گذاشت تا از درآمد آن بهره گيرد، بدون آنکه مالک زمين شود و يا بتواند آن را به ديگري منتقل نمايد. همين حق به ورثه منتفع نيز به حکم قانون و به ترتيبي که قانون تعيين مي‏کرد منتقل مي‏گرديد.(6)

وقف در ميان مصريان قديم

مردم مصر قديم با فکر وقف اجمالاً آشنا بودند. آنان املاکي را به خدايان، معبدها و مقبره‏ها اختصاص مي‏دادند تا درآمد آنها به مصرف تعميرات و نوسازي اين مکانها و اقامه مراسم و هزينه کاهنان (رهبران ديني) و خادمان برسد و اين گام به قصد تقرب به خدايان برداشته مي‏شد.
در موزه مصر الواحي وجود دارد که حاکي از اين مطلب است. در يکي از قديمي‏ترين آنها ـ لوحه شماره 72 ـ (راهنماي ماسبيرو) نقوشي وجود دارد که حکايت از وقف املاک براي برخي از کاهنان در خانواده چهارم (سلسله چهارم فراعنه مصر) مي‏کند.
همچنين تاريخ نشان مي‏دهد که «رامسس دوم» املاک فراواني را به معبد «اپيدوس» بخشيد و مراسم ويژه‏اي به منظور تمليک آن املاک برپا کرد. اين مراسم در حضور تعداد کثيري از مردم انجام شد تا مردم در اين امر خير از وي پيروي نمايند.(7)
مردم مصر قديم حتي با بهترين شکل وقف اولادي آشنا بودند. بدين ترتيب که اعيان املاکي را حبس مي‏کردند و درآمد آنها را به خانواده و يا اولاد واقف اختصاص مي‏دادند. اين حق بعد از آنها به اولاد واقف مي‏رسيد که مي‏توانستند از عوايد اين املاک برخوردار شوند، ولي حق انتقال اعيان را به ديگران نداشتند.
مصريان قديم با نظام توليت نيز آشنا بودند و اداره اموال موقوفه را به پسر بزرگتر از هر طبقه واگذار مي‏کردند و در اسناد وقف به صراحت از نقل موقوفه منع مي‏شد.
به تازگـي سندي از شخصـي به نام «مني» از خانواده پنجم فراعنه کشف شده است که نشان مي‏دهد اين شخص «مـؤسّسـه‏اي» به نفع فرزندانـش در قالـب «هبه» بـه وجود آورده و در آن بـه پسر بزرگترش دستـور داده که از عوايـد آن مؤسّسـه بـه بـرادرانش بدهد. و امـوال اين مؤسسه قابل نقل به احدي نيست و اداره آن هميشه با پسر بزرگتر از طبقات موقوف عليهم است.(8)

وقف در ميان روميان قديم

روميان با نظام مؤسسات کنيسه و مؤسسات خيريه آشنا بودند. اين مؤسسات به اداره فقيران و ناتوانان مي‏پرداخت و اموالي به اين مؤسسات اختصاص مي‏يافت تا به مصرف فقرا و ناتوانان برسد.(9)
روميان عقيده داشتند که فروش و رهن اشياء مقدس ـ اشيائي که بنابر سنن مذهبي و مقررات کاهنان به خدا اختصاص مي‏يافت، مانند معابد، نذور، هدايا و امثال اينها ـ ممنوع است و کسي حق ندارد آنها را تملّک نمايد؛ زيرا به خدا تعلق دارند و چيزي که به خدا تعلق دارد قابل تملک نيست.
ادامه نوشته

وقف در کشور يمن

وقف در کشور يمن
وقف در کشور يمن

نويسنده: محمد حسن معصومي، قاضي اسماعيل بن علي اکوع

مقدمه

مسأله‏ي اوقاف اسلامي، پيوسته از توجه خاص مسلمانان در همه‏ي سرزمين‏هاي مسلمان‏نشين بهره‏مند بوده؛ زيرا منابع تازه‏ي آن پياپي وجود داشته است و هرگز متوقف نمي‏شود؛ همچنان که اهداف نهايي آن نيز از زماني که خداوند متعال آيه‏ي (يا ايها الذين آمنوا أنفقوا من طيبات ما کسبتم و مما اخرجنا لکم من الأرض) (بقره، آيه‏ي 267) و آيه‏ي (لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون) (آل عمران، آيه‏ي 92) را نازل فرموده به زمان خاصي محدود نمي‏شود تا اين که خداوند، وارث نهايي زمين و ساکنان آن شود. مقصود حديث شريف از «صدقه‏ي جاريه»، به نظر بسياري از عالمان، همين اوقاف اسلامي است. راستي هم که لبيک گويي مسلمانان به اين پيام الاهي بس پرشتاب بود؛ آن طور که از درآمدهاي حلال خويش استفاده، و به انجام کارهاي نيک اقدام کردند و از اموال و درآمدهاي حلال خود ميزاني را به اعمال خيريه اختصاص دادند و هيچ گاه باب خير و نيکي را که نفع مسلمانان در آن است، بسته نگه نداشتند و پيوسته براي استمرار و سودمندي آن، دارايي‏هايي را وقف کردند تا جايي که وقف، جايگاه ويژه‏اي را در فقه اسلامي به خود اختصاص داده است؛ چرا که درآمدهاي آن در مقايسه با مصارفش فزون‏تر است و هرگز قطع نمي‏شود.
مسلمانان با اين درآمدها، مساجد، تأسيسات، کاروانسراها، مدارس، حوزه‏هاي ديني و منازل (جمع منزله، کلمه‏اي است که در مصر، رواق ناميده مي‏شود و براي اسکان دادن جويندگان دانش اختصاص يافته؛ آن‏هايي که براي آموزش ديدن از روستاهايشان به شهر مي‏آيند و طي مدت تحصيل به مهاجران شهرت مي‏يابند). همين طور بناي سقاخانه‏هايي مربوط به مسجد براي نوشيدن آب که کنارشان حوض بزرگي نيز براي آب خوردن حيوانات در نظر گرفته شده و اين‏ها در شهرها و بازارهاي عمومي که در طول سال به طورمنظم در باديه‏ها و مناطق گوناگون برپا مي‏شود، بنا شده، و نيز ساختن سبل (جمع سبيل که در مناطق يمن به صبل و در جاهاي ديگر به درم شهرت دارد) تا
در جاده‏ها و کوره‏راه‏ها براي حفظ مسافران و نيز سرپناه ايشان در هنگام ريزش باران باشد يا براي اين که دمي بياسايند و خستگي سفر را از تن بزدايند (منزلگاهي براي استراحت) و کنار آن‏ها مواجل (مناهل) است (مواجل، جمع ماجل، به نام صريح به معناي منبع آب معروف است)، و غير از اين‏ها کروف (جمع کريف) يعني گودالي کنده شده در زمين يا حفر شده در تخته سنگ بزرگي است که براي استفاده از آب باران پس از جمع شدن در آن‏ها تعبيه شده، همين طور آرايش کردن زمين براي اين که آماده‏ي رويش گياه شود تا گاو و گوسفند و ديگر چارپايان در آن بچرند و نيز تخت کردن راه‏هاي ناهموار و نگهداري تأسيسات عمومي و تأمين کساني که آن‏ها را مي‏گردانند و سرانجام موقوفات موارد ذکر شده تا غرض از بنا نهادن و آباد کردن آن‏ها حاصل آيد. از جمله مواردي که درباره‏ي مسائل گفته شده قابل ذکر است، مطلبي است که عماره بن علي يمني متوفاي سال 569 قمري در کتاب خود (المفيد في اخبار صنعاء و زبيد) صفحه‏ي 71 مي‏آورد که حسين بن سلامي از جمله موالي دولت زياديه بود و مساجد و مناره‏هايي بنا نهاد و در مناطق باير و دوردست، چاه‏هايي را حفر کرد و کنار جاده‏ها از حضرموت تا مکه‏ي مکرمه علامت‏ها و ستون‏هاي ويژه‏اي را براي مشخص کردن فاصله‏ها و مايل‏ها و فرسنگ‏ها برپا کرد و موقوفاتي نيز براي آن‏ها در نظر گرفت که براي نگهداري و حفظ آن‏ها کفايت مي‏کرد.
از ديگر موارد موقوفه، مواردي است که براي کمک به مردان مجرد و عفيفي که نتوانسته‏اند ازدواج کنند در نظر گرفته مي‏شود تا به منظور پيشگيري از در افتادن در حرام، به آن‏ها پرداخت شود، براي مثال براي اين کار، برخي زيورآلات وقف شده به صورت عاريه به عروسي داده مي‏شود که او و همين طور داماد، توان مالي خريدن آن را براي آراستن و زينت دادن عروس هنگامي که به خانه بخت فرستاده مي‏شود ندارند، وهمچنين از موارد وقف، مواردي است که به آن وقف دواوين (جمع ديوان) گفته مي‏شود و آن مخصوص اطعام دادن به غريبه‏ها مثل در راه ماندگان (ابن السبيل) و کساني است که فرا آمدن شب ايشان را از ادامه‏ي سفر بازدارد و نزديک محل اقامت قومي ديگر توقف کرده باشند. اين‏ها به آن دواوين مي‏آيند و در ديوان که پيش‏تر براي پذيرايي چنين افرادي مهيا شده جاي مي‏دهند و آن طور که شايسته است، آن‏ها را مورد پذيرايي و مهمان‏نوازي قرار مي‏دهند.
ديگر از موارد وقف، اطعام ميهماناني همچون عالمان و فاضلان براي مدت زمان غير معين است و همين طور وقف اموالي که اختصاص داده شده به تعمير ادوات کشاورزي صنعتي شده همچون گاو آهن و ابزارهاي مربوط آن، چنانچه به سبب استفاده‏ي فراوان خراب شده باشند؛ البته اين در زماني است که صاحبان آن‏ها توان پرداخت هزينه‏ي تعمير آن را نداشته باشند، و نيز از موقوفات، موردي است که بنا به نظر فرزند ارشد واقف، وقف مساجد جبريه مي‏شود. سرپرستي اين مساجد بر عهده‏ي خانواده‏ي واقف است، بنابراين از موقوفات آن، بخشي را صرف نيازمندي‏هاي مسجد، و بقيه را ميان ورثه تقسيم مي‏کنند.
از ديگر موارد وقف، مالي است که واقف آن را صرفا براي فرزندانش که مشغول تحصيل هستند در نظر مي‏گيرد تا تحصيل علم در خانواده‏ي آن‏ها موروثي و پيوسته ادامه داشته باشد. بدين ترتيب، هيچ کدام از آن‏ها تا زماني که عالم نشود، بهره‏اي از اين مال نخواهد داشت؛ از اين رو ورثه به تحصيل علم روي مي‏آورند، و حتي فردي از ايشان که به درس خواندن تمايلي از خود نشان نمي‏دهد نيز در عين ناخوشايندي درس مي‏خواند تا از اموال موقوفه‏ي جدش براي اين امر محروم نشود؛ به ويژه اگر جز اين مال موقوفه، چيزي براي گذران زندگي نداشته باشد.
از ديگر موارد وقف، موقوفات درماني است. اين موقوفه براي درمان بيماري‏هاي خطرناکي مثل جذام و امثال آن در نظر گرفته شده؛ البته موارد بي‏شمار ديگري از موقوفات مبارکه نيز وجود دارد که در دنياي امروز ديگر به آن‏ها نيازي نيست؛ چرا که مردم با آمدن وسايل نو زندگي همچون حمل و نقل (ترابري) و لوله کشي آب به منازل و مؤسسات و بهره‏برداري آسان از آن‏ها ديگر به موقوفات مربوط به اين موارد نيازي ندارند؛ از اين رو چنين موقوفاتي به ديگر مصارف مورد نياز اختصاص داده مي‏شود؛ بنابراين، محل مصرف اوقاف خيريه بسيار متنوع و متعدد است؛ اما بايد گفت: سودمندترين و پرثمرترين آن‏ها مواردي است که به منافع عمومي مردم مربوط باشد؛ يعني مواردي که مردم هيچ زماني از آن‏ها بي‏نياز نخواهند شد و پيوسته نيازمند آن‏ها هستند. نکته‏ي قابل توجه اين است که بسياري از موقوفات مناطق شمالي يمن مختص قاريان قرآني است که در مساجد مشهور و ويژه‏اي قرائت دارند. اين موقوفات، ويژه‏ي جامع بزرگ صنعا و جامع امام الهادي در صعده و ديگر مساجدي است که براي ساکنان مناطقي که اين مساجد آن جا قرار گرفته، قداست خاصي دارند، و اين در حالي است که مي‏بينيم اغلب موقوفات مناطق جنوبي و همين طور منطقه‏ي تهامه و حضرموت، وقف قاريان قرآن براي اولياء الله و صالحان است؛ مانند وقف ابن عدوان که مشهورترين است و همين طور وقف رفاعي و عيد روس و ابي بکر سالم و...

اوقاف معروف يمن

وقف کبير

اين وقف به طور عام، ويژه‏ي مساجد است؛ يعني براي ساختن و رسيدگي به مساجد و تعويض فرش‏ها و زيراندازها و تأمين روشنايي و آب رساني به قسمت‏هاي گوناگون آن‏ها و همين طور تأمين مالي متصديان اداره‏ي اين تأسيسات و مؤذن‏ها و امامان (ائمه‏ي) جماعت و خطباي آن جاست. آنچه مخصوص مساجد «صنعا» است، وقف داخلي ناميده مي‏شود که خود سازمان خاصي به نام نظارت (سرپرستي) بر موقوفات داخلي دارد. همچنين متصدي اداره‏ي امور اين سازمان ناظر (سرپرست) وقف داخلي ناميده مي‏شود.

ادامه نوشته

وقف در کشورهاي اسلامي: تاريخ و تحولات وقف در کشور عمان

وقف در کشورهاي اسلامي: تاريخ و تحولات وقف در کشور عمان
وقف در کشورهاي اسلامي: تاريخ و تحولات وقف در کشور عمان

نويسنده: صادق عبادي

کشور سلطنتي عمان

پژوهشگر و عضو کميته علمي «بنياد پژوهش و توسعه فرهنگ وقف»
کشور سلطنتي عمان در سواحل جنوبي خليج فارس مقابل سواحل هرمزگان قرار دارد و يکي از اعضاي شش‏گانه حوزه خليج فارس به شمار مي‏رود. اين منطقه قبل از اسلام مشهور به «مغان» بوده و در نوشته‏ها «مزن» عنوان مي‏شده است که ايرانيان بر آن حکومت مي‏کردند. هنوز شهرهايي با نام‏هاي فارسي رستاق، بهلا، بوشر و گلبو در عمان وجود دارد. نيز سيستم آبياري قنات (مشهور به افلاج)، بادگيرها، و قلعه‏ها از آثار ايرانيان است که هنوز در آنجا يافت مي‏شود.
اين کشور در طول سده‏هاي گذشته غالبا توسط امامان اباضي اداره مي‏شد. البته در دوره آل بويه زير سلطه ايرانيان بود و سپس به دست بني‏نبهان افتاد. از قرن هفدهم ميلادي، عمان مورد تجاوز استعمارگران پرتغالي و سپس انگليسي قرار گرفت. در آن زمان توسط خاندان البوسعيد اداره مي‏شد، که در سال 1970 با کودتاي سلطان قابوس دوره جديدي از حکومت البوسعيد آغاز گرديد.
امروزه رژيم عمان سلطنتي است، با جمعيتي حدود دو و نيم ميليون نفر که در حدود 75% آنان عرب و بقيه مهاجران آسيايي، و بلوش مي‏باشند. اقتصاد عمان بر کشاورزي، صيادي و نفت مي‏چرخد.(1).

پيشينه وقف در عمان

پيدايش سنت وقف در عمان به سال سوم هجري قمري برمي‏گردد؛ هنگامي که «مازن بن غضوبه» که از اولين مسلمانان اهل عمان بود، پس از گرويدن به اسلام و
بازگشت به کشورش، به خرج خود اولين مسجد را در ولايت سمائل بنا کرد، که به نام «مسجد مضمار» مشهور است.(2)وي رقباتي از زمين و نخلستان براي آن مسجد وقف کرد. با پذيرش اسلام توسط آل جلندي دين اسلام در عمان گسترش يافت.
پس از آن از نخستين موقوفه‏هاي اين سرزمين، موقوفه امام اباضيان وارث بن کعب خروصي (د. 192 ق) (3)است. وي زمين و نخلستاني را در وادي بني‏خروص براي چهل خانواده از مجاهدين شهر نزوي و مابقي را براي اهالي روستاي هجار و ستال (4)وقف نمود. اين موقوفه پس از دوازده قرن هنوز پابرجاست.
در طول حکومت «امامت اباضيه» از قرن سوم تا قرن چهاردهم در عمان، سنت وقف بر مساجد، وقف قنات‏ها و وقف اولادي ادامه داشت. در دوره امامت غسان بن عبدالله يحمدي (حکومت 207 - 192 ق) که اوضاع کشاورزي بسيار خوب بود، و قنات‏هاي آب کشاورزي فراوان بود، شاهد وقف مساجد، زمين‏هاي کشاورزي و قنات‏هاي بسياري هستيم(5).
نيز سالمي در تحفة الاعيان از نخلستان‏ها و قنات‏هاي وقفي در ولايت بدبد در دوره امامت صلت بن مالک خروصي (حکومت 276 - 237 ق) اشاره مي‏کند(6).
وقف در دوره حکومت بني‏نبهان (حکومت 1034 - 549 ق) ادامه داشت. در منابع تاريخي آمده که يزيد بن عزيز عماني در قرن هفتم هجري قمري دو نخلستان در شهرستان بهلا براي عمارت مسجدالحرام وقف کرده که وقف‏نامه آن در تاريخ 15 ذي‏حجه 648 ق تحرير شده است(7).
عمانيان هم‏چنين در جزيره زنجبار در شرق آفريقا، مساجد و مدارس زيادي را وقف نموده‏اند. تحفة الاعيان اشاره مي‏کند که امام سلطان بن سيف يعربي (حکومت 1131 - 1123 ق) جهت ساختن مساجد، سوره و قلعه شهر رستاق، مبالغ زيادي از اموال وقف، استقراض کرد(8).
در نامه‏هاي امامان اباضي به واليان شهرها، از جمله نامه امام ناصر يعربي (د. 1050 ق) به والي شهر لوي سفارش‏هاي در مورد رسيدگي به مساجد و قنات‏هاي وقفي شده است(9)نيز در نامه‏اي امام عزان البوسعيدي (د. 1278 ق) به شيخ عبدالله هاشمي والي شهر رستاق، سفارش‏هايي در مورد صرف اموال اوقاف در مصارف خود مي‏کند. (10) امام محمد بن عبدالله خليلي (د. 1372 ق) از طرف خود، شيخ محمد بن محمود البوسعيدي را در محافظت از اموال وقفي و اموال ايتام تعيين کرده بود.(11)اين‏ها نمونه‏هايي از توجه امامان اباضي به اوقاف در دوره‏هاي مختلف در عمان است(12).

انواع موقوفات در عمان

اوقاف در عمان به سه بخش اصلي تقسيم مي‏شود: وقف مساجد و رقبات آن، اوقاف خيريه و وقف بر اولاد.
اين موقوفات در عمان، براساس شرايط فرهنگي، ديني، اجتماعي و اقتصادي تنوع فراواني دارد:

مساجد و رقبات وقفي آن

وسيع‏ترين زمين‏هاي زراعي و غير زراعي (به تعبير محلي زمين‏هاي سبز و سفيد) براي تعمير و مخارج مساجد وقف شده‏اند. امروزه طبق آيين‏نامه دولتي، هر مسجدي بايد جهت تأمين مخارج رقبه وقفي داشته باشد؛ و قانون اجازه نمي‏دهد مسجد جديدي بدون عوايد وقف شود. متولي هر مسجد (که به نام وکيل مشهور است) توسط واقف يا اهالي محله انتخاب مي‏شود و موظف است بيلان درآمد و مخارج را به وزارت اوقاف گزارش دهد.
مساجد وقفي دولتي
ادامه نوشته

تجربه‏ ي احياي وقف در کشور کويت

تجربه‏ي احياي وقف در کشور کويت
تجربه‏ ي احياي وقف در کشور کويت

نويسنده: داهي الفضلي

مقدمه

الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام علي رسوله الأمين و علي آله الطاهرين و صحبه و من سار علي هدايه الي يوم الدين.
باري؛ يکي از نعمتهاي پروردگار متعال براي مردم و کشور کويت آغاز تحرکي پويا در عرصه‏ي وقف است. اين تحرک، نقش مهم وقف در سرنوشت مسلمانان را دوباره احيا کرد و خيلي زود، در کوتاهترين فاصله‏ي زماني ممکن مؤسسه‏اي را پديد آورد که نه تنها مورد تأييد و حمايت ساير نهادهاي حکومتي کويت واقع شد، بلکه از سوي شهروندان و نهادهاي غير حکومتي با جهت‏گيريها و تعلقات مختلف نيز مورد استقبال قرار گرفت. مؤسسه مذکور همچنين با تأييد و تقدير فراوان نهادهاي فعال و علاقه‏مند بين‏المللي در عرصه‏ي تلاشهاي اسلامي بويژه در زمينه‏ي وقف مواجه شد. مؤسسه يا نهاد مورد بحث ما دبيرخانه‏ي مرکزي اوقاف کويت (الامانة العامة للاوقاف) است که در جمادي الاخر 1414 (نوامبر 1993) تأسيس گرديد.
وقف از نظر ما شيوه‏اي از تلاشهاي توسعه است که به مسلمين فرصت تقرب جستن به خداوند عزوجل را مي‏دهد. زمينه‏ي فعاليتها و اقدامات وقفي گسترده است و مي‏تواند شامل همه‏ي عرصه‏هاي تلاشهاي اجتماعي باشد. همين زمينه قادر است به عنوان يکي از راههاي اصلي به کارگيري تواناييهاي مردمي، نقش مؤثري را در توسعه‏ي جامعه و شکوفايي آن ايفا کند.
گزارشي که پيش روي شماست تجربه‏ي احياي وقف در کشور کويت را بويژه - در حال حاضر - عرضه مي‏دارد و با اين عناوين و بخشها تهيه شده است:
بخش نخست - نگاهي گذرا به تاريخچه‏ي تحول فعاليتهاي وقف در کشور کويت؛
بخش دوم - جهت‏گيريهاي راهبردي [استراتژيک] در حرکت احياي وقف در کشور کويت؛
بخش سوم - تجربه‏ي صندوقها و طرحهاي وقف؛
بخش چهارم - تجربه‏ي سرمايه‏گذاري داراييهاي وقف شده؛
بخش پنجم - ساختار تشکيلاتي دبيرخانه‏ي مرکزي اوقاف؛
سخن آخر - پيرامون مهمترين ويژگيهاي تجربه‏ي وقف در کويت.
در اينجا لازم مي‏بينم که سپاس فراوان خود را نسبت به همه‏ي کساني که در اين تجربه سهيم بوده و از داخل يا خارج کشور کويت کمکهاي خود را بدين منظور ارسال داشته‏اند، تقديم بداريم و از قادر متعال عاجزانه بخواهيم که توفيق عرضه‏ي خدماتي مفيد به دين و امت خويش را به ما عنايت فرمايد.
مشتاقانه و مصرانه خواهان در يافت راهنماييها و رهنمودهايي هستيم که ما را در تقويت اين تجربه و غني‏تر و پيشرفته ساختن آن ياري نمايد.

نگاهي گذرا به تاريخچه‏ي تحول وقف در کشور کويت

اقدام به وقف اموال و املاک از ديرباز، از زمان پيدايش کشور کويت با ساختن مساجد و تخصيص موقوفات به آنها آغاز شده است. تاريخ نگاران در اين رابطه، نخستين موقوفه‏ي ثبت شده را بناي مسجد »بن بحر« در حدود سال 1108 ه ق (1695 م) ذکر کرده‏اند. وقف در آن دوران بيانگر نوعي همياري اجتماعي بوده است که بدون نظارتي مرکزي در جامعه‏ي آن زمان کويت صورت مي‏گرفت لذا هيچ مرکزيتي روال و روند اقداماتي وقفي را هدايت و مديريت نمي‏کرد و وقف در زمينه‏ها و عرصه‏هاي مختلف اجتماعي نمي‏گستراند.
با آغاز قرن بيستم و در راستاي تلاشهايي که کشور کويت در جهت دگرگوني و بهبود نظام اداري خويش به عمل آورد، اداره‏ي اوقاف اين کشور در سال 1921 م ايجاد گرديد و مديريت و نظارت بر اوقاف را در حد توان آن زمان خويش بر عهده گرفت. در سال 1948 م محدوده‏ي اختيارات اين اداره گسترش يافت و آن را قادر ساخت که با تحرکي وسيعتر فعاليتهاي مربوط به وقف را در خدمت اماکن ديني و نيازمندان سامان بخشد. اداره‏ي اوقاف با تشکيل هيأت امناي اوقاف توانست مشارکت مردمي در نظارت بر امور وقف را تحقق ببخشد.
اعضاي اين هيأت را برخي از شهروندان به رياصت مرحوم شيخ عبدالله الجابر الصباح رئيس اداره‏ي اوقاف آن زمان تشکيل مي‏دادند. در تاريخ 1951/4/5م با صدور فرمان امير کويت مبني بر انطباق فعاليتهاي اوقاف با احکام شرع مبين اسلام، ساختار اساسي و قانوني اوقاف در کويت شکل نهايي خود را پيدا کرد. اين قانون هم اکنون در حال اجراست و تا زماني که قانون جديدتري آن را تغيير نداده است معتبر مي‏باشد.
در پي اعلام استقلال کشور، اداره‏ي اوقاف کويت در تاريخ 1962/1/17 به وزارت‏خانه تبديل شد و نام وزارت اوقاف را به خود گرفت. در تاريخ 1965/10/25 امور اسلامي نيز به عنوان و مسؤوليت اين وزارت‏خانه افزوده شد و وزارت اوقاف و امور اسلامي متصدي مسؤوليتهاي مختلفي، از جمله مديريت اوقاف گرديد.
در زمان اشغال کويت توسط عراق در فاصله‏ي زماني 91 - 90، يکي از جلوه‏هاي مقاومت در برابر تهاجم کور و ظالمانه‏ي رژيم عراق، تلاش آن دسته از کارکنان اوقاف بود که با هدف حفاظت از اسناد موقوفات و مدارک قديمي آنها در برابر خطر پايمالي و نابودي در آن شرايط ادامه يافت. پس از سپري شدن آن دوران اندوهبار بخش اوقاف - به فضل و منت پروردگار - از جمله‏ي بخشهاي فعال دولت کويت بود که توانست خيزشي بزرگ را بويژه در اهداف و نوسازي ابزار به خود ببيند. بازسازي ساختار و تشکيلات اوقاف در نمودار سازماني وزارت اوقاف و امور اسلامي صورت گرفت و عمده‏ي فعاليت اين بخش در اين مرحله در برطرف کردن آثار تجاوز بويژه بر املاک وقفي متمرکز گرديد.
همچنين تلاشهاي فراواني صورت گرفت که در مرحله‏ي پس از آزادسازي کويت، وقف به جايگاه مؤثر و شايان خويش در خدمت به جامعه و شکوفايي احياي آن بازگردد و مشارکت مردمي در نظارت بر اوقاف سازماندهي شود.
اين تلاشها منجر به آن شد که در تاريخ 1993/11/13 فرمان امير کويت مبني بر تأسيس دبيرخانه‏ي مرکزي اوقاف صادر گردد.
در اين فرمان تصريح شده است که اين دبيرخانه »وظيفه‏ي دعوت به وقف و انجام همه‏ي امور مربوط به آن، از جمله مديريت و نظارت بر اموال و املاک وقفي سرمايه‏گذاري آنها و به کارگيري درآمد حاصله در چارچوب اهداف و شرايط تعيين شده توسط واقفان را عهده‏دار مي‏گردد، به گونه‏اي که اهداف شرعي وقف تحقق پذيرد و در جهت توسعه‏ي فرهنگي، اجتماعي و مدني جامعه و کاهش فشار زندگي بر افراد نيازمند تلاش شود.

جهت ‏گيري راهبردي احياي وقف در کشور کويت

دبيرخانه‏ي مرکزي اوقاف کويت از آغاز تأسيس خويش بر تعيين يک استراتژي آينده‏نگر براي خود تأکيد و اهتمام داشته است و به اين‏منظور مطالعات گسترده‏اي را انجام داده است. بر اين اساس سند »طرح راهبردي دبيرخانه« در ماه مبارک رمضان 1417 (ژانويه 1997) منتشر شد و در آن مبناي استراتژي دبيرخانه، همان اهداف راهبردي تشکيلات اسلامي و اوقاف تعيين گرديد. (اين تشکيلات علاوه بر دبيرخانه‏ي مرکزي اوقاف، شامل وزارت اوقاف و امور اسلامي و بيت‏الزکات مي‏باشد) . در مورد رسالت اين تشکيلات در اين سند به تصريح چنين ذکر شده است: »تحقق بخشيدن روشي مؤثر و پويا در تعامل با شرايط زمان، پاسداشت از هويت عربي - اسلامي جامعه و کمک به آن در حل مشکلات اساسي‏اش و بالاخره کوشش در اعتلاي جامعه در ابعاد و زمينه‏هاي مختلف«. در اين چارچوب، نگرش راهبردي دبيرخانه‏ي مرکزي اوقاف کويت و رسالت آن شکل گرفت و به اين نحو مطرح گرديد:
نگرش کلي: وقف نهادي ويژه و پيشتاز در فرآيند توسعه و اعتلاي جامعه.
رسالت وقف: گسترش انديشه‏ي وقف به عنوان راهکاري ديني و قانوني براي توسعه‏اي پويا در ساختارهاي نهادينه‏ي جامعه و افزايش بهره‏وري وقف از راه مديريت نوين جهت تحقق بخشيدن به اهداف شرعي واقفان و اعتلاي جامعه و تقويت جهت‏گيري تمدن اسلامي بر اساس مطالب يادشده مي‏توان اهداف راهبردي دبيرخانه‏ي مرکزي اوقاف کويت را در اين محورهاي اصلي خلاصه نمود:
- هدف اول: تقويت انديشه‏ي وقف به عنوان راهکاري نمونه در امور خيريه؛
- هدف دوم: تثبيت وقف به عنوان چارچوبي سازمان يافته و توسعه‏مند در ساختارهاي نهادينه‏ساز جامعه؛
- هدف سوم: تحقق بخشيدن به نيات و مقاصد شرعي واقفان؛
-هدف چهارم: روانه ساختن سود حاصله به سوي توسعه‏ي جامعه و شکوفايي آن؛
- هدف پنجم: جذب مستمر موقوفات جديد؛
- هدف ششم: دسترسي به مديريت تخصصي و مؤثر در موقوفات.
سند استراتژي دبيرخانه، سياستهاي کلي آن را به اين شرح اعلام کرده است:

ادامه نوشته

نقش وقف و بنيادهاي خيريه در توسعه‏ي کشورهاي غربي

نقش وقف و بنيادهاي خيريه در توسعه‏ي کشورهاي غربي

نويسنده: محمد جعفري هرندي

مقدمه

عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي شهر ري‏
وقتي مي‏خواهيم از نقش وقف و بنيادهاي خيريه در توسعه‏ي کشورها عموما و کشورهاي و کشورهاي غربي خصوصا بحث کنيم نبايد از ياد ببريم که اگر «وقف» و «بنيادهاي خيريه» تأثيري در توسعه و تمدن و شهرنشيني و کشورداري ايفا کرده و امروز به نام تمدن غربي خوانده مي‏شود اين وقف و خيرخواهي و نيک کرداري به نوبه‏ي خود از دين سرچشمه مي‏گيرد و آن چيزي که موجب شده تا مردم از اموال و ثروتي که با خون دل فراهم آورده‏اند به راحتي و داوطلبانه چشم‏پوشي کنند، انگيزه‏ي ديني بوده است. اين انگيزه را مي‏توان ترس از خدا، آمرزش و راه يافتن به بهشت، باقي ماندن نام نيک و با همه‏ي اين‏ها يک جا، دانست ولي هر چه باشد همه و همه از تعاليم و آموزه‏هاي ديني برخاسته است.
منظور از دين همه‏ي اديان آسماني است. اعم از دين اسلام که قرآن کار نيک را از هر کس باشد به عنوان عمل صالح ستايش کرده و حتي نيکوکاران را وارثان زمين دانسته است. چنانکه در اين آيات فرموده است:
«همانا مقرر داشتيم در زبور پس از ذکر که حتما زمين را به ارث مي‏برند بندگان صالح ما» (1) و در جاي ديگر خداي متعال اعلام داشته که عمل محسنين را ضايع نخواهد ساخت و اجر آنان را ارزاني مي‏دارد «خداوند ضايع نمي‏سازد پاداش نيکوکاران را». (2)
و يا دين يهود با دين مسيح (ع) که نماينده‏ي آن کليسا است و يا هر دين ديگري که اساس آن بر باور نيروي ماوراء طبيعت بنا شده باشد.
دين هم به سهم خود در ايجاد آرامش، عمران، آبادي و پيشرفت جامعه‏ي بشر نقش مهمي را ايفا کرده گر چه گاه دينداران در راه اين پيشرفت که لازمه‏ي زندگي عمومي بشر است موانعي از طريق جنگ و ستيز و ناسازگاري با همنوعان خود به وجود آورده‏اند و اين ناآرامي‏ها را با اتکاء باور ديني خود عنوان کرده‏اند.
«حتي مورخان شکاک، فروتنانه در برابر دين تعظيم مي‏کنند زيرا مي‏بينند که دين در هر سرزميني و هر عصري در کار است و ظاهرا گريزي نيست.» (3).
«از بسياري لحاظ ديانت جالب‏ترين رسم بشري است. زيرا تضمين نهايي آدمي است درباره‏ي زندگي و تنها حربه‏ي دفاعي او در برابر مرگ. در قرون وسطي هيچ چيز مشي ديانتي همه جا حاضر، که گهگاهي تقريبا فعال ما يشاء است در خاطر انسان نمي‏نشيند».(4).
همچنان که فلاسفه، سلاطين و سرداران در آباداني، نزاع‏ها و صلح‏ها، خوشي‏ها و ناخوشي‏ها، تخريب و عمران، توسعه و رفاه، تنگدستي و هر آنچه در مسير تاريخ زندگي اجتماعي بشر رخ داده، سهيم بوده‏اند دين‏مداران هم با استفاده از باور ديني در اين گونه امور، چه خوب و چه بد، شرکت داشته‏اند با اين تفاوت که چون دين برخاسته از باور مردم بوده به سادگي در خدمت تخريب با آباداني قرار مي‏گرفته و مردم متدين به راحتي تسليم آموزه‏هاي ديني مي‏شده‏اند ولي پيروي آنان از دستور حاکمان و سرداران با پذيرفتن تعاليم فلاسفه نياز به وقت يا زور داشته است.
اصول ديانت همواره در جهت اصلاح و سازندگي بوده چنان که انديشه و تعقل بشر هم با هدف اصلاح فعاليت مي‏کرده است و آنچه از آموزه‏هاي ديني که در جهت تخريب يا ايجاد مفاسد قرار گرفته، مربوط به برداشت‏هاي افراد مغرض يا ساده‏انديش بوده است.
در اين نوشتار بر آنيم تا تأثير يکي از باورهاي ديني يعني خيرخواهي و اهداي مال (وقف) را در تمدن و توسعه‏ي کشورهاي غربي بررسي کنيم.
عنوان نوشتار ايجاب مي‏کند تا به بحثي طولاني و همه جانبه، با در نظر گرفتن رويدادهاي تاريخي و ديني دست بزنيم اما از آنجا که عمده‏ي فعاليت ديني در غرب ناشي از تعاليم حضرت مسيح (ع) است و اين تعاليم و کارکردها در مراتب مختلف کليسا متمرکز شده و نيز براي آنکه گستردگي بحث آن را از حوصله‏ي خواننده دور نسازد، بر آن شديم تا مباحث را به نتايج حاصل از فعاليت‏هاي کليساي غربي يا به طور اعم اروپايي محدود کنيم و بدين جهت مطالب را زير مجموعه‏ي «فعاليت کليسا» قرار مي‏دهيم زيرا کليسا دربرگيرنده تمام فعاليت‏هاي خيرخواهانه در قرون وسطي بوده و امروز هم بسياري از کارهاي نيک، يا وابسته به کليساست و يا از تعاليم آن سرچشمه مي‏گيرد چنانکه در ايران باستان هم کار نيک به اتکاي تعاليم زردشت براي پيروزي اهورامزدا بر اهرمن صورت مي‏گرفت و در جهان اسلام نيز چنين فعاليت‏هايي زير عنوان جامع و کامل «في سبيل الله» مي‏گنجيد.

کليسا در غرب

اگر دين اسلام به سرعت در شرق و غرب پيشروي کرد و بسيار سريع دامنه فعاليت خود را به کوه‏هاي البرز و قسمت‏هاي منتهي اليه خراسان و مصر و افريقيه و کمي آن طرف‏تر به اسپانيا کشاند، مسيحيت عمدتا پيشرفتش در غرب بود و در حوزه‏ي فعاليت حواريان و شارگدان آنان در شرق اروپا گسترش يافت و براي اولين بار يکي از حواريان عيسي (عليه‏السلام) به نام پولس ضمن سفرهاي خود به «مقدونيه» رفت و قدم به اقليم اروپا نهاد و در شهرهاي بزرگ ساحلي يونان، مجامع عيسوي تشکيل داد؛ به آتن رهسپار گشت و از آنجا به شهر کورنت رو آورد و يکي از کليساهاي مهم عالم مسيحيت را در آن شهر برپا ساخت. (5).
پس از آن بين سال‏هاي 50 تا 150 ميلادي رفته رفته مسيحيت با تشکيلاتي مستقل از يهوديت در آن سرزمين توسعه يافت تا کليساي قديم کاتوليک به صورت کاملا مستقل به وجود آمد. اين کليسا از سال 150 تا 1054 رو به توسعه نهاد و با فراز و نشيبهايي روبرو شد که بت خواندن تاريخ اروپا مي‏توان تأثير اين کليسا را در اخلاق، ادبيات، فرهنگ، سياست، تغيير مرزهاي سياسي و به طور کلي مجموعه رويدادهاي سرزمين اروپاي غربي ملاحظه کرد. کليسا به اتکاي ايمان مردم منابع مالي فراواني را در اختيار داشت که اين منابع گر چه همانند ديگر منابعي که در اختيار بشر بود گاه در امور غير مفيد و حتي مفسده‏انگيز هم به کار گرفته مي‏شد، اما روي هم رفته و با نگاهي همه جانبه معلوم مي‏شود سهم کليسا در ميان فعاليت‏هاي که در غرب براي توسعه شده سهم بسزايي بوده است گر چه بعضي از متفکران بر آنند که آنچه را پاپ‏ها از مردم به عنوان صدقه، درآمد موقوفات، بهاي آمرزش گناهان و عشريه‏ها اخذ مي‏کردند موجب چاپيدن ميليون‏ها نفر شده اما هم آنان بوده‏اند که ميليون‏ها صرف آبادي و عمران کرده‏اند. (6).
براي بررسي منابع درآمد و در نتيجه توجه مردم متدين به امور خيريه و نيز مصرف چنين درآمدهايي لازم است موقعيت کليسا را در سه مورد به بحث بگذاريم:
- موقعيت اجتماعي کليسا؛
- منابع مالي کليسا؛
- خدمات کليسا.

ادامه نوشته

وقف در حقوق فرانسه

وقف در حقوق فرانسه
وقف در حقوق فرانسه

نويسنده: ح ـ فرشتيان

مقدمه

وقف اموال براي امور خيريه، نه‏تنها کرداري نيک در جهت منافع عمومي جامعه است، بلکه به‏نوعي پاسخگوي نياز فطري شخص واقف نيز مي‏باشد. عمل وقف منحصر به اديان و مذاهب الهي نيست، بلکه در جوامع مختلف، »افراد« و به دنبال آن »قانون« به دنبال تأسيس نهادي هستند که بتواند به اين خواست فطري انسانها جامه عمل بپوشاند. بي‏شک فايده مطالعه نظامهاي متفاوت حقوقي وقف در راستاي تکامل و توسعه آن روشن و آشکار است. در اين نوشتار، اجمالاً درصدد بررسي اين نهاد در حقوق فرانسه هستيم. ابتدا به تعريف وقف و سپس به تاريخچه آن در حقوق فرانسه پرداخته و پس از آن ماهيت حقوقي وقف و نحوه فعاليت بنياد موقوفه را بررسي مي‏کنيم.

تعريف وقف

نهادي را که ما در فرهنگ خود »وقف« مي‏ناميم در فرهنگ فرانسه فونداسيون Fondation مي‏نامند. اين کلمه در برخي از فرهنگ‏هاي حقوقي فرانسه چنين تعريف شده است:
»فونداسيون عبارت است از اختصاص دادن دائمي اموالي براي بنيادي عمومي و غير انتفاعي با اهداف خيرخواهانه و بشردوستانه«(1)؛ اهدافي از قبيل تأسيس يا گسترش بيمارستان، دانشگاه، خوابگاه دانشجويي، خوابگاه بي‏سرپناهان، يتيمخانه، کمک به ايتام و مستمندان و بيماران بي‏بضاعت، دادن جايزه علمي، ادبي يا هنري...
مالک اموال به وسيله فونداسيون مي‏خواهد شخصيت حقوقي جديدي ايجاد کند که مستقلاً در جهت برآوردن اهداف نيک وي باشد.
در حقوق فرانسه، واژه فونداسيون در اين معاني به کار مي‏رود:
1. نهادي حقوقي که عهده‏دار مديريت اموال و پيگيري و اجراي اهداف باني آن است؛
2. مجموعه اموالي که براي ايجاد اين نهاد حقوقي اختصاص داده شده است؛
3. اعمال حقوقي و فعاليتهايي که اين نهاد انجام مي‏دهد.
البته فونداسيون در ابتدا به معناي فعاليتهاي اين نهاد بوده، ولي امروزه غالباً به معناي خود اين نهاد حقوقي است.
در قانون مدني فرانسه تعريفي از وقف نشده و نامي هم از آن برده نشده است، ليکن ماده 18 قانون مصوب 23 ژوئيه 1983، فونداسيون را چنين تعريف مي‏کند:
»عملي حقوقي که به موجب آن فرد يا افراد حقيقي يا حقوقي اموال يا عوايدي را دائماً به صورت غير انتفاعي در اختيار منافع عمومي قرار مي‏دهند.«
از ديدگاه قانون مدني ايران »وقف عبارت است از اينکه عين مال حبس و منافع آن تسبيل شود« (ماده 55)، اين تعريف، ترجمان عبارت فقهي »تحبيس‏الاصل و تسبيل‏المنفعة« است. با توجه به اين تعريف و تعريفي که از فونداسيون شد، به‏خوبي مي‏توان فونداسيون را مترادف وقف دانست و البته پرواضح است که هر کدام از اين دو نهاد با توجه به اينکه به دو نظام متفاوت حقوقي تعلق دارند شرايط و ويژگيهاي خود را دارند.

تاريخچه

در گذشته وقف غالباً به نحوي از انحاء با کليسا مرتبط بوده است، به عبارت ديگر، وقف براي کليسا و صومعه‏ها، يا براي متوليان کليسا، روحانيون و پارسايان، يا يتيمخانه‏ها و مدارس تحت نظر کليسا، يا در جهت آموزش و تعليمات مذهبي صورت مي‏گرفته است.
اين نوع وقف را »وقف امور خيريه« FONDATIONS PIEUSE ناميده‏اند (2) که در حقوق رم از اهميت ويژه‏اي برخوردار بوده و به قالب حقوقي درآمده، سپس به وسيله دستگاه حقوقي قديم فرانسه تکامل يافته است. قرون وسطي، دوران درخشش اوقاف، مخصوصاً اوقاف مذهبي در جهت کليسا بود، ولي ديري نپاييد که دشمني با نهاد وقف آغاز گرديد تا آنجا که در انقلاب کبير فرانسه (1789م) انقلابيون، نهاد وقف را حذف و ساقط نمودند. براي ريشه‏يابي اين خصومت بايد تفحّصي در تاريخ آن روزگاران نمود.
سوءاستفاده صاحب‏منصبان کليسا از قدرت و هدايا و وصاياي مردم به‏حدي بود که به عنوان نمونه يک پدر روحاني، که طبق قانون کليسا حق ازدواج نداشت، مقدار زيادي از اموال کليساي منطقه تحت نفوذش را قانوناً براي فرزند نامشروعش وصيت نمود! عملکرد منفي کليسا بي‏شک يکي از زمينه‏هاي اصلي خصومت با اين‏گونه هدايا و وصايا بود.
امّا علت اين خصومت را بايد روحيه فردگرايي Individualisme و اقتصاد ليبرالي قرن هيجدهم دانست که زمينه فکري و فلسفي اين خصومت را کامل مي‏کرد، زيرا از جهت سياسي، تمرکز اين اموال در دست کليسا و سازمانهاي خيريه وابسته به آن، قدرت سياسي دولتمردان و انقلابيون را تضعيف مي‏نمود و از جهت اقتصادي نيز از اين اموال به »اموال راکد« و بدون تحرک تعبير مي‏شد که به دليل عدم قابليت نقل و انتقال و داد و ستد اصل سرمايه، موجب خاموش ماندن بخشي از فعاليتهاي اقتصادي مي‏شد. با توجه به اين زمينه‏ها، انقلاب فرانسه، نهاد حقوقي وقف را ملغي و حذف نمود (3)لذا در قانون مدني فرانسه (1804م) که مدتي پس از انقلاب تدوين گرديد، هيچ سخني از وقف به ميان نيامده است.
برخي از حقوقدانان (4)معتقدند که نويسندگان قانون مدني فرانسه از اين‏رو نامي از وقف به ميان نياورده‏اند که گمان مي‏کرده‏اند وقف (فونداسيون) نوعي بخشش ساده، در زمان حيات، و يا نوعي وصيت ساده، براي پس از فوت است و با طرح مبحث »هبه« و »ارث« نيازي به ذکر آن نيست.
اين وقفه از عصر انقلاب تا اواخر قرن نوزدهم ادامه داشت. سپس بار ديگر استقبال مردم از تأسيس بنياد وقف و امور خيريّه، موجب گسترش حقوقي آن گرديد. در اين ميان رويّه قضائي نيز ضمن ايفاي نقش مناسب خويش، تسهيلات لازم حقوقي را براي نهادينه کردن وقف فراهم آورد. بعد از جنگ جهاني دوم آهنگ توسعه مخصوصاً در مسائل مالي ومالياتي شدت يافت و درنتيجه قوانين مختلفي در زمينه فوانداسيون و بنيادهاي خيريه تصويب گرديد (5)

ماهيت حقوقي وقف

ادامه نوشته

فرهنگ وقف و شبه وقف و بخشش در بین ادیان و ملت ها

چکیده:
در پژوهش حاضر با روش تحليل اسنادي، وقف و شبه وقف و بخشش در ادیان و ملتها مورد بررسي قرار گرفته است . جامعه آماري ،‌کليه منابع شامل کتاب ها، نشریات و سایت های اینترنتی، پژوهش ها و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق موجود میباشد و نمونه گيري به شيوه هدفمند انجام شده و بر این اساس از منابع فوق الذکر استفاده گردیده است . ابزار پژوهش نیز فیش برداری بوده و یافته های حاصل از پژوهش، مورد تحلیل قرار گرفته است. با استناد به منابع موجود، این گونه نتیجه گیری شده که همه پیشوایان دینی و مصلحان اجتماعی یکی از راه حل های اساسی و مهم حفظ تعادل در روابط انسانی جوامع مختلف و حرکت به سمت صلح و دوستی و تحقق عدالت را تمسک به تقویت رفتارهای همراه با ایثار و بخشش و فداکاری می دانند که در شریعت اسلام، این اهداف گسترده تر می باشد. در این خصوص پیشنهاداتی برای کارآمدتر شدن اندیشه خیر خواهی ارایه و تأکید گردیده که پدیده وقف و شبه وقف و بخشش میتواند ابزار مهمی برای توسعه روابط کشورهای مختلف باشد.

کليد واژه ها : وقف، شبه وقف و بخشش در بین ادیان و ملتها

مقدمه

انسان دوست دارد موجودی جاودانی باشد لذا از فنا و نابودی نفرت دارد. مرگ در حقیقت وسیلهی انتقال به عالم دیگر برای زندگی ابدی است. تاریخ بشر نشان می دهد که حتّی ناباوران به خدا و دین، خود را موجودی فانی به شمار نمی آورند. از این رهگذر انسان دوست دارد پس از وی، نامی از او در این جهان به یادگار بماند.
در فرهنگ اسلامی یکی از بهترین راه های زنده نگه داشتن نام انسان، عموم کارهای خیریه، به ویژه به وقف و در اصطلاح قرآنی، باقیات الصالحات گفته می شود، و مردم به آن دعوت شده اند.
سنّت وقف، مخصوص اسلام و کشورهای اسلامی و شرقی نیست. در کشورهای غربی و حتی در نقاط دورافتاده نیز این شبه وقف، وجود داشته و دارد. که برای معابد، موقوفه هایی را اختصاص داده اند. قبل از اسلام نیز شبه موقوفاتی وجود داشته که برای استمرار فعالیت پرستشگاه ها و بازسازی آنها و گذران زندگی اسقُف ها، از درآمد آنها بهره می گرفته اند و همین طبقه نیز آنها را سرپرستی می کردند و به دانش آموزانِ مدارس وابسته به معابد، خدمات لازم را می دادند. گرچه معمولاً بخشی از دارایی موقوفه، برای خدمات عمومی به مردم و مستمندان، بویژه در راهْ ماندگان و بیماران و صدمه دیدگان از حوادث غیرمترقبه و بلایا (نظیر سیل و زلزله و طاعون و...) در نظر گرفته می شد.
در برخی ادیان و ازمنه گذشته، نگاه جوامع بشری به امر وقف و امور خیریه به شکل امروزی خود نبوده است ولی نوعی از بخشش به عنوان کمک به دیگران و معابد وجود داشته و مخلوق برای رضای خالق متناسب با شرایط زمان و احکام و آیین مورد نظر خود اقداماتی از جنس موارد فوق الذکر انجام می داده است و در برخی ادیان نیز شبه وقف و نیکوکاری روشن تر مورد توجه واقع شده است.
در مجموع، با عمل وقف، مراکز مختلف آموزشی، فرهنگی، بهداشتی و اقتصادی ایجاد میگردد که افزون بر آن که در شهرنشینی جوامع ـ که از مؤلّفه های توسعه اقتصادی است ـ نقش قابل توجّهی دارد، نوعی برجستگی دینی، تاریخی و اقتصادی به شهرها خواهد بخشید و توسعه را، همراه با عدالت اجتماعی به ارمغان خواهد آورد.
امید می رود این مجموعه، آغازی برای پژوهشهای عمیق و همه جانبه پژوهشگران باشد و بتواند نگاهی کلی به امر وقف و امور خیریه از نگاه ادیان و آیین ها و امتهای پیشین به ما تببین نماید.

بخشش در بین سومریان

در بین سومریان، بیشتر خدایان در معابد بودند و برای آنها هدایایی از مال و خوراک و ... میآوردند... در خرابههای سومری، لوحی به دست آمده که در آن پاره ای دعاها نوشته شده است . همانطور که ملاحظه می شود در بین این مردم نوعی از بخشش به معبد براساس باورهای مردم آن زمان انجام میگرفته است.(1)

بخشش در بین مصریان قدیم

مردم مصر در قدیم، با فکر وقف اجمالاً آشنا بودند. املاکی بر خدایان، معبدها و مقبره ها اختصاص می یافت تا درآمد آنها به مصرف تعمیرات نوسازی، اقامه مراسم و خرج کاهنان (رهبران دینی) و خادمان برسد. این گام به قصد تقرب به خدایان برداشته می شد.
امروزه در مصر الواحی وجود دارد که حاکی از مطلب فوق الذکر است. از قدیمی ترین آنها لوحه شماره 72 است(2). در این لوح، نقوشی وجود دارد که حکایت از وقف املاک برای برخی کاهنان در خانواده چهارم ( سلسله چهارم فراعنه مصر) می کند. این لوح در فهرست موزه، ذیل شماره 8432 آمده است.(3) در این لوح برای ما بازگو می کند که رمسیس دوم، املاک فراوانی به معبد ابیدوس بخشید و مراسم ویژه ای جهت تملیک آن املاک، در حضور جمع کثیری از مردم برپا کرد، تا مردم در این امر خیر، از وی پیروی کنند. مردم مصر در قدیم، با بهترین شکل وقف اولادی آشنا بودند، اعیان املاکی حبس می شد و درآمد آنها به خانواده و یا اولاد واقف اختصاص می یافت و این حق بعد از آنها به اولادشان میرسید تا از عواید آنها بهره مند شوند و حق انتقال اعیان املاک را به غیر نداشتند. مصریان قدیم، با نظام تولیت نیز آشنا بودند. اداره اموال موقوفه را به پسر بزرگتر از هر طبقه واگذار می کردند و در اسناد وقف به صراحت از نقل موقوفه منع می شدند. سندی اخیراً از شخصی به نام «متی» از خانواده پنجم پیدا شده که این شخص موسسه ای به نفع فرزندانش در قالب هبه به وجود آورده و در آن به پسر بزرگترش دستور داده که از عواید آن موسسه به برادرانش بدهد، ولی اموال، قابل نقل به احدی نیست و اداره آن همیشه با پسر بزرگتر از طبقات موقوف علیهم است.
کاهنان از آنچه به عنوان نذر و قربانی به خدایان تقدیم می شد، می خوردند و می نوشیدند و هم چنین از زمین های مربوط به معابد و خدمات دینی خویش؛ درآمد سرشاری به چنگ می آوردند.
معابد مصر، سهم قابل توجهی از غنائم جنگی که از کشورگشایی ها در زمان او (رامسس ـ متوفی به سال 1225 ق. م) و جانشینانش به دست می آمد، به مصر سرازیر می شد، به خود اختصاص داده بودند. معابد در آن زمان، 107000 برده در اختیار داشتند که به اندازه یک سی ام جمعیت مصر بود، اراضی متعلق به این معابد حدود 3000000 هزار هکتار یعنی یک هفتم اراضی قابل کشت مصر می شد. تعداد چهارپایان 500000 رأس بود و درآمد 169 شهر مصر و شام به آن ها تعلق داشت. این درآمد هنگفت از پرداخت مالیات بر درآمد معاف بوده است(4)

بخشش در بین مردم بابل

معبد نقش بسیار مهمی در مدنیت بابل دارد. در شهرهای بین النهرین، معبد همیشه از بلندترین و مرتفع ترین ابنیه بوده که در وسط شهر از خشت خام یا آجر پخته، قد برافراشته و بر همه خانه ها و مساکن مردم مشرف بوده است و در برابر مذبح، در داخل معبد، انواع حیوانات و فواکه و مبلغ های بسیار وجه نقد و جنس، به رسم قربانی نذر خدای آن معبد می شده، در آنجا بوده است که برای تعلیم منشیان و نویسندگان مدارس خط میخی برپا کرده و این طبقه را تربیت می نموده اند. اضافه بر آن، معبد، مرکزیت کسبی و تجاری نیز داشته است. معبد، املاک موقوفه و اراضی وسیعی را اداره می کرده و کاهنان که متولیان معابد بودهاند، در حقیقت تنها طبقه روشنفکر و دانشمند کشور را تشکیل میدادهاند.(5)
در بابل، نسل های متوالی گناهکاران، برای آسایش، خاص مال خویش را با خدایان تقسیم می کردند ... شاهان نیز که خود را نیازمند آموزش خدایان می دانستند، پرستش گاه های مفید می ساختند و اثاثه و بنده و مواد غذایی برای آن ها فراهم میآوردند و زمین های بزرگی را بر آن ها وقف می کردند... هر وقت ... غنیمتی به چنگ قشون می افتاد، نخستین سلام بندگان و غنائم از آن معابد بود(6).

ادامه نوشته